تکنیک های پیشرفته پرامپت
تکنیک های پیشرفته پرامپت یک نردبان پنج پله ای اند: بدون نمونه، با نمونه، زنجیره فکر، خروجی ساختاریافته و پرامپت سیستمی. پله بالاتر بهتر نیست، بیشتر است؛ و روی مدل های استدلالی امروز، راهنمای خود سازنده ها می گوید پله سوم را اغلب نباید بالا رفت.
- درس ۴ از ۱۵
- میانی
- رایگان، بدون ثبت نام
پنج پله، از پایین به بالا
هر پله چیزی به پرامپت اضافه می کند. هیچ کدام جای پله پایینی را نمی گیرد و هیچ کدام هم به تنهایی نشانه حرفه ای بودن نیست.
-
۱
بدون نمونه
فقط می پرسید. چهار کار از پنج کار واقعی همین جا تمام می شوند.
-
۲
با نمونه
دو تا پنج مثال درست. برای وقتی که شکل کار راحت تر از توضیحش دیده می شود.
-
۳
زنجیره فکر
مراحل قبل از جواب. امروز بیشتر برای دیدن استدلال به کار می آید تا بهتر کردنش.
-
۴
خروجی ساختاریافته
شکل ثابت و قابل خواندن برای برنامه. تنها پله ای که کیفیت را قابل سنجش می کند.
-
۵
پرامپت سیستمی
قانون های ثابت، یک بار. یک قانون است که معمولا رعایت می شود، نه یک دیوار.
پله سوم روی مدل های استدلالی امروز اغلب لازم نیست و راهنمای خود سازنده ها همین را می گوید. متن صفحه منبع هر دو را داده.
آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.
این پنج پله چه هستند و پله بالاتر یعنی چه
هر پنج تکنیکی که در این درس می آید یک کار می کنند: چیزی به پرامپت اضافه می کنند که قبلا نبود. بدون نمونه یعنی فقط می پرسید. با نمونه یعنی چند مثال از ورودی و خروجی درست را هم می گذارید. زنجیره فکر یعنی می خواهید قبل از جواب، مراحل رسیدن به آن را بنویسد. خروجی ساختاریافته یعنی شکل جواب را طوری تعیین می کنید که یک برنامه بتواند بخواندش. پرامپت سیستمی یعنی قانون هایی که به همه پیام ها اعمال می شود و هر بار تکرارشان نمی کنید.
حالا نکته ای که در بیشتر آموزش ها گم می شود: این نردبان کیفیت نیست. پله بالاتر جواب بهتری نمی دهد، فقط پرامپت بزرگ تری می سازد. هر پله ای که بالا می روید سه چیز اضافه می کنید: توکن، تاخیر، و یک چیز دیگر که می تواند خراب باشد. نمونه ای که با قانون هایتان تناقض دارد بدتر از نداشتن نمونه است.
پس قاعده عملی این است: از پله اول شروع کنید و فقط وقتی بالا بروید که خروجی نشانتان داده کجا کم آورده. چهار پرامپت از پنج پرامپت کاری واقعی، همان پله اول باقی می مانند و این نشانه مبتدی بودن نیست.

نمونه دادن؛ چند تا کافی است و کجا برعکس عمل می کند
اصطلاح few-shot از مقاله ۲۰۲۰ اوپن ای آی با عنوان «مدل های زبانی یادگیرنده های چند نمونه ای هستند» آمده و ایده اش ساده است: به جای توضیح دادن کار، چند مثال از آن نشان بدهید. برای کارهایی که شکلشان راحت تر از توضیحشان دیده می شود، این پله واقعا جواب می دهد؛ دسته بندی، لحن، و هر قالبی که وسواس دارد.
یک مثال واقعی. فرض کنید پیام های ورودی مشتری ها را می خواهید به چهار دسته تقسیم کنید. بدون نمونه، پرامپت می گوید «این پیام را در یکی از این چهار دسته بگذار» و مدل بیشترشان را درست می زند و سر پیام های مرزی سلیقه ای عمل می کند. با نمونه، همان پیام های مرزی را خودتان انتخاب می کنید:
پیام: سلام، سفارش ۱۲۳ رو دیروز گرفتم ولی جعبه ضربه دیده بود. داخلش سالمه. دسته: شکایت پیام: می شه بگید سفارش ۱۲۳ کی می رسه؟ دسته: پیگیری پیام: سلام. سه تا از همون قبلی می خوام. دسته: سفارش
ارزش این سه خط در چیزی است که نمی شد نوشتش: اینکه «جعبه ضربه دیده ولی کالا سالم است» باز هم شکایت حساب می شود، تصمیم شماست و نه یک قانون عمومی. نمونه ها همان تصمیم های مرزی را منتقل می کنند.
درباره تعداد، عدد جادویی وجود ندارد و هر کسی عددی به شما بگوید دارد حدس می زند. راهنمای خود اوپن ای آی برای مدل های استدلالی می گوید اول بدون نمونه امتحان کنید و فقط اگر لازم شد نمونه اضافه کنید، و همان جا هشدار می دهد که نمونه ها باید کاملا با دستورها هم خوان باشند، چون ناسازگاری بین این دو خروجی را بد می کند.
سه جایی که نمونه دادن برعکس عمل می کند: وقتی همه نمونه ها از یک دسته اند و مدل همان توزیع را کپی می کند؛ وقتی نمونه ای با یکی از قانون های خودتان تناقض دارد و مدل نمونه را باور می کند نه قانون را؛ و وقتی نمونه ها از داده واقعی مشتری برداشته شده اند، چون آن داده از این به بعد در هر بار اجرا فرستاده می شود.
زنجیره فکر از کجا آمد و چرا امروز کمتر لازم است
ژانویه ۲۰۲۲، مقاله ای از پژوهشگران گوگل با عنوان «پرامپت زنجیره فکر، استدلال را در مدل های زبانی بزرگ فرا می خواند» منتشر شد. حرفش این بود که اگر در نمونه ها مراحل میانی رسیدن به جواب را هم نشان بدهید، مدل های به اندازه کافی بزرگ روی مسئله های حساب و منطق بهتر عمل می کنند. از همان مقاله بود که «قدم به قدم فکر کن» به همه آموزش ها راه پیدا کرد.
حالا نزدیک پنج سال بعد، راهنمای خود سازنده ها چیز دیگری می گوید. صفحه اوپن ای آی درباره بهترین روش کار با مدل های استدلالی می نویسد پرامپت ها را ساده و مستقیم نگه دارید و از پرامپت زنجیره فکر پرهیز کنید، چون این مدل ها استدلال را داخل خودشان انجام می دهند و گفتن «قدم به قدم فکر کن» لازم نیست. مستندات انتروپیک هم درباره حالت تفکر گسترده می گوید دستور کلی را به مراحل تجویزی ترجیح بدهید: جمله ای مثل «کامل فکر کن» اغلب نتیجه بهتری می دهد تا یک نقشه قدم به قدمی که خودتان نوشته اید.
پس تکنیک غلط نشده؛ جایش عوض شده. رفته داخل مدل. دو جا هنوز به دردتان می خورد: روی مدل های کوچک تر و قدیمی تر که استدلال درونی ندارند، و وقتی می خواهید مراحل را ببینید تا بتوانید ایراد بگیرید. دومی دلیل خوبی است و دلیلش کیفیت جواب نیست، بازرسی است.
و یک هشدار که کمتر جایی می خوانید: متن مراحلی که مدل چاپ می کند، گزارش چیزی که واقعا داخلش گذشته نیست. آن هم متنی است که مثل بقیه متن تولید شده. می شود جوابی درست باشد و مراحلش بی ربط، یا مراحل قانع کننده باشند و جواب غلط. آن را توضیحی بدانید که به شما پیشنهاد شده، نه رسیدی که مهر خورده. این موضع ماست و از همان مکانیزمی می آید که در درس مدل زبانی بزرگ توضیح داده ایم.
تاریخ بالای این صفحه را جدی بگیرید. راهنمای سازنده ها دقیقا همان چیزی است که در این حوزه سریع عوض می شود، و این بند از همان جنس ادعاهایی است که ممکن است سال بعد نصفش درست نباشد.
زنجیره فکر؛ کجا هنوز می ارزد و کجا فقط توکن است
یک تکنیک با دو کاربرد کاملا متفاوت. یکی دارد از کار می افتد و دیگری نه.
برای بهتر کردن جواب
- روی مدل های استدلالی امروز اغلب لازم نیست
- راهنمای دو سازنده می گوید پرامپت را ساده نگه دارید
- روی مدل های کوچک تر و قدیمی تر هنوز کمک می کند
- توکن و تاخیر اضافه می کند و گاهی نتیجه را بدتر می کند
برای دیدن استدلال
- وقتی باید بفهمید جواب از کجا آمده
- برای پیدا کردن جای دقیق اشتباه در یک کار چند مرحله ای
- وقتی جواب را باید به کسی دیگر توضیح بدهید
- این کاربرد با بهتر شدن مدل ها از بین نمی رود
حتی در ستون دوم، متن مراحل گزارش آنچه داخل مدل گذشته نیست. توضیحی است که به شما پیشنهاد شده.
خروجی ساختاریافته؛ وقتی جواب باید وارد یک برنامه شود
این تنها پله ای است که در کار واقعی تقریبا همیشه هزینه اش را در می آورد، و دلیلش هم کیفیت متن نیست: جوابی که شکل ثابت دارد را می شود ماشینی چک کرد. تا وقتی خروجی یک پاراگراف روان است، تنها راه سنجیدنش خواندن آن است. وقتی خروجی یک ردیف با کلیدهای مشخص است، پنج خط کد به شما می گوید کدام ردیف خراب است.
دو راه برای گرفتنش هست و فرقشان مهم است. راه اول این است که در پرامپت شکل را بخواهید و امیدوار باشید. راه دوم استفاده از حالتی است که خود سازنده ها ساخته اند و خروجی را به یک شمای مشخص مقید می کند؛ انتروپیک و گوگل هر دو برای این کار مستندات جدا دارند. اگر از طریق ای پی آی کار می کنید، راه دوم را انتخاب کنید. اگر در پنجره گفتگو کار می کنید، راه اول تنها گزینه است و آن وقت چک کردن خروجی تنها تضمین شماست.
یک تله که مخصوص فارسی زبان هاست و در هیچ مستند انگلیسی پیدا نمی کنید: اگر در قانون های پرامپت با عدد فارسی بنویسید «عددی بین ۱ تا ۳»، احتمال دارد مدل هم عدد فارسی برگرداند و آن وقت خروجی دیگر JSON معتبر نیست، چون JSON فقط رقم لاتین می پذیرد. راه حلش یک جمله است: در همان قانون بنویسید ارقام لاتین باشند. ما این را در نسخه آماده پایین گذاشته ایم.
و یک عادت که ارزشش از خود شما به تکنیک بیشتر است: اجازه ندهید یک خروجی ساختاریافته مستقیم کاری را انجام دهد که برگرداندنش سخت است. ایمیل فرستادن به مشتری، ثبت مرجوعی، تغییر قیمت. بین خروجی و آن کار یک آدم بگذارید، دست کم تا وقتی روی صد ردیف واقعی امتحانش کرده باشید.
پرامپت سیستمی؛ قانون هایی که هر بار تکرار نمی کنید
پرامپت سیستمی جایی است که قانون های ثابت کارتان می نشینند و به همه پیام های آن گفتگو اعمال می شوند. در ای پی آی این یک پارامتر جداست و مستندات انتروپیک برایش صفحه اختصاصی دارد. در محصولات گفتگویی، همان چیزی است که با اسم هایی مثل دستور سفارشی یا دستور پروژه می بینید.
چه چیزی آنجا می نشیند: اینکه شما کی هستید و برای چه کسی می نویسید، محدودیت های همیشگی، و قراردادهای خروجی مثل اینکه هیچ وقت فهرست گلوله ای نمی خواهید. چه چیزی آنجا نمی نشیند: جزئیات یک کار مشخص، هر چیزی که هر بار عوض می شود، و بدیهی است که هیچ رمز و کلیدی.
یک نکته که در بیشتر آموزش ها نیست: پرامپت سیستمی مرز امنیتی نیست. یک قانون است که مدل معمولا رعایتش می کند، نه دیواری که چیزی از آن رد نمی شود. متنی که در پیام بعدی می چسبانید، مثلا محتوای یک صفحه وب یا یک پیام مشتری، می تواند دستوری داخل خودش داشته باشد که با قانون های شما مخالف است. این همان چیزی است که در بلاک پایین همین صفحه با اسم درست خودش آمده.
کجا این تکنیک ها را نگذارید
چهار حالت هست که در آنها بالا رفتن از نردبان فقط هزینه است. اول کار یک باره: چیزی که یک بار انجامش می دهید ارزش ساختن نمونه و شما و پرامپت سیستمی را ندارد؛ بپرسید، جواب را بخوانید، تمام. دوم وقتی مشکل، نبود اطلاعات است: اگر جواب درست به داده ای نیاز دارد که مدل ندارد، هیچ پله ای آن را نمی سازد و راه حل دادن همان داده است.
سوم وقتی خروجی برای یک آدم است و نه یک برنامه. خروجی ساختاریافته آنجا فقط اصطکاک اضافه می کند و متن را خشک تر می کند. چهارم و مهم تر از همه: وقتی هیچ راهی برای چک کردن نتیجه ندارید. تکنیک بیشتر، جواب غلط را مطمئن تر و منظم تر جلوه می دهد و همین آن را خطرناک تر می کند. اگر نمی توانید بگویید یک خروجی درست چه شکلی است، اول آن را حل کنید.
یک جمع بندی که ارزش تکرار دارد: بین این پنج پله، آن که بیشترین بازده را در کار روزمره دارد خروجی ساختاریافته است، چون تنها پله ای است که کیفیت را قابل سنجش می کند. بقیه پله ها کیفیت را عوض می کنند و سنجش را نه.
کجا تکنیک اضافه کنیم و کجا دست نگه داریم
ستون دوم مهم تر است. بیشتر پرامپت های بیش از حد پیچیده از آنجا آمده اند که کسی این ستون را نخوانده.
تکنیک اضافه کنید
- همین کار قرار است ده ها بار تکرار شود
- تصمیم های مرزی دارید که نوشتنشان سخت است
- خروجی باید وارد یک برنامه یا یک جدول شود
- قانون های ثابتی دارید که هر بار تکرارشان می کنید
دست نگه دارید
- کار یک باره است
- مشکل نبود اطلاعات است و نه شکل پرامپت
- خروجی را یک آدم می خواند و نه یک برنامه
- هیچ راهی برای چک کردن درستی نتیجه ندارید
هیچ کدام از این ها قانون سختی نیست. اگر مورد شما در هر دو ستون جا می شود، ساده ترش را انتخاب کنید.
مسیر سریع با هوش مصنوعی
سریع ترین شکل حرفه ای این پنج پله، ترکیب پله چهارم با یک چیزی است که تقریبا هیچ آموزشی نمی گویدش: مدل لازم نیست بار اول درست جواب بدهد. شکل خروجی را می خواهید، خروجی را با یک چک مکانیکی می خوانید، و فهرست خطاها را عینا به خودش برمی گردانید تا فقط ردیف های خراب را دوباره بسازد. تفاوت این کار با اصلاح دستی، در ده ردیف حس نمی شود و در دویست ردیف تفاوت یک بعدازظهر با یک هفته است.
- شکل خروجی را به جای توضیح دادن، یک بار پر شده بنویسید. یک رکورد نمونه با همه کلیدها، حتی کلیدهایی که در آن نمونه خالی اند.
- همان شکل را برای همه ورودی ها بخواهید و صریح بگویید هیچ چیز دیگری ننویسد. این دور کار مکانیکی است و یک مدل سریع و ارزان معمولا کافی است.
- خروجی را با یک چک مکانیکی بخوانید، حتی اگر آن چک فقط یک json.loads باشد. چیزی که نمی توانید ماشینی چک کنید، در عمل ساختاریافته نیست.
- فهرست خطاها را با شناسه ردیف برگردانید و فقط همان ردیف ها را دوباره بخواهید. معمولا یک دور تعمیر کافی است؛ اگر دور دوم هم خطا داد، عیب از شکل خواسته شماست و نه از مدل.
- آخرین قدم دست شماست. چک مکانیکی شکل را تایید می کند و نه درستی را؛ یک نمونه تصادفی از ردیف ها را خودتان بخوانید.
نسخه آماده کپی
بخش یک، استخراج:
از هر متن زیر همین رکورد را بساز و هیچ چیز دیگری ننویس.
شکل رکورد، دقیقا همین کلیدها و همین ترتیب:
{"id": "m-001", "daste": "shekayat|peygiri|sefaresh|sayer", "foriat": 2, "kholase": "یک جمله، حداکثر پانزده کلمه", "tamas": null}
قانون ها:
- «foriat» عددی بین 1 تا 3 است، با رقم لاتین. رقم فارسی ننویس، چون JSON آن را نمی پذیرد.
- 3 یعنی مشتری منتظر جواب امروز است.
- اگر شماره تماسی در متن نبود، مقدار «tamas» را null بگذار و شماره نساز.
- اگر متن در هیچ کدام از چهار دسته جا نشد، «sayer» بگذار و در «kholase» بگو چرا.
خروجی: فقط یک آرایه JSON. بدون توضیح، بدون بلاک کد، بدون متن قبل و بعدش.
متن ها:
{هر متن در یک خط، با شناسه اش در ابتدا}
بخش دو، تعمیر (بعد از اجرای چک):
این خروجی خودت بود و اینها خطاهایی که چک کننده گرفت:
{فهرست خطاها، هر کدام با شناسه رکورد و دلیل}
فقط همان رکوردهای خراب را دوباره بده، با همان شکل و همان قانون ها. رکوردهای سالم را دوباره نفرست و چیز دیگری هم ننویس.
قبل از اعتماد به خروجی: چک مکانیکی شکل را تایید می کند و نه درستی را. یک رکورد می تواند کاملا سالم و کاملا غلط باشد، و مشخصا آن عدد فوریت قضاوتی است که مدل هیچ راهی برای دانستنش ندارد. قبل از اینکه این خروجی به کاری وصل شود، یک نمونه تصادفی را خودتان بخوانید، و هیچ وقت اجازه ندهید یک رکورد مستقیم کاری را انجام دهد که برگشتش سخت است.
هوش مصنوعی در این کار
سوالی که اینجا واقعا مهم است این است: کدام مدل یک شکل ثابت را در بیست ردیف پشت سر هم نگه می دارد؟ این با «کدام مدل باهوش تر است» یکی نیست و هیچ لیدربوردی که ما استفاده می کنیم آن را اندازه نمی گیرد. معیارهای رتبه بندی خود ما هم همین طورند: امتیاز آرنا، امتیاز به ازای دلار، پنجره متن، بلوغ ابزار و دسترسی از ایران. هیچ کدام رعایت دستور نیست. پس جواب صادقانه این است که این را باید خودتان یک ساعته اندازه بگیرید: بیست ورودی واقعی، یک شمای ثابت، و شمردن ردیف هایی که از شکل خارج شده اند. عددی که از این در می آید از هر رتبه بندی ای برای کار شما معتبرتر است.
ابزارهایی که واقعا کمک می کنند
- Claude برای پله چهارم مستندات جدا دارد و خروجی را به شمای مشخص مقید می کند، که با خواستن شکل داخل پرامپت فرق دارد. ایران در هیچ کدام از دو فهرست کشورهای پشتیبانی شده انتروپیک نیست؛ این را از صفحه خود انتروپیک خوانده ایم.
- Gemini آن هم حالت خروجی ساختاریافته مستند دارد و راهنمای پرامپتش از همه صریح تر است. صفحه خود گوگل می گوید اپ وب جمنای در بیش از دویست و سی کشور و منطقه کار می کند و ایران در آن فهرست نیست.
- ChatGPT رایج ترین انتخاب، و راهنمای مدل های استدلالی اش همان جایی است که دو ادعای این درس درباره زنجیره فکر و نمونه ها از آن آمده. درباره دسترسی از ایران ادعایی نمی کنیم: دامنه اصلی اوپن ای آی به این سرور خطای دسترسی می دهد.
کجا نتیجه معکوس می دهد
خطر مشخص این تکنیک ها یک اسم دارد: تزریق پرامپت. لحظه ای که پرامپت شما متنی را در خود می گیرد که خودتان ننوشته اید، یعنی محتوای یک صفحه وب، یک سند، یا همان پیام مشتری که در نسخه بالا از آن حرف زدیم، دستوری که داخل آن متن نشسته می تواند رفتار مدل را عوض کند. بنیاد OWASP این را اولین ریسک فهرست ده گانه اش برای برنامه های مبتنی بر مدل زبانی گذاشته و صریح می گوید این دستور لازم نیست برای انسان قابل خواندن باشد؛ کافی است مدل بخواندش. راه حلش یک جمله جادویی در پرامپت سیستمی نیست، چون آن یک قانون است و نه دیوار. راه حل عملی سه چیز است: خروجی مدل مستقیم به کاری وصل نشود که برگشتش سخت است، هیچ کلید و رمزی در پرامپت نباشد، و متن ناشناخته را با این فرض بخوانید که ممکن است دستور داشته باشد. خطر دوم آرام تر است: یک رکورد می تواند از نظر شکل بی عیب و از نظر محتوا کاملا ساختگی باشد، و ساختار، غلط بودن را مرتب و قانع کننده جلوه می دهد.
منبع ها: OWASP: LLM01 prompt injection Anthropic: structured outputs Anthropic: system prompts Google: structured output with Gemini
حد این توصیه
حرف های این صفحه بیشتر از حد معمول تاریخ مصرف دارند و بهتر است رکش نکنیم: بند زنجیره فکر روی راهنمای دو سازنده ایستاده و راهنمای سازنده ها همان چیزی است که سریع عوض می شود. هیچ کدام از این پنج تکنیک را هم ما روی این سرور محک نزده ایم؛ آنچه داریم مقاله ها و مستندات خود سازنده هاست و همه شان لینک دارند. سوم اینکه همه این درس درباره مدل های متنی است، از راه پنجره گفتگو یا ای پی آی؛ برای مدل های تصویر هیچ کدام از این پله ها معنی ندارد. و آخر اینکه این صفحه نمی گوید کدام مدل مطیع تر است، چون رتبه بندی خود ما آن را اندازه نمی گیرد؛ آنچه اندازه می گیریم و منبع دارد در رتبه بندی چت بات ها و برای کار کد در رتبه بندی مدل های کدنویسی نشسته.
از تجربه خود ما
همین بخش آموزش که دارید می خوانید، خودش یک نمونه از پله چهارم است. هر درس یک فایل داده با شکل ثابت است و یک اعتبارسنج قبل از اینکه صفحه ساخته شود رویش اجرا می شود؛ آن اعتبارسنج ۲۳ قانون رد کردن دارد، از نبود بلاک محدودیت تا لینک داخلی مرده تا نموداری که عددی بدون منبع نشان بدهد. چرا این قدر سخت گیرانه: در بخش هوش مصنوعی همین سایت یک بار یک فیلد چند زبانه به جای آرایه چهار زبانه یک رشته ساده نوشته شده بود و نتیجه اش این شد که متن فارسی روی صفحه های انگلیسی چاپ شد. هیچ دستوری در هیچ پرامپتی جلوی آن را نگرفت؛ چیزی که جلویش را گرفت یک شرط سه خطی بود که رشته ساده را رد می کند. درس عملی اش برای کار خودتان همان چیزی است که در نسخه بالا آمده: شکل را بخواهید، بعد شکل را چک کنید.
سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند
چند نمونه برای few-shot کافی است؟
عدد ثابتی وجود ندارد و هر عددی که جایی خواندید حدس بوده. راهنمای اوپن ای آی می گوید اول بدون نمونه امتحان کنید و فقط اگر لازم شد نمونه اضافه کنید. روش عملی: از دو نمونه شروع کنید، هر بار یکی اضافه کنید و روی همان ورودی های آزمون ببینید خروجی عوض شد یا نه. جایی که اضافه کردن نمونه دیگر چیزی را عوض نمی کند، همان جا بس است.
فرق پرامپت سیستمی با نوشتن همان جمله در اول پیام چیست؟
ماندگاری. جمله ای که در پیام می نویسید مال همان یک پیام است؛ پرامپت سیستمی روی همه پیام های آن گفتگو اعمال می شود و شما هر بار تکرارش نمی کنید. در محصولات گفتگویی همین کار با اسم دستور سفارشی یا دستور پروژه انجام می شود. ولی هیچ کدام از این دو مرز امنیتی نیستند و متنی که بعدا می چسبانید می تواند خلافش را بخواهد.
هنوز باید بنویسم «قدم به قدم فکر کن»؟
اگر مدل استدلال درونی دارد، راهنمای خود سازنده ها می گوید نه و پرامپت را ساده نگه دارید. اگر مدل کوچک تر یا قدیمی تری استفاده می کنید، هنوز می تواند کمک کند. یک استثنا هم هست که به کیفیت ربطی ندارد: وقتی می خواهید مراحل را ببینید تا بتوانید بفهمید جواب از کجا آمده، خواستنش همچنان درست است.