دیجیتال مارکتینگ

هوش مصنوعی در دیجیتال مارکتینگ

هوش مصنوعی در بازاریابی نسخه اول را می سازد و نسخه آخر را نه؛ در نوشتن پیش نویس و جستجوی الگو خوب است و در تشخیص اینکه چه چیزی راست است بد. کاری که بیشترین ارزش را دارد این است که تفاوت آن دو را در گردش کار خودتان جا بیندازید.

  • درس ۸ از ۸
  • میانی
  • رایگان، بدون ثبت نام

شش کاری که هوش مصنوعی دور یک بازاریاب انجام می دهد

هر خانه یک کار است که مدل واقعا انجامش می دهد؛ حالت شکست هر کدام در متن درس آمده.

پیش نویس متنتحقیق مخاطب
ترجمه و بومی سازیبازاریابتصمیم اینجاستنسخه های خلاقانه
پاسخ به گفتگوتحلیل

هیچ کدام از این شش خانه شامل تصمیم گرفتن نیست. تصمیم در هسته مانده و این شکل عمدا آن را جابه جا نکرده است.

آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.

هوش مصنوعی در بازاریابی کجا کار می کند و کجا شکست می خورد

شش کار، و هر کدام یک حالت شکست مشخص دارد که اگر بشناسیدش دیگر غافلگیر نمی شوید.

پیش نویس متن. واقعا سریع است و صفحه سفید را از بین می برد. حالت شکست: متن به طور متوسط خوب و به طور مشخص بی مزه درمی آید، و هر جمله ای که به واقعیت کسب و کار شما نیاز دارد یا خالی می ماند یا ساخته می شود. تحقیق مخاطب. برای دسته بندی صدها نظر و پیام و پیدا کردن سوال های تکراری عالی است. حالت شکست: اگر داده ندهید، مدل تصویری از مشتری متوسط جهانی می سازد که هیچ ربطی به مشتری شما ندارد.

نسخه های خلاقانه. ده حالت از یک تیتر یا ده قاب از یک بنر، در چند دقیقه. حالت شکست: انتخاب کردن هنوز کار شماست و مدل نمی داند کدام یک برای برند شما بی ربط است. تحلیل. پیدا کردن ردیف های غیرعادی در یک جدول، همان کاری که درس تحلیل داده نسخه اش را دارد. حالت شکست: اگر بگذارید نتیجه گیری کند، استدلال می سازد نه عدد، و استدلال ساختگی سخت تر دیده می شود.

پاسخ به گفتگو. جواب دادن به سوال های تکراری، شبانه روز. حالت شکست: به محض اینکه سوال از دایره دانسته ها بیرون برود، مدل قیمت و شرایط و زمان تحویل جعل می کند و مشتری آن را قول شما می داند. ترجمه و بومی سازی. رساندن یک پیام به بازار دیگر بدون شروع از صفر. حالت شکست: لحن درست ترجمه نمی شود و اصطلاح صنفی اشتباه از آب درمی آید.

الگویی که در هر شش تا تکرار می شود این است: هر جا کار از جنس شکل دادن و مرتب کردن است، مدل کمک می کند؛ هر جا کار از جنس دانستن است، مدل خطر است. سرعتی که به دست می آورید مال کار اول است و اگر آن را خرج کار دوم کنید، همان سرعت را بعدا برای جمع کردنش خرج می کنید.

کندویی از کارت های فید آبی یکسان با یک کارت قرمز متفاوت و یک مهر پیش نویس سبز

چرا فید همه رقبا شبیه هم شده

چون ورودی همه یکی شده. سه رقیب در یک صنف، یک مدل را با یک درخواست شبیه به هم صدا می زنند و طبیعتا سه متن می گیرند که در میانه یک توزیع نشسته اند. مدل کار اشتباهی نکرده؛ کارش دقیقا همین است که محتمل ترین جمله بعدی را بنویسد، و محتمل ترین جمله همان جمله ای است که همه می نویسند.

نتیجه اش برای خواننده یک حس مبهم است، نه یک تشخیص: کسی نمی گوید این متن با هوش مصنوعی نوشته شده، فقط دیگر هیچ کدام از این پست ها را به خاطر نمی سپارد. و همین بی اثر شدن، هزینه واقعی است؛ خیلی بزرگ تر از هر جریمه ای که ممکن است تصور کنید.

راه بیرون آمدن هم سلیقه ای نیست، ورودی است. چیزی که مدل نمی تواند بسازد، چیزهایی است که فقط شما دارید: عددی که در کار خودتان اندازه گرفته اید، اشتباهی که کرده اید و از آن یاد گرفته اید، جمله ای که مشتری هفته پیش گفت، مرزی که حاضرید بگویید کارتان به آنجا نمی رسد. هر جمله از این جنس، جمله ای است که رقیب شما با هیچ پرامپتی به دستش نمی آید. اگر پیش نویس ماشین را با اینها پر نکنید، چیزی برای تمایز باقی نمی ماند.

آنچه خواننده می بیند و آنچه زیرش است

یک پست بی ایراد و فراموش شدنی

کسی نمی گوید ماشین نوشته؛ فقط یادش نمی ماند

چیزی که خواننده نمی بیند
  • یک مدل برای همه رقبا

    سه رقیب، یک مدل، سه متن از وسط یک توزیع

  • یک درخواست شبیه به هم

    همان چند جمله ای که همه در پرامپت می نویسند

  • هیچ ماده خامی از کار خودتان

    نه عددی که اندازه گرفته اید، نه اشتباهی که کرده اید

  • هیچ موضعی که رقیب نگیرد

    متنی که هیچ کس را ناراحت نمی کند، هیچ کس را هم قانع نمی کند

این شکل ادعا نمی کند خواننده متن ماشینی را تشخیص می دهد. ادعایش این است که بی اثر شدن، خودش هزینه است حتی وقتی هیچ کس چیزی نفهمد.

سه کاری که با هوش مصنوعی نباید بکنید

اینها سلیقه نیستند؛ هر سه در متن سیاست جایی نوشته شده اند و منبعشان قابل خواندن است.

خریدن تعامل. ربات لایک و کامنت و فالوور دیگر ارزان و در دسترس است، و سیاست هرزنامه متا صریح آن را ممنوع کرده: «تلاش برای فروش یا خرید یا مبادله تعامل، مثل لایک، اشتراک گذاری، بازدید، فالو، کلیک، استفاده از هشتگ خاص و مانند اینها» و همچنین خرید و فروش «دارایی های پلتفرم مثل حساب، گروه، صفحه». جدا از قاعده، دلیل عملی اش این است که تنها عددی که واقعا مال شماست، مقایسه شما با ماه قبل خودتان است و خریدن تعامل همان یک عدد را خراب می کند.

ساختن نظر و تجربه مشتری. این جایی است که بیشترین وسوسه هست و بیشترین خطر. کمیسیون تجارت فدرال آمریکا در سال ۲۰۲۴ قاعده ای نهایی کرد که فروش و خرید نظر و تجربه جعلی را ممنوع می کند و در متن اعلامیه اش صریحا «نظرهای جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی» را نام می برد؛ همچنین پرداخت پول یا مشوق مشروط به نوشتن نظری با احساس مشخص را ممنوع می کند. آن قاعده قانون آمریکاست و ما درباره وضع حقوقی اش در ایران ادعایی نمی کنیم و منبعی هم برای نقل کردن پیدا نکردیم؛ ولی اگر به مشتری خارج از ایران می فروشید، این دقیقا به شما مربوط است.

حرف زدن به جای آدم، بدون گفتن اینکه ماشین است. ربات پاسخگو در دایرکت اشکالی ندارد؛ ربات پاسخگویی که خودش را انسان جا می زند و بعد قیمت جعل می کند، هم اعتماد را می برد و هم مشکل حقوقی می سازد. ما در همین ساختمان تصمیم گرفته ایم که تصمیم خودکار هرگز نشان «بررسی شده» نگیرد، و دلیلش در بخش تجربه دست اول همین صفحه است.

