سئو

محتوای هوش مصنوعی و سئو

گوگل متنی را به خاطر اینکه با هوش مصنوعی نوشته شده جریمه نمی کند؛ سیاست رسمی اش درباره تولید انبوه صفحه هایی است که چیزی به کاربر اضافه نمی کنند، فارغ از اینکه چه کسی یا چه چیزی آنها را نوشته. خطر واقعی در جمله ها نیست، در الگوی سایت است: ده ها صفحه با یک قالب، یک تاریخ و هیچ چیز دست اول.

  • درس ۱۴ از ۱۵
  • میانی
  • رایگان، بدون ثبت نام

از کمک گرفتن تا تولید انبوه: طیف ریسک

جای هر حالت را ما بر اساس متن سیاست های گوگل گذاشته ایم. نقطه چرخش، تعداد صفحه و ارزش هر صفحه است و نه ابزاری که نوشته.

ریسک سیاستیبر پایه متن سیاست، نه اندازه گیری
  • کمک به نوشتن یک صفحهخارج از سیاست اسپم
  • پیش نویس ماشینی با ویرایش و منبعخارج از سیاست اسپم
  • انتشار انبوه با ویرایش سطحیمرز
  • تولید انبوه از یک قالبتولید انبوه محتوای بی ارزش
کم خطرنقض سیاست

این جایگاه ها خوانش ما از متن سیاست است و نه نمره ای اندازه گیری شده. هیچ کس بیرون از گوگل نمی تواند چنین نمره ای بدهد.

آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.

گوگل رسما درباره متن هوش مصنوعی چه گفته است؟

موضع گوگل از فوریه ۲۰۲۳ روی وبلاگ رسمی سرچ سنترال نوشته شده و از آن روز عوض نشده. تیتر بخش اصلی همان صفحه خودش جواب سوال است: پاداش دادن به محتوای باکیفیت، فارغ از اینکه چطور تولید شده باشد.

جمله ای که باید حفظ کنید این است: استفاده از اتوماسیون، از جمله هوش مصنوعی، برای تولید محتوا با هدف اصلی دستکاری رتبه در نتایج جستجو، نقض سیاست های اسپم است. دو نیمه این جمله را جدا کنید. نیمه اول ابزار را محکوم نمی کند. نیمه دوم هدف را محکوم می کند.

در بخش پرسش و پاسخ همان صفحه، گوگل دو جمله تندتر هم دارد. اول: استفاده از هوش مصنوعی هیچ امتیاز ویژه ای به محتوا نمی دهد، فقط محتواست. و دوم، که به نظر ما تصمیم اکثر کسب و کارها را می گیرد: اگر هوش مصنوعی را راه ارزان و آسانی برای بازی با رتبه می بینید، پاسخ نه است.

پس محتوای هوش مصنوعی در ادبیات گوگل اصلا یک دسته جداگانه نیست. دسته ای که وجود دارد اسم دیگری دارد و بخش بعدی درباره همان است. متن کامل این موضع را می توانید در راهنمای خود گوگل درباره محتوای تولید شده با هوش مصنوعی بخوانید.

خط قرمز روی ابزار است یا روی تعداد صفحه؟

روی تعداد صفحه و ارزش هر صفحه. در مارس ۲۰۲۴ گوگل سه سیاست اسپم تازه اعلام کرد و یکی از آنها دقیقا همین جاست: تولید انبوه محتوای بی ارزش، که در سند اصلی scaled content abuse نام گرفته. تعریفش این است که صفحه های زیادی ساخته شوند که هدف اصلی شان دستکاری رتبه است و نه کمک به کاربر، و معمولا حجم بزرگی از محتوای غیراصیل تولید می کنند که ارزشی به کاربر نمی دهد، فارغ از اینکه چطور ساخته شده باشند.

خود گوگل در همان اعلان توضیح می دهد چرا این سیاست تازه است: سیاست قبلی درباره «محتوای خودکار تولید شده» بود و این یکی جایگزینش شده تا فرقی نکند محتوا با اتوماسیون تولید شده، با نیروی انسانی، یا با ترکیبی از هر دو. یعنی راه فراری که خیلی ها دنبالش بودند، از قبل بسته شده.

مثال هایی که سند اسپم می آورد ارزش خواندن دارند، چون هیچ کدامشان درباره سبک نوشتن نیستند:

  • استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای ساختن صفحه های زیاد، بدون اینکه چیزی به کاربر اضافه شود
  • برداشتن فید یا نتایج جستجو یا محتوای دیگران و تبدیلشان به صفحه های زیاد، از جمله با ترجمه و مترادف کردن خودکار
  • چسباندن تکه های چند صفحه به هم بدون اضافه کردن ارزش
  • ساختن چند سایت برای پنهان کردن اینکه این محتوا انبوه است

یک بار دیگر فهرست را بخوانید و ببینید هیچ ردیفی نمی پرسد متن را کی نوشته. همه شان می پرسند چند تا و چه چیزی اضافه شده. این تفاوت، تفاوت بین یک صفحه که با کمک مدل نوشته شده و یک قفسه دویست صفحه ای است که از یک قالب با جابه جایی کلمه کلیدی بیرون آمده؛ دومی حتی اگر تک تک صفحه هایش را آدم تایپ کرده باشد باز مصداق همین سیاست است.

اگر بخواهیم همین را روی یک خط بگذاریم، چهار حالت می شود. کمک به نوشتن یک صفحه، و پیش نویس ماشینی با ویرایش و منبع، هر دو خارج از سیاست اسپم اند. انتشار انبوه با ویرایش سطحی مرز است و جوابش به این بستگی دارد که هر صفحه واقعا چه چیزی اضافه کرده. و تولید انبوه از یک قالب، همان تولید انبوه محتوای بی ارزش است که سیاست درباره اش نوشته شده.

و برعکسش هم درست است. اگر یک صفحه دارید که یک آزمایش واقعی، یک عدد اندازه گیری شده یا یک تجربه شکست خورده را روایت می کند، و مدل فقط پیش نویس اولش را نوشته، هیچ بندی از این سیاست به شما نمی خورد. متن کامل تعریف در سیاست های اسپم گوگل آمده است.

چرا الگو لو می رود، حتی بدون هیچ آشکارسازی؟

این بخش مهم ترین قسمت این درس است و کمتر جایی به فارسی نوشته شده.

نگرانی همه از جمله هاست: آیا این پاراگراف ماشینی به نظر می رسد. ولی چیزی که یک خزنده بدون هیچ ابزار مخصوصی می بیند جمله نیست، شکل سایت است. فرض کنید سایتی که هجده ماه دوازده صفحه داشت، ظرف یک هفته صد و شصت صفحه تازه منتشر می کند. همه شان دقیقا چهار تیتر دوم دارند. همه با یک جمله تعریفی شروع می شوند و با یک بند «جمع بندی» تمام می شوند. همه شان همان بلاک لینک داخلی را در انتها دارