کار با هوش مصنوعی

آموزش کار با Claude

Claude یک ابزار گفتگو محور است که برای کارهایی ساخته شده که خروجی شان یک متن یا سند طولانی است و بارها ویرایش می شود، نه یک جواب کوتاه. پلن رایگانش روی صفحه قیمت خود انتروپیک فهرست شده، سقف عددی اش منتشر نشده، و ایران در هیچ کدام از دو فهرست کشورهای پشتیبانی شده این شرکت نیست.

  • درس ۶ از ۱۵
  • مقدماتی
  • رایگان، بدون ثبت نام

یک کار سندمحور، از اول تا جایی که قابل تحویل شود

قدم سوم است که بیشتر آدم ها ردش می کنند و بعد از خروجی راضی نیستند.

  1. کار و محدودیتش را بنویسید

    برای چه کسی، با چه سقفی، و چه چیزی را نگوید.

    ۱
  2. ورودی واقعی را پیوست کنید

    با اسم و شماره جای خالی شده، نه فایل خام مشتری.

    ۲
  3. بگویید کدام بخش و چرا

    به جای بهترش کن. این تنها قدمی است که کیفیت را واقعا بالا می برد.

    ۳
  4. ادعاها را خودتان بررسی کنید

    هر عدد و تاریخ و اسم، پیش از اینکه از دست شما خارج شود.

    ۴
  5. سند را بیرون ببرید

    تاریخچه گفتگو بایگانی نیست و روزی که لازمش دارید پیدایش نمی کنید.

    ۵

این ترتیب برای کاری است که خروجی اش متن است. برای کاری که جوابش یک عدد یا یک تصمیم کوتاه است، همین ترتیب اضافه کاری است.

آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.

اولین جلسه، و آن چیزی که اینجا زودتر از بقیه دستتان می آید

مثل هر ابزار گفتگو محور دیگری، جلسه اول را با یک کار واقعی شروع کنید و در همان پیام اول بنویسید کار چیست، برای چه کسی است، چه محدودیتی دارد و خروجی را در چه قالبی می خواهید. تا اینجا هیچ فرقی با درس کار با ChatGPT ندارد و همان قواعد کار می کند.

فرق از جایی شروع می شود که کارتان طولانی باشد. اینجا خروجی به جای اینکه یک پیام داخل گفتگو باشد، در یک پنجره کناری به شکل یک سند باز می شود و شما همان سند را ویرایش می کنید، دوباره می فرستید، بخشی را نگه می دارید و بخشی را عوض می کنید. برای متن هزار کلمه ای، این تفاوت بین ویرایش کردن و از نو گرفتن است. صفحه قیمت انتروپیک این قابلیت را در پلن رایگان هم فهرست کرده، همراه با ساختن فایل و اجرای کد و جستجوی وب.

یک عادت که همین جلسه اول ارزش دارد: به جای اینکه بگویید «بهترش کن»، بگویید کدام بخش و چرا. جمله «پاراگراف دوم شعاری است، همان را با یک مثال واقعی عوض کن» یک ویرایش قابل انجام است؛ «بهترش کن» یک بازنویسی کامل می گیرد که معمولا چیز خوب قبلی را هم خراب می کند.

و یک هشدار که زودتر از آنچه فکر می کنید به کار می آید: طولانی شدن گفتگو رایگان نیست. هر نوبت، کل گفتگو دوباره خوانده می شود، پس گفتگویی که سی پیام دارد کند می شود و مدل شروع می کند به نادیده گرفتن چیزهایی که در پیام سوم گفته بودید. وقتی این را دیدید، گفتگو را عوض کنید و خلاصه تصمیم ها را با خودتان ببرید.

طومار شیشه ای بلندی که روی میز باز شده با علامت های سبز و خط خوردگی های قرمز و پوشه آبی کنار آن

گفتگو، پروژه، ترجیحات: کدام کجا به کار می آید

چهار مفهومی که در درس قبلی خواندید اینجا هم دقیقا همان کار را می کنند و فقط اسمشان فرق دارد: گفتگو ظرف کار است، زمینه چیزی است که هر نوبت از اول خوانده می شود، پیوست فایلی است که خوانده می شود ولی به دانش دائمی تبدیل نمی شود، و ترجیحات کاربر همان دستور همیشگی است که به همه گفتگوها سنجاق می شود. صفحه قیمت انتروپیک ترجیحات کاربر را در پلن رایگان هم فهرست کرده.

مفهوم پنجمی که اینجا اضافه می شود پروژه است: یک فضای کار که چند گفتگو و چند سند را زیر یک هدف نگه می دارد و دستور مشترک خودش را دارد. انتروپیک روی همان صفحه نوشته که پروژه در پلن رایگان نیست و در پرو پروژه نامحدود دارید. پس اگر پلن رایگان دارید، جای پروژه را با یک عادت ساده پر کنید: یک فایل متنی روی کامپیوتر خودتان که تصمیم های ثابت کار در آن نوشته شده و اول هر گفتگوی تازه یک بار می چسبانیدش.

تفاوت عملی پروژه با گفتگو در یک جمله: گفتگو حافظه یک کار است، پروژه حافظه یک مشتری. اگر برای یک مشتری در طول سه ماه ده کار انجام می دهید، چیزهایی هست که هر بار باید تکرارشان کنید (لحن، ممنوعیت ها، اسم محصولات) و همان ها جای پروژه اند.

یک چیز که هیچ کدام از این سه تا نیستند و مردم اشتباه می گیرند: هیچ کدام بایگانی کار شما نیست. تاریخچه گفتگو یک راحتی است، نه یک سیستم نگهداری. خروجی که به دردتان خورد را همان لحظه بیرون ببرید.

چهار جا برای گذاشتن یک اطلاعات، و کدام برای کدام

  • گفتگو

    حافظه یک کار. هر چه اینجا بنویسید تا آخر همین گفتگو با شماست.

  • پروژه

    حافظه یک مشتری. چیزهایی که در ده کار بعدی هم باید تکرار شوند.

  • ترجیحات کاربر

    چیزی که در هر گفتگویی درست است: شما کی هستید و چه چیزی را هرگز نگوید.

  • پیوست

    ورودی یک بار مصرف. در گفتگوی بعدی وجود ندارد.

این را کجا بگذارم

پروژه در پلن رایگان نیست. اگر پلن رایگان دارید، خانه دومی برایتان یک فایل روی کامپیوتر خودتان است که اول هر گفتگو می چسبانید.

پنج کاری که خروجی شان یک سند است، با پرامپت آماده

این پنج تا عمدا با پنج کار درس ChatGPT فرق دارند: آنجا کارهای کوتاه و پرتکرار بود، اینجا کارهایی که ورودی یا خروجی شان طولانی است. متن داخل آکولاد را با مال خودتان عوض کنید.

یک. یک صفحه خدمات را با محدودیت واقعی بازنویسی کنید. صفحه خدمات معمولا از سه سال پیش مانده و پر است از ادعاهایی که دیگر نمی توانید پشتشان بایستید.

متن زیر صفحه خدمات فعلی من است. بازنویسی کن با این قیدها:
- هیچ ادعایی نگه ندار که در متن من پشتش عددی یا مثالی نیست.
- هر ادعای بدون پشتوانه را حذف کن و در فهرست جدا بنویس چه چیزی حذف شد.
- سقف {چهارصد} کلمه.
- یک بند اضافه کن با عنوان «این خدمت برای چه کسی مناسب نیست».
خروجی: اول متن بازنویسی شده، بعد فهرست حذف شده ها.
متن فعلی:
{متن صفحه}

دو. یک سند طولانی را با ارجاع به بند خلاصه کنید. فرق این با «خلاصه کن» در همان کلمه ارجاع است: خلاصه بدون ارجاع را نمی شود بررسی کرد.

سند پیوست را بخوان و یک خلاصه بساز با این شکل:
هر نکته یک سطر، و آخر هر سطر داخل پرانتز بنویس از کدام بخش یا
صفحه سند آمده.
اگر نکته ای در سند نیست ولی فکر می کنی مهم است، آن را در یک
فهرست جدا با عنوان «در سند نیامده» بگذار.
هیچ عددی ننویس که در سند نباشد.
سوال من از این سند: {مثلا تعهدهای من چیست}

سه. یادداشت های جلسه را به سند مشخصات پروژه تبدیل کنید. این کاری است که هیچ کس دوست ندارد انجام بدهد و نبودش بعدا گران تمام می شود.

این ها یادداشت های پراکنده من از جلسه با مشتری است. یک سند
مشخصات پروژه بساز با این عنوان ها:
هدف، دامنه کار، چیزهایی که خارج از دامنه است، تحویل دادنی ها،
فرض ها، سوال های باز.
زیر «فرض ها» هر چیزی را بگذار که برای نوشتن سند لازم بود و در
یادداشت ها نبود، و صریح بنویس که فرض است.
تاریخ و مبلغی که من ننوشته ام را ننویس.
یادداشت ها:
{یادداشت جلسه}

چهار. متن خودتان را برای ادعاهای بی پشتوانه بازبینی کنید. پیش از انتشار، این ده دقیقه بارها جلوی یک ادعای غلط را گرفته است.

نقش تو بازبین است. متن زیر را بخوان و فقط سه چیز را بیرون بکش:
۱) جمله هایی که ادعای عددی یا زمانی دارند و منبعشان در متن نیست.
۲) جمله هایی که تعهد ایجاد می کنند (تضمین، قول، همیشه، هرگز).
۳) جمله هایی که دو جور خوانده می شوند.
هیچ چیزی را بازنویسی نکن. فقط شماره جمله و دلیل را بنویس.
متن:
{متن شما}

پنج. از چند گزینه یک جدول تصمیم بسازید. برای انتخاب هاست، ابزار، یا تامین کننده. نکته اصلی در خط آخر پرامپت است.

این ها {سه} گزینه ای است که بررسی کرده ام، با اطلاعاتی که خودم
جمع کرده ام. یک جدول مقایسه بساز با ستون های:
گزینه، هزینه، محدودیت اصلی، برای چه کسی مناسب است.
فقط از اطلاعاتی استفاده کن که پایین آورده ام. هر سلولی که
اطلاعاتش را نداده ام، بنویس «نامشخص» و پرش نکن.
آخر جدول یک بند بنویس: با این اطلاعات، چه چیزی هنوز برای
تصمیم گرفتن کم است.
گزینه ها:
{اطلاعات گزینه ها}

«نامشخص» بنویس و پرش نکن، مهم ترین خط این پنج تاست. سلول خالی در یک جدول مقایسه یعنی یک چیز را نمی دانید، و این خودش اطلاعات است. سلولی که با حدس پر شده، همان اطلاعات را از بین می برد و شبیه واقعیت هم به نظر می رسد.

پلن رایگان تا کجا می رود، و کجا از ایران دیوار می خورید

همه چیزی که پایین می خوانید از صفحه قیمت خود انتروپیک آمده و در ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ دوباره از همان صفحه خوانده شده. پلن رایگان اینجا برخلاف تصور، محدود به یک نسخه آزمایشی نیست: گفتگو روی وب و موبایل و دسکتاپ، جستجوی وب، حافظه بین گفتگوها، ساختن و اجرای فایل، تفکر طولانی، مهارت ها، اتصال ها، گفتگوی ناشناس و ترجیحات کاربر همگی در ستون رایگان تیک خورده اند.

ویژگیرایگانپرو
گفتگو روی وب، آی او اس، اندروید، دسکتاپهستهست
جستجوی وب و حافظه بین گفتگوهاهستهست
ساختن و ویرایش فایل با اجرای کدهستهست
پروژه هانیستنامحدود
Claude Codeنیستهست
قیمت ماهانهصفر۱۷ دلار سالانه، ۲۰ دلار ماهانه

ستون پرو با اشتراک سالانه ماهی ۱۷ دلار درمی آید که ۲۰۰ دلار یکجا حساب می شود، و اگر ماه به ماه بگیرید ۲۰ دلار است. پلن مکس از ۱۰۰ دلار در ماه شروع می شود و انتروپیک آن را به شکل انتخاب بین ۵ برابر یا ۲۰ برابر مصرف پرو توضیح داده.

و حالا چیزی که در جدول نیست و مهم ترین سطر همین بخش است: انتروپیک هیچ عددی برای سقف مصرف پلن رایگان منتشر نکرده. روی صفحه قیمت فقط نوشته محدودیت مصرف اعمال می شود، بدون اینکه بگوید چند پیام، در چه بازه ای، یا با چه بازنشانی. ما هم عددی نمی نویسیم، چون عددی نیست که بنویسیم. اگر جایی عدد دقیقی برای این سقف دیدید، آن عدد یا حدس کسی است یا تجربه یک حساب مشخص در یک روز مشخص.

درباره ایران، وضعیت روشن و بدون ابهام است و از صفحه خود انتروپیک خوانده شده: آن صفحه دو فهرست جدا دارد، یکی برای دسترسی تجاری به API و یکی برای Claude.ai، و ایران در هیچ کدام نیست. یعنی نه ثبت نام رسمی انجام می شود و نه کارت ایرانی پذیرفته می شود. این را در صفحه کلود در مرجع هوش مصنوعی با منبع نوشته ایم و لایه پرداخت را جدا در راهنمای خرید ابزارهای هوش مصنوعی. ما نه اکانت می فروشیم و نه راه دور زدن پیشنهاد می کنیم؛ چیزی که می نویسیم فقط این است که وضعیت رسمی چیست و منبعش کجاست.

رایگان یا پرو: کدام برای کدام آدم

رایگان کافی است اگر

  • هفته ای چند متن می نویسید و بین کارها ربطی نیست
  • تصمیم های ثابت کار را در یک فایل خودتان نگه می دارید
  • ساختن فایل و اجرای کد و جستجوی وب برایتان کافی است

پرو می ارزد اگر

  • برای یک مشتری در چند ماه چند کار انجام می دهید
  • هر روز با آن کار می کنید و سقف رایگان جلویتان را می گیرد
  • به Claude Code احتیاج دارید که در پلن رایگان نیست

کفه ها عمدا هم سطح اند. انتروپیک سقف مصرف پلن رایگان را با عدد منتشر نکرده، پس هیچ کس نمی تواند بگوید رایگان برای شما کافی هست یا نه؛ این را فقط استفاده خودتان در دو هفته نشان می دهد.

داده شما کجا می رود، و کدام کلید را خودتان باید بزنید

انتروپیک این موضوع را در مرکز حریم خصوصی خودش نوشته و متن آن مقاله تاریخ ۱۶ مارس ۲۰۲۶ دارد. خلاصه اش برای پلن های مصرفی، یعنی رایگان و پرو و مکس، این است: گفتگوهای شما وقتی برای بهبود مدل استفاده می شوند که خودتان اجازه اش را داده باشید، یا گفتگو برای بررسی ایمنی علامت خورده باشد، یا صریحا در برنامه ای عضو شده باشید. تنظیمش در بخش حریم خصوصی حساب است و اسمش بهبود مدل.

سه جزئیات که کمتر جایی نوشته می شود و هر سه به کار شما می آید.

اول، وقتی این گزینه روشن باشد چیزی که استفاده می شود کل گفتگوی مربوطه است، همراه با محتوا و سبک های سفارشی و ترجیحات همان گفتگو. یعنی واحد کار، پیام نیست؛ گفتگوست.

دوم، محتوای خام اتصال ها استثنا شده. اگر گوگل درایو یا یک سرور MCP را وصل کرده باشید، محتوای خامی که از آنجا می آید در این دسته نیست، ولی همان مقاله صریح می گوید اگر همان محتوا مستقیم داخل گفتگو کپی شود، دیگر داخلش هست. این همان جزئیاتی است که آدم ها اشتباه می فهمند: اتصال با کپی کردن فرق دارد.

سوم، گفتگوی ناشناس. مقاله می گوید گفتگوهای ناشناس برای بهبود مدل استفاده نمی شوند حتی اگر گزینه بهبود مدل را روشن کرده باشید. اگر یک کار حساس دارید و نمی خواهید سراغ تنظیمات بروید، این کوتاه ترین راه است.

و یک چیز که کسی انتظارش را ندارد: دکمه پسند و ناپسند. طبق همان مقاله، وقتی بازخورد می دهید کل آن گفتگو تا پنج سال در سیستم انتروپیک ذخیره می شود، هرچند پیش از استفاده از شناسه کاربری شما جدا می شود و با بقیه گفتگوهایتان ترکیب نمی شود. پس آن دکمه بی هزینه نیست؛ روی گفتگویی که چیز حساسی دارد، نزنیدش.

بقیه اش همان بهداشت همیشگی است و ربطی به این ابزار خاص ندارد: رمز یکتا، ورود دو مرحله ای، و یک نگاه دوره ای به اتصال ها و دستگاه های وصل شده. و قاعده ای که هیچ تنظیمی جایش را نمی گیرد: چیزی را داخل چت نگذارید که حاضر نیستید به یک غریبه بدهید.

چهار کلید، به ترتیب کاری که می کنند

  • تنظیم بهبود مدل

    در بخش حریم خصوصی حساب. تا خودتان روشنش نکنید، گفتگوها برای بهبود مدل استفاده نمی شوند.

  • گفتگوی ناشناس

    حتی با روشن بودن آن تنظیم هم برای بهبود مدل استفاده نمی شود. کوتاه ترین راه برای یک کار حساس.

  • وصل کردن، نه کپی کردن

    محتوای خام اتصال ها استثناست، ولی همان محتوا اگر داخل گفتگو کپی شود دیگر استثنا نیست.

  • دکمه بازخورد

    زدنش یعنی کل گفتگو تا پنج سال ذخیره می شود، هرچند از شناسه شما جدا می شود.

هیچ کدام از این چهار تا جای قاعده اصلی را نمی گیرد: چیزی که به یک غریبه نمی دهید، داخل چت هم نگذارید. تنظیم، سیاست یک شرکت را در یک تاریخ مشخص نشان می دهد و سیاست ها عوض می شوند.

مسیر سریع با هوش مصنوعی

بیشتر آدم ها برای لحن، صفت می دهند: حرفه ای بنویس، صمیمی بنویس، رسمی نباشد. صفت جواب نمی دهد چون معنی حرفه ای برای شما و برای مدل یکی نیست. کاری که حرفه ای ها می کنند این است که لحن را توصیف نمی کنند، استخراجش می کنند: سه نمونه از کار خوب خودتان را می دهند و می خواهند مشخصات سبک را از رویشان دربیاورد، بعد همان مشخصات را اول هر کار می چسبانند. این کار برای مدلی که متن طولانی را خوب می خواند مناسب است و یک بار انجام می شود.

  1. سه متن از کارهای خودتان بردارید که واقعا از آنها راضی بوده اید و مشتری هم پسندیده. سه تا کافی است و ده تا بهتر نیست: با ده نمونه، مشخصات میانگین درمی آید و میانگین همان لحن بی شکلی است که می خواستید از آن فرار کنید.
  2. با نسخه پایین مشخصات سبک را بگیرید. خروجی را همان جا نخوانید و رد نشوید: یک بار کامل بخوانیدش و هر خطی که خودتان قبولش ندارید حذف کنید. مشخصاتی که خودتان تاییدش نکرده اید، مشخصات کس دیگری است.
  3. مشخصات تایید شده را در ترجیحات کاربر بگذارید تا خودش سنجاق بماند، و اگر پلن رایگان دارید در یک فایل روی کامپیوتر خودتان نگه دارید و اول هر کار نوشتنی بچسبانید.
  4. هر سه ماه یک نمونه تازه به آن بدهید و بپرسید کدام خط مشخصات با این متن نمی خواند. سبک آدم عوض می شود و مشخصاتی که به روز نشود، شما را به لحن پارسالتان قفل می کند.

نسخه آماده کپی

سه متن زیر نوشته خود من است و از هر سه راضی بوده ام. از رویشان یک برگه مشخصات سبک بساز
که بشود آن را اول کارهای بعدی چسباند. این عنوان ها را داشته باش:

۱. طول جمله: میانگین و بلندترین و کوتاه ترین، با یک مثال از خود متن ها.
۲. واژگان: پنج کلمه ای که تکرار می شوند و پنج کلمه ای که با اینکه رایج اند در این متن ها نیامده اند.
۳. ساختار: این متن ها چطور شروع می شوند و چطور تمام می شوند.
۴. کارهایی که این نویسنده هرگز نمی کند.
۵. پنج قاعده دستوری، هر کدام یک جمله امری.

قواعد: فقط از روی همین سه متن بنویس. اگر برای یک عنوان شاهد کافی نداری،
بنویس شاهد کافی نیست و آن را حدس نزن. متن ها را بازنویسی نکن.

متن یک:
{متن اول}

متن دو:
{متن دوم}

متن سه:
{متن سوم}

قبل از اعتماد به خروجی: دو جای این کار می لنگد و بهتر است از اول بدانیدشان. اول اینکه مشخصات از روی سه نمونه درمی آید، پس هر عادتی که اتفاقی در آن سه متن بوده تبدیل به قانون می شود؛ برای همین است که قدم دوم حذف کردن خط های نادرست است و نه خواندن سرسری. دوم و مهم تر: مشخصات سبک لحن را می سازد و هیچ کاری با درستی ندارد. متنی که کاملا به لحن شماست، دقیقا به همان اندازه ممکن است عدد و تاریخ و اسم اشتباه داشته باشد، و چون آشنا به نظر می رسد دیرتر هم گیر می افتد.

هوش مصنوعی در این کار

موضوع این درس خودش یک ابزار هوش مصنوعی است، پس سوال درست این است که برای کدام کار سراغ کدام بروید. موضع ما: شکل خروجی تصمیم می گیرد. اگر خروجی یک سند است که چند بار ویرایشش می کنید، اینجا کار روان تر پیش می رود؛ اگر باید ده فایل و یک صوت را پیوست کنید، سراغ ابزاری بروید که سقف هایش را با عدد منتشر کرده. صفحه های زیر همان جایی است که فکت های دسترسی و قیمت را با منبع نگه می داریم.

ابزارهایی که واقعا کمک می کنند

  • Claude موضوع همین درس. پلن رایگانش ساختن فایل و اجرای کد و جستجوی وب و حافظه بین گفتگوها را دارد و پروژه ندارد؛ همه اینها روی صفحه قیمت خود انتروپیک فهرست شده. ایران در هیچ کدام از دو فهرست کشورهای پشتیبانی شده نیست.
  • Gemini وقتی کار پیوست کردن چند فایل و صوت است، اینجا از قبل می دانید کجا متوقف می شوید، چون گوگل سقف تعداد فایل و حجم و مدت را با عدد منتشر کرده. فارسی در فهرست زبان های پشتیبانی شده اش هست و ایران در فهرست کشورها نیست.
  • ChatGPT رایج ترین انتخاب و برای کارهای کوتاه و پرتکرار کافی. درباره سقف رایگان و دسترسی اپ مصرفی از ایران ادعایی نمی کنیم، چون هیچ صفحه مصرفی اوپن ای آی از این سرور باز نمی شود؛ لینک به صفحه سازنده است و همان جا دلیلش نوشته شده.

کجا نتیجه معکوس می دهد

خطر مشخص این موضوع، فرض کردن حالت پیش فرض است. آدم ها یا فکر می کنند همه چیز برای آموزش مدل می رود یا فکر می کنند هیچ چیز نمی رود، و هر دو در جزئیات غلط اند. متن خود انتروپیک صریح است: در پلن های مصرفی تا خودتان تنظیم بهبود مدل را روشن نکنید گفتگوها برای بهبود مدل استفاده نمی شوند، ولی همان متن دو استثنا را هم می گوید، گفتگویی که برای بررسی ایمنی علامت خورده و بازخوردی که با دکمه پسند و ناپسند می دهید، که کل آن گفتگو را تا پنج سال نگه می دارد. خطر دوم از جنس دیگری است و در بخش مسیر سریع هم آمد: برگه سبک خروجی را شبیه شما می کند و درستی اش را تضمین نمی کند. متنی که به لحن خودتان است، اشتباهش دیرتر پیدا می شود.

منبع ها: Anthropic: is my data used for model training Anthropic: plans and pricing Anthropic: supported countries and regions Google: upload and analyze files in Gemini Apps

حد این توصیه

هر عددی که در این درس هست از صفحه های خود انتروپیک آمده و همان صفحه ها هر وقت بخواهند عوض می شوند؛ تاریخ بررسی بالای صفحه نوشته شده و بعد از آن تاریخ، این متن یک عکس است. دوم، عددی که این درس ندارد را هم بدانید: سقف مصرف پلن رایگان منتشر نشده و ما هم حدسش نمی زنیم، پس این صفحه به شما نمی گوید رایگان برایتان کافی هست یا نه. سوم، آنچه اینجا آموزش داده می شود مفهوم است و نه جای دکمه؛ رابط کاربری عوض می شود و مفهوم ها نه. و چهارم، اگر از ایران به این سرویس دسترسی ندارید، هیچ کدام از این پنج کار به دردتان نمی خورد و درست ترین کار این است که وقتتان را روی ابزاری بگذارید که واقعا می توانید واردش شوید.

از تجربه خود ما

یک چیز را از کد خودمان می دانیم و روی این سرور قابل بررسی است. لایه بازبینی خودکار همین سایت، در فایل wp-content/mu-plugins/rgb-modai.php، برای فرستادن یک دستور یکسان به دو سازنده دو شاخه جدا دارد. شاخه انتروپیک درخواست را به api.anthropic.com/v1/messages می فرستد با هدر x-api-key و anthropic-version، و دستور سیستمی را در یک فیلد جدا به اسم system می گذارد. شاخه سازگار با اوپن ای آی همان دستور را به chat/completions می فرستد با توکن Bearer، و دستور سیستمی را به عنوان اولین پیام داخل آرایه پیام ها می گذارد. نتیجه ای که برای شما مهم است: یک متن یکسان، دو درخواست متفاوت. در محصول گفتگو هم همین طور است؛ آن فیلد جدا، معادلش ترجیحات کاربر است، و به همین دلیل نوشتن یک قاعده در ترجیحات با تایپ کردن همان جمله وسط گفتگو یکی نیست.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

پلن رایگان چند پیام در روز می دهد؟

انتروپیک این عدد را منتشر نکرده. صفحه قیمتش فقط می نویسد محدودیت مصرف اعمال می شود و هیچ رقم و بازه ای نمی دهد. تنها راه دانستن سقف حساب خودتان این است که چند بار به آن بخورید و ساعتش را یادداشت کنید.

فرق پروژه با یک گفتگوی طولانی چیست؟

گفتگوی طولانی هر نوبت کل خودش را دوباره می خواند، پس هرچه بلندتر شود کندتر و پرت تر می شود. پروژه یک فضای کار است که چند گفتگوی جدا را زیر یک دستور مشترک نگه می دارد، پس هر کار تازه ای گفتگوی تازه خودش را دارد بی آنکه لازم باشد زمینه ثابت را دوباره تایپ کنید. پروژه در پلن رایگان نیست.

گفتگوهای من برای آموزش مدل استفاده می شود؟

طبق متن مرکز حریم خصوصی انتروپیک با تاریخ ۱۶ مارس ۲۰۲۶، در پلن های مصرفی وقتی استفاده می شوند که خودتان تنظیم بهبود مدل را روشن کرده باشید، یا گفتگو برای بررسی ایمنی علامت خورده باشد، یا صریحا در برنامه ای عضو شده باشید. گفتگوی ناشناس حتی با روشن بودن آن تنظیم هم استفاده نمی شود. جدا از اینها، زدن دکمه بازخورد کل آن گفتگو را تا پنج سال نگه می دارد.