کار با هوش مصنوعی

مدل زبانی بزرگ (LLM) چیست

مدل زبانی بزرگ برنامه ای است که متن را به قطعه های کوچکی به اسم توکن می شکند و بارها و بارها حدس می زند توکن بعدی چه باشد. هیچ جدولی از حقایق داخلش نیست؛ چیزی که دارد وزن هایی است که از حجم عظیمی از متن به دست آمده اند و تعیین می کنند کدام ادامه محتمل تر است.

  • درس ۲ از ۱۵
  • مقدماتی
  • رایگان، بدون ثبت نام

چه چیزی به این حساب وارد می شود و چه چیزی نمی شود

سه ورودی به حساب می رسند و یک متن بیرون می آید. ورودی چهارم اصلا وصل نیست و همان جای خالی، بیشتر رفتارهای عجیب این ابزارها را توضیح می دهد.

  • ۱پرامپت و کل گفتگو

    هر بار از نو خوانده می شود و باید داخل پنجره متن جا شود. بیرون از آن، برای مدل وجود ندارد.

  • ۲وزن های آموخته

    حاصل آموزش، و بعد از آن ثابت. از گفتگوی امروز شما تغییری در آنها ایجاد نمی شود.

  • ۳کمی تصادف در انتخاب

    همیشه محتمل ترین گزینه انتخاب نمی شود، و به همین دلیل یک سوال یکسان دو جواب می گیرد.

  • منبع حقیقت

    چنین ورودی ای وجود ندارد مگر اینکه ابزار جستجو به مدل داده باشند. هیچ سیگنالی داخل حساب نمی گوید این تکه واقعیت است و آن یکی ساخته شده.

  • پیش بینی توکن بعدی

    هر بار فقط یک توکن، و بعد کل حساب از اول. جمله ای که می خوانید حاصل تکرار همین یک قدم است.

  • متنی که می خوانید

    روان بودن این متن هیچ چیزی درباره درست بودنش نمی گوید؛ روانی همان چیزی است که این حساب بهینه اش کرده.

این شکل ساده شده است و از معماری داخلی چیزی نمی گوید. چیزی که نشان می دهد فقط این است که چه چیزهایی روی جواب اثر می گذارند.

آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.

توکن چیست و چرا همه چیز با آن شمرده می شود

مدل متن را کلمه به کلمه نمی بیند. اول متن را به قطعه هایی می شکند که به آنها توکن می گویند: گاهی یک کلمه کامل، گاهی نصف یک کلمه، گاهی فقط یک علامت نگارشی یا یک فاصله. این تقسیم بندی را کسی دستی ننوشته؛ از روی همان متنی ساخته شده که مدل با آن آموزش دیده. برای همین کلمه های پرتکرار معمولا یک توکن می شوند و کلمه های نادر به چند تکه می شکنند.

چرا این برای شما مهم است: هر چیزی که در این ابزارها شمرده می شود بر حسب توکن است. سقف ورودی، سقف خروجی و صورتحساب. وقتی جایی می خوانید ورودی هر یک میلیون توکن چند دلار است، واحد همین است و نه کلمه و نه کاراکتر.

یک نکته که برای فارسی زبان ها جدی است: زبانی که در متن آموزش کمتر دیده شده معمولا به توکن های ریزتری شکسته می شود، یعنی همان معنی با تعداد بیشتری توکن نوشته می شود و در نتیجه گران تر تمام می شود. ما این را روی این سرور اندازه نگرفته ایم، چون توکنایزر هیچ کدام از این مدل ها اینجا نصب نیست و عددی که منبع نداشته باشد نمی نویسیم. اگر برایتان مهم است، یک پاراگراف فارسی و ترجمه انگلیسی اش را در شمارنده توکن خود سازنده بگذارید و دو عدد را کنار هم ببینید؛ ده ثانیه طول می کشد و جواب مال خودتان است.

نواری از توکن های شیشه ای که بعدی به شکل نور آبی در حال شکل گیری است با قاب قرمز و میله های احتمال سبز

پنجره متن چقدر است و چه چیزی نیست

پنجره متن سقف چیزی است که مدل در یک نوبت می تواند ببیند: پرامپت شما، فایل هایی که چسبانده اید و کل گفتگوی تا اینجا، همه با هم. هر چیزی که بیرون این سقف بماند برای مدل وجود ندارد. نه اینکه فراموشش کرده باشد؛ اصلا ندیده.