چه چیزی ارزش سرعتش را دارد و چه چیزی ندارد

مرز استفاده از هوش مصنوعی در بازاریابیهر سه سطر منبع دارد

ارزشش را دارد

  • پیش نویس اول، وقتی خودتان بازنویسی اش می کنید
  • خلاصه کردن نظرها و پیام های مشتری
  • ساختن چند نسخه از یک تیتر برای انتخاب
  • رباتی که می گوید ربات است و فقط آنچه را می داند جواب می دهد

ارزشش را ندارد

  • خرید لایک و فالوور و بازدید؛ سیاست متا ممنوعش کرده
  • نظر و تجربه مشتری ساختگی، حتی «برای نمونه»
  • رباتی که خودش را انسان جا می زند
  • انتشار قیمت یا مشخصاتی که مدل نوشته و کسی چک نکرده

قاعده کمیسیون تجارت فدرال قانون آمریکاست. درباره وضع حقوقی مشابهش در ایران ادعایی نمی کنیم چون منبعی برای نقل کردن پیدا نکردیم.

گوگل و پلتفرم ها با محتوای هوش مصنوعی چه می کنند

موضع گوگل روشن تر از چیزی است که در بازار نقل می شود. در صفحه رسمی خودش نوشته: «استفاده مناسب از هوش مصنوعی یا خودکارسازی خلاف دستورالعمل های ما نیست»، به این معنا که برای تولید محتوا عمدتا به قصد دستکاری رتبه به کار نرود، که خلاف سیاست های هرزنامه است. و در همان صفحه: «استفاده از هوش مصنوعی هیچ امتیاز ویژه ای به محتوا نمی دهد. فقط محتواست.» یعنی نه جریمه ای برای استفاده هست و نه پاداشی؛ همان معیارهای همیشگی سر جایشان هستند. درس محتوای هوش مصنوعی و سئو این را مفصل تر باز کرده است.

در تصویر ماجرا فرق دارد و اینجاست که اغلب غافلگیری اتفاق می افتد. گوگل ابزاری به نام SynthID دارد که به گفته خودش «واترمارک دیجیتال را مستقیما در تصویر، صدا، متن یا ویدیوی تولیدشده با هوش مصنوعی جاسازی می کند»، این واترمارک ها «در محصولات مصرفی هوش مصنوعی گوگل جاسازی شده اند» و «برای انسان نامحسوس اند ولی با فناوری SynthID قابل تشخیص اند». گوگل همچنین می گوید طوری طراحی شده که در برابر تغییرهایی مثل برش، فیلتر، تغییر نرخ فریم و فشرده سازی با افت دوام بیاورد. یعنی تصویری که از این ابزارها بیرون می آید، برچسبی همراه دارد که شما نمی بینید و پاک کردنش هم کار ساده ای نیست. درس واترمارک تصویر در همین بخش این را باز کرده است.

و اما تشخیص متن: ابزارهای تشخیص متن هوش مصنوعی در هر دو جهت خطا می کنند و ما به هیچ کدامشان برای تصمیم گرفتن اعتماد نمی کنیم. نه نتیجه مثبتشان اثبات است و نه نتیجه منفی شان برائت. اگر جایی خواندید که فلان ابزار با دقت مشخصی تشخیص می دهد، آن عدد را از فروشنده همان ابزار شنیده اید.

مسیر سریع با هوش مصنوعی

اگر قرار باشد فقط یک کار از این درس را انجام بدهید، این است: یک بار بنشینید و یک فایل کوتاه بسازید که لحن و ادعاهای مجاز و مرزهای شما را نوشته باشد، و از این به بعد هر بار که چیزی می نویسید، اول همان فایل را بگذارید و بعد درخواستتان را. این تنها کاری است که مستقیما جلوی شبیه شدن به رقیب را می گیرد، چون ورودی شما را از ورودی او جدا می کند. ساختنش نیم ساعت طول می کشد و ماه ها کار می کند.

  1. پنج جمله بنویسید که در متن های شما مجاز است و پنج جمله که ممنوع است. ممنوع ها مهم ترند: مثلا هیچ ادعای تضمین نتیجه، هیچ عددی که در سایت نیامده.
  2. سه تا پنج تکه ماده خام واقعی اضافه کنید: عددی که خودتان اندازه گرفته اید، یک اشتباه و درسش، یک جمله واقعی از یک مشتری، و یک کاری که انجام نمی دهید.
  3. دو نمونه از متن هایی که خودتان نوشته اید و راضی بوده اید را همان جا بچسبانید. مدل از نمونه بیشتر از توصیف یاد می گیرد.
  4. فایل را در هر گفتگو اول بگذارید. برای کارهای مکانیکی مثل ساخت نسخه های کوتاه، مدل ارزان کلاس Flash کافی است؛ برای متنی که قرار است منتشر شود، مدل قوی تر. انتخاب امروزی در بخش هوش مصنوعی سایت است.
  5. هر سه ماه فایل را به روز کنید و ماده خام تازه بگذارید. فایلی که ثابت بماند، خودش بعد از مدتی به یک قالب تکراری تبدیل می شود.

نسخه آماده کپی

### پرونده صدای برند {نام کسب و کار}

لحن: {سه صفت، مثلا ساده، مستقیم، بدون شعار}
مخاطب: {دقیقا چه کسی}

ادعاهای مجاز (فقط همین ها را می شود نوشت):
- {ادعای یک}
- {ادعای دو}

ادعاهای ممنوع:
- تضمین نتیجه یا رتبه
- هر عدد یا درصدی که در فهرست پایین نیست
- {ادعای ممنوع خاص کار شما}

عددهای واقعی و مجاز:
- {عدد یک، با اینکه از کجا آمده}
- {عدد دو، با اینکه از کجا آمده}

ماده خام (از اینها استفاده کن، نه از کلیات):
- اشتباهی که کردیم: {چه شد و چه یاد گرفتیم}
- جمله واقعی مشتری: {نقل قول}
- کاری که انجام نمی دهیم: {مرز}

نمونه متن قابل قبول:
{یک متن کوتاه که خودتان نوشته اید}

---

با همین پرونده، {چه می خواهید} را بنویس.
قانون: هر جا عددی یا واقعیتی لازم است که در پرونده بالا نیست، به جای نوشتنش بگذار {نامشخص} و در انتها فهرست کن چه چیزهایی را باید من پر کنم.

قبل از اعتماد به خروجی: این پرونده لحن را درست می کند و صداقت را نه. سه چیز همچنان کار شماست. اول، هر جای متن که مدل {نامشخص} گذاشته، خودتان با یک واقعیت پر کنید یا کل جمله را حذف کنید؛ رها کردنش بدترین حالت است. دوم، ماده خامی که در پرونده می گذارید باید واقعا اتفاق افتاده باشد، وگرنه فقط یک دروغ را تکرارپذیر کرده اید. و سوم، متنی که با این پرونده ساخته می شود همچنان پیش نویس است؛ اگر بدون خواندن منتشرش کنید، همان کاری را کرده اید که این درس می گوید نکنید.

هوش مصنوعی در این کار

این درس خودش درباره هوش مصنوعی است، پس این بخش فقط یک کار دارد: بگوید کدام ابزار برای کدام قسمت کار بازاریابی بهتر است و یک ایرانی واقعا به کدامشان می رسد. جواب دوم برای هر سه ابزار زیر یکسان و ناخوشایند است و ما آن را همان طور که هست می نویسیم، نه دور می زنیم و نه راه دور زدنش را یاد می دهیم.

ابزارهایی که واقعا کمک می کنند

  • Claude برای متنی که قرار است منتشر شود، چون به قید ها پایبند می ماند و وقتی می گویید بیرون از پرونده چیزی ننویس، جای خالی را خالی می گذارد. ایران در هیچ کدام از دو فهرست کشورهای پشتیبانی شده انتروپیک نیست و این را از صفحه خود انتروپیک خوانده ایم.
  • Gemini برای کار انبوه و مکانیکی: ده نسخه از یک تیتر، دسته بندی صدها نظر، خلاصه یک جدول. فارسی در فهرست زبان های پشتیبانی شده وب اپ هست ولی ایران در فهرست کشورها نیست؛ هر دو از صفحه های راهنمای خود گوگل. تصویری هم که از ابزارهای مولد گوگل بیرون بیاید واترمارک SynthID دارد.
  • ChatGPT پرکاربردترین ابزار در ایران است و برای پیش نویس و ایده کار می کند. درباره دسترسی رسمی چیزی ادعا نمی کنیم: صفحه کشورهای پشتیبانی شده OpenAI به سرور ما پاسخ ۴۰۳ می دهد و ما ادعایی را که پشتش چیزی نیست نمی نویسیم.

کجا نتیجه معکوس می دهد

سه خطر، و هر سه منبع دارند. اول تصویر: ابزارهای مولد گوگل واترمارک SynthID را در خروجی جاسازی می کنند، «نامحسوس برای انسان ولی قابل تشخیص با فناوری SynthID»، و طوری ساخته شده که برش و فیلتر و فشرده سازی را تاب بیاورد (صفحه دیپ مایند). یعنی برندی که فید خود را از این تصویرها پر می کند، تصمیم می گیرد که این موضوع قابل تشخیص باشد، حتی اگر خودش خبر نداشته باشد.

دوم تعامل خریداری شده. سیاست هرزنامه متا خرید و فروش و مبادله تعامل و دارایی های پلتفرم را ممنوع کرده و همچنین می گوید محتوایی که برای فریب یا گمراه کردن کاربران طراحی شده تا بازدید را به شکل مصنوعی بالا ببرد مجاز نیست (متن سیاست). سوم نظر و تجربه جعلی: قاعده نهایی کمیسیون تجارت فدرال آمریکا در ۲۰۲۴ فروش و خرید این ها را ممنوع کرد و در اعلامیه رسمی اش «نظرهای جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی» را به اسم آورد (اعلامیه FTC). این آخری قانون آمریکاست؛ اگر مشتری خارج از ایران دارید مستقیما به شما مربوط است و اگر ندارید، دلیل اخلاقی اش سر جای خودش می ماند.

و یک خطری که منبع بیرونی ندارد چون از داخل خود کار می آید: هر چه بیشتر گفتگو با مشتری را به ماشین بسپارید، کمتر می فهمید مشتری چه می خواهد. آن سوال های عجیبی که هفته ای یک بار در دایرکت می آید، جایی است که محصول بعدی از آن درمی آید؛ اگر ربات جوابشان را بدهد و شما هرگز نخوانیدشان، سرعت را با تنها منبع بازخورد رایگانتان معاوضه کرده اید.

منبع ها: Google DeepMind: SynthID Meta: Community Standards, spam policy FTC: final rule banning fake reviews and testimonials Anthropic: supported countries and regions Google: where Gemini Apps are available

حد این توصیه

چهار چیز اینجا نیست و بهتر است بدانید چرا. اول هیچ عددی درباره اینکه چه سهمی از محتوای فارسی امروز با هوش مصنوعی ساخته می شود؛ چنین اندازه گیری ای در دسترس ما نبوده و حدس زدنش دقیقا همان کاری است که این درس نکوهش می کند. دوم، هیچ ابزار تشخیصی را توصیه نمی کنیم و هیچ عدد دقتی نقل نمی کنیم؛ این ابزارها در هر دو جهت خطا می کنند و عدد دقتشان را معمولا فروشنده شان منتشر کرده است. سوم، درباره وضع حقوقی افشای استفاده از هوش مصنوعی در ایران ادعایی نداریم و منبعی برای نقل کردن پیدا نکردیم؛ آنچه آوردیم قاعده آمریکایی است و همان جا هم گفته ایم. و چهارم، ابزارها و صفحه های سیاست همه شان در حال تغییرند و آنچه اینجا نقل شده در تاریخ بررسی همین صفحه خوانده شده؛ پیش از تصمیم گرفتن، همان صفحه ها را دوباره ببینید.

از تجربه خود ما

ما یک دسته بند هوش مصنوعی را روی سه بازار خودمان اجرا می کنیم: فریلنس، بازار محصولات دیجیتال و بازار تبلیغات. یک فایل مشترک در wp-content/mu-plugins/rgb-modai.php برای هر آگهی تازه یک حکم و یک عدد اطمینان می گیرد و بر اساسش منتشر می کند، رد می کند یا برای بررسی انسانی نگه می دارد. دو تصمیمی که در آن گرفتیم به درد این درس می خورد، چون هر دو خلاف چیزی است که آدم اول فکر می کند.

اول، آستانه رد بالاتر از آستانه انتشار است: در تنظیمات پیش فرض min_publish برابر ۶۰ و min_reject برابر ۷۸ است. یعنی عمدا سخت تر رد می کنیم تا منتشر کنیم، چون یک رد اشتباه به یک فروشنده واقعی ضرر می زند و یک انتشار اشتباه را می شود بعدا برداشت. تقارن در چنین سیستمی گزینه پیش فرض به نظر می رسد و اشتباه است.

دوم، آگهی ای که خودکار منتشر می شود هرگز نشان «بررسی شده» نمی گیرد. آن نشان از یک متای جداگانه می آید که فقط دکمه تایید در صف مدیریت آن را می نویسد، و کامنت بالای همان خط در includes/ads/ai-moderation.php دلیلش را نوشته: آن نشان یعنی یک انسان دیده است. این دقیقا همان چیزی است که در بخش سه کار ممنوع گفتیم: نشان اعتماد را وقتی چاپ کنید که پشتش کسی باشد. ما این را برای ابزار خودمان اجرا کردیم و همان قاعده برای نظر و تجربه مشتری هم صادق است.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

اگر با هوش مصنوعی محتوا بنویسم، گوگل جریمه ام می کند؟

گوگل نوشته استفاده مناسب از هوش مصنوعی خلاف دستورالعمل هایش نیست و استفاده از آن هم هیچ امتیاز ویژه ای نمی دهد. چیزی که خلاف سیاست هایش است، تولید محتوا عمدتا برای دستکاری رتبه است، چه با ماشین چه بدون ماشین. یعنی معیار همان کیفیت و فایده همیشگی است.

ربات پاسخگو در دایرکت راه بیندازم یا نه؟

اگر حجم سوال های تکراری زیاد است، بله، به دو شرط: بگوید ربات است، و فقط از روی چیزی که به آن داده اید جواب بدهد نه از دانسته های عمومی مدل. و پیام هایی که نتوانسته جواب بدهد را خودتان هفته ای یک بار بخوانید؛ همان ها ارزشمندترین بخش صندوق ورودی شماست.

رقیب من با هوش مصنوعی روزی چند پست می گذارد؛ من هم باید همین کار را بکنم؟

اگر همان کار را بکنید، به یک متن دیگر از وسط همان توزیع تبدیل می شوید و هیچ کس تفاوتی نمی بیند. کاری که جواب می دهد کمتر نوشتن است ولی نوشتن چیزی که او نمی تواند بنویسد: عددی که خودتان اندازه گرفته اید یا اشتباهی که خودتان کرده اید. حجم چیزی است که رقیب می تواند فردا دو برابر کند؛ تجربه دست اول را نمی تواند.