اندازه ها بزرگ اند و بین سازنده ها فرق می کنند. در فهرست منبع دار خود ما، کلود اپوس ۵ پنجره یک میلیون توکن دارد و مستندات مدل های انتروپیک همین را می گوید. GPT-5.6 Terra بنا بر صفحه مدل خود اوپن ای آی روی یک میلیون و پنجاه هزار توکن است. و لاما ۴ اسکات که وزن هایش باز است، روی کارت مدل متا ده میلیون توکن اعلام شده؛ این آخری ادعای سازنده است و نه چیزی که ما سنجیده باشیم.

حالا آن چیزی که پنجره متن نیست: حافظه. مدل بین دو گفتگو چیزی به یاد نمی آورد، و داخل یک گفتگو هم هر بار کل متن را از نو می خواند. برای همین گفتگوی طولانی گران تر و کندتر می شود. قاعده ای که خودمان رعایت می کنیم ساده است: در گفتگوی بلند، دستور مهم را نزدیک انتها دوباره می نویسیم به جای اینکه به یک بار گفتنش در ابتدا اکتفا کنیم.

و یک هشدار درباره خود این اعداد: پنجره بزرگ تر یعنی مدل بیشتر می بیند، نه اینکه بهتر می فهمد. هیچ سازنده ای قول نمی دهد کیفیت جواب در انتهای یک پنجره ده میلیونی همان کیفیت ابتدای آن باشد.

سه پنجره متن، هر کدام از صفحه خود سازنده

سقف توکن در یک نوبت
  1. کلود اپوس ۵ یک میلیون توکن از مستندات مدل های انتروپیک
  2. GPT-5.6 Terra یک میلیون و پنجاه هزار توکن از صفحه مدل خود اوپن ای آی
  3. لاما ۴ اسکات ده میلیون توکن ادعای کارت مدل متا، سنجش ما نیست

این سه عدد از فایل های منبع دار بخش هوش مصنوعی همین سایت آمده اند و هر کدام تاریخ خواندن دارند. پنجره بزرگ تر یعنی مدل بیشتر می بیند، نه اینکه بهتر جواب می دهد؛ هیچ سازنده ای کیفیت یکسان در کل پنجره را قول نداده.

آموزش و اجرا: دو کار کاملا متفاوت

دو چیزی که مدام با هم قاطی می شوند. آموزش یک بار اتفاق می افتد، هفته ها یا ماه ها طول می کشد، روی انبوهی سخت افزار گران اجرا می شود و نتیجه اش یک فایل وزن است که دیگر عوض نمی شود. اجرا همان چیزی است که وقتی شما تایپ می کنید رخ می دهد: وزن ها ثابت اند و فقط ورودی شما از میان آنها عبور می کند و خروجی ساخته می شود.

چیزی که از این تفکیک بیرون می آید و بیشتر آدم ها انتظارش را ندارند: مدل از گفتگوی شما یاد نمی گیرد. اگر امروز اشتباهش را تصحیح کنید، فردا در یک گفتگوی تازه همان اشتباه را می کند. آنچه در بعضی محصولات حافظه نامیده می شود، یک یادداشت کنار مدل است که به ابتدای گفتگو چسبانده می شود، نه تغییری در خود مدل.

یک تبصره که به بند بعدی وصل است و نباید با هم اشتباه شوند: اینکه مدل از گفتگو یاد نمی گیرد به این معنا نیست که متن شما جایی ذخیره نمی شود. نگهداری داده و استفاده از آن برای آموزش نسخه های بعدی، تصمیم شرکت سازنده است و بسته به نوع حساب و تنظیمات فرق می کند.

آموزش یک بار، اجرا هر بار

آموزش: یک بار، پیش از انتشار

  • هفته ها یا ماه ها طول می کشد و روی انبوهی سخت افزار گران اجرا می شود
  • خروجی اش یک فایل وزن است که بعد از آن عوض نمی شود
  • قطع دانش مدل همین جا تعیین می شود
  • شما در آن نقشی ندارید و دسترسی هم به آن ندارید

اجرا: هر بار که تایپ می کنید

  • ثانیه ها طول می کشد و هزینه اش بر حسب توکن حساب می شود
  • وزن ها ثابت اند و فقط ورودی شما از میان آنها عبور می کند
  • هیچ چیزی از این نوبت در مدل باقی نمی ماند
  • تنها جایی است که شما واقعا کنترل دارید، یعنی از راه پرامپت

هیچ کدام بهتر از دیگری نیست؛ دو مرحله متفاوت از عمر یک مدل اند. قاطی شدن این دو، سرچشمه بیشتر انتظارهای غلط از این ابزارهاست.

چرا «می داند» کلمه غلطی است

یک مدل زبانی در هر قدم فقط یک کار می کند: با توجه به همه توکن های تا اینجا حساب می کند که توکن بعدی چه چیزی محتمل تر است، یکی را انتخاب می کند، و دوباره از اول. جمله ای که می خوانید حاصل تکرار همین یک قدم است، نه بازیابی یک جواب ذخیره شده از جایی.

دو پیامد مستقیم دارد. اول اینکه چیزی را که نمی داند هم با همان روانی می نویسد، چون در این حساب هیچ سیگنالی وجود ندارد که بگوید این تکه واقعیت است و آن تکه ساخته شده. برای همین یک عنوان مقاله یا یک شماره صفحه می تواند کاملا درست به نظر برسد و اصلا وجود نداشته باشد. انتروپیک خودش این حالت را در مستنداتش توهم می نامد و راه های کم کردنش را توضیح می دهد، یعنی سازنده هم آن را ضعف واقعی می داند نه شایعه.

دوم اینکه انتخاب توکن بعدی همیشه سراغ محتمل ترین گزینه نمی رود؛ کمی تصادف در کار است و همین باعث می شود یک سوال یکسان دو جواب متفاوت بگیرد. در دسترسی برنامه نویسی می شود این را کنترل کرد، در چت معمولا نه.

محک عملی که از هر بحث فلسفی کوتاه تر است: هر ادعایی که مدل می دهد و شما نمی توانید در کمتر از یک دقیقه بازش کنید و ببینید، هنوز یک ادعاست. این جمله را روی هر مدلی می شود اجرا کرد، امروز و سال بعد.

این توضیح در کار روزمره به چه دردی می خورد

چهار چیز، هر کدام مستقیما از یکی از بندهای بالا. یک: چون مدل کل گفتگو را هر بار از نو می خواند، گفتگوی طولانی را بشکنید و برای هر کار تازه از یک صفحه خالی شروع کنید. دو: چون ارجاع را می سازد، هیچ منبعی را بدون باز کردن لینکش قبول نکنید؛ اگر اصلا لینکی نداد، یعنی جستجویی در کار نبوده.

سه: چون حساب بر حسب توکن است، خواستن خروجی کوتاه تر واقعا ارزان تر تمام می شود و فرستادن یک فایل صد صفحه ای برای گرفتن یک جواب دو خطی واقعا گران است. چهار: چون مدل از گفتگو یاد نمی گیرد، دستوری را که هر بار تکرار می کنید در یک فایل کوتاه نگه دارید و ابتدای هر گفتگو بچسبانید. همین یک عادت در کار خود ما بیشترین وقت را برگردانده، و هیچ اشتراک گران تری لازم ندارد.

و یک چیزی که از این توضیح بیرون نمی آید: اینکه کدام مدل برای کار شما بهتر است. آن جواب به بنچمارک و قیمت و دسترسی وابسته است و هفته به هفته عوض می شود، پس جایش بخش مرجع همین سایت است و نه یک درس مفهومی که قرار است سال بعد هم درست بماند.

مسیر سریع با هوش مصنوعی

وقتی بدانید مدل هر نوبت کل گفتگو را از نو می خواند و بین دو گفتگو چیزی به یاد نمی آورد، یک تکنیک عملی از همان جا بیرون می آید که کمتر کسی که خودش را کاربر حرفه ای می داند از آن استفاده می کند: به جای اینکه یک گفتگو را تا بی نهایت کش بدهید، آخرش از مدل بخواهید یک برگه انتقال بنویسد و همان را در یک گفتگوی تازه بچسبانید. برای این کار یک مدل سریع و ارزان کافی است، چون کار خلاصه سازی است و نه قضاوت.

  1. وقتی حس کردید گفتگو کند شده یا مدل چیزی را که اول گفته بودید نادیده می گیرد، همان جا متوقفش کنید. این لحظه معمولا زودتر از چیزی است که فکر می کنید.
  2. دستور زیر را در همان گفتگو اجرا کنید و خروجی را در یک فایل متنی ذخیره کنید، نه در حافظه محصول.
  3. برگه را یک بار خودتان بخوانید و هر چیزی را که یادتان نمی آید گفته باشید خط بزنید. این قدم اختیاری نیست و دلیلش پایین آمده.
  4. گفتگوی تازه را با همان برگه شروع کنید. همان فایل، دفعه بعد هم پایه کار است و کم کم به دستور ثابت کار شما تبدیل می شود.

نسخه آماده کپی

کار این گفتگو تمام شد. یک برگه انتقال بنویس که من در یک گفتگوی خالی بچسبانم و تو بتوانی از همان جا ادامه بدهی.

قالب برگه، دقیقا با همین سرفصل ها:
هدف: {یک جمله}
تصمیم های گرفته شده: {فهرست کوتاه، هر کدام با دلیلش در نیم خط}
وضعیت فعلی: {کجا هستیم}
سوال های باز: {چیزهایی که هنوز جواب ندارند}
چیزهایی که دوباره امتحان نکن: {چیزهایی که در همین گفتگو امتحان شد و جواب نداد}

قواعد:
۱. فقط از چیزهایی بنویس که در همین گفتگو واقعا گفته شده. اگر چیزی را نمی دانی، ننویس.
۲. هیچ توضیح اضافه و هیچ مقدمه ای ننویس. فقط همین پنج سرفصل.
۳. کوتاه بنویس. هدف کم کردن حجم است، نه تکرار گفتگو.
۴. اگر جایی مطمئن نیستی، همان سطر را با علامت سوال شروع کن تا من ببینمش.

قبل از اعتماد به خروجی: برگه را همان مدلی می نویسد که ممکن است در طول گفتگو بیراهه رفته باشد، پس هر چیزی که در آن ساخته باشد به گفتگوی بعدی هم منتقل می شود و این بار با ظاهر یک تصمیم قطعی. یک بار خواندنش قبل از چسباندن، تمام هزینه این روش است. و اگر کاری با داده مشتری یا اطلاعات محرمانه دارید، این برگه هم همان داده را در خودش دارد؛ همان قواعدی که برای خود گفتگو رعایت می کنید، برای این فایل هم صادق است.

هوش مصنوعی در این کار

برای فهمیدن همین موضوع، بهترین کاری که با خود این ابزارها می شود کرد این است که مرزهایشان را نشانتان بدهند. سه سوالی که جواب های آموزنده می گیرند: چه چیزی از این گفتگو را الان نمی بینی، کدام قسمت جوابت را مطمئن نیستی، و منبعی بده که بتوانم بازش کنم. موضع ما این است: سوال کردن از یک مدل درباره خودش، مثل پرسیدن نسخه یا اندازه پنجره اش، کم اعتمادترین جواب ممکن است، چون آن اطلاعات وقتی آموزش تمام شده هنوز وجود نداشته.

ابزارهایی که واقعا کمک می کنند

  • Claude وقتی بخواهید بگوید کدام بخش جوابش مطمئن نیست، جواب های صریح تری می دهد و کمتر با اطمینان ساختگی پر می کند. ایران در هیچ کدام از دو فهرست کشورهای پشتیبانی شده انتروپیک نیست؛ این را از صفحه خود انتروپیک خوانده ایم و نه از تست شبکه.
  • Gemini فارسی را خوب می فهمد و برای امتحان کردن رفتار پنجره متن روی یک فایل بلند مناسب است. صفحه خود گوگل می گوید اپ وب جمنای در بیش از دویست و سی کشور و منطقه کار می کند و ایران در آن فهرست نیست.
  • ChatGPT رایج ترین انتخاب و برای این کار قابل قبول است. درباره دسترسی از ایران ادعایی نمی کنیم: صفحه کشورهای پشتیبانی شده اوپن ای آی، مثل بقیه همان دامنه، به این سرور خطای دسترسی می دهد و ما ادعایی که پشتش چیزی نباشد نمی نویسیم.

کجا نتیجه معکوس می دهد

خطر مشخص این موضوع، راوی نامطمئن بودن مدل درباره خودش است. از همان تفکیک آموزش و اجرا که بالاتر خواندید نتیجه می شود: مدل نسخه خودش، اندازه پنجره اش و تنظیمات محصولی که در آن اجرا می شود را نمی داند مگر اینکه در پرامپت به او گفته باشند، ولی چون خروجی اش را روانی می سازد نه اطمینان، جواب مطمئنی می دهد. یعنی همان جایی که بیشترین دقت را می خواهید، احتمال ساخته شدن جواب از همه جا بالاتر است. انتروپیک این حالت را در مستندات خودش توهم می نامد و راه های کم کردنش را نوشته. خطر دوم به داده مربوط است و نه به دقت: بسته به نوع حساب و تنظیمات، متنی که می فرستید ممکن است برای آموزش استفاده شود و انتروپیک این را در صفحه حریم خصوصی اش توضیح داده؛ برگه انتقالی که در بخش بالا ساختید هم مشمول همین حساب است. برای وضعیت دسترسی و پرداخت این ابزارها از ایران، راهنمای خرید را ببینید.

منبع ها: Anthropic: reduce hallucinations Anthropic: is my data used for model training Anthropic: supported countries Google: where the Gemini web app is available

حد این توصیه

این درس شکل کار را توضیح می دهد و نه درون آن. چرا یک جواب مشخص بیرون آمد، سوالی است که بیرون از خود شرکت سازنده کسی جوابش را ندارد و در بسیاری موارد داخل آن هم ندارند. دوم اینکه سه عددی که در این صفحه آمده تاریخ دارند و از فایل های منبع دار بخش هوش مصنوعی همین سایت گرفته شده اند؛ سازنده ها این اعداد را عوض می کنند و تاریخ بررسی بالای همین صفحه معنایش همین است. و سوم، مدل زبانی فقط یکی از انواع مدل هاست: مدل های تصویر و صدا و ویدیو منطق دیگری دارند و این صفحه درباره آنها نیست.

از تجربه خود ما

برای بخش هوش مصنوعی همین سایت ۱۱۰ صفحه نسخه مدل نگهداری می کنیم. روزی که این درس بررسی شد، ۳۷ تای آنها یک پنجره متن با منبع مشخص داشتند: کوچک ترینشان ۸۰۰۰ توکن روی یک مدل ترجمه، و بزرگ ترینشان همان ده میلیون لاما ۴ اسکات. چیزی که موقع شمردن غافلگیرمان کرد این بود که ۱۶ تا از آن ۳۷ تا دقیقا روی یک میلیون نشسته اند، از سازنده های مختلف. عددی که شانزده مدل از شرکت های رقیب دقیقا سرش به توافق برسند، یک سقف فنی نیست؛ یک تصمیم محصولی است. اگر خواستید خودتان بشمرید، فایل های wp-content/plugins/rgb-ai/data/versions/ و کلید context_tokens همین را می گویند.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

مدل زبانی بزرگ با چت بات فرق دارد؟

بله. مدل موتور است و چت بات محصولی که دور آن ساخته شده: رابط کاربری، تاریخچه گفتگو، ابزارها، محدودیت ها و سیاست های شرکت. یک مدل می تواند پشت چند محصول متفاوت باشد و یک محصول می تواند بسته به کاری که می کنید چند مدل متفاوت را صدا بزند.

چرا هر بار به یک سوال جواب متفاوتی می دهد؟

چون انتخاب توکن بعدی همیشه سراغ محتمل ترین گزینه نمی رود و کمی تصادف در آن هست. این تنظیم عمدی است و باعث می شود متن طبیعی تر و کمتر تکراری شود. اگر خروجی یکسان لازم دارید، از راه دسترسی برنامه نویسی می شود کنترلش کرد؛ در پنجره چت معمولا نه.

پنجره متن بزرگ تر یعنی مدل بهتر؟

نه. پنجره بزرگ تر فقط یعنی مدل در یک نوبت متن بیشتری را می بیند. اینکه چقدر از آن را واقعا به کار می گیرد سوال دیگری است و هیچ سازنده ای کیفیت یکسان در سرتاسر پنجره را قول نداده. برای کارهای معمول، پنجره ای که امروز ارزان ترین مدل ها دارند از نیاز بیشتر جاها بزرگ تر است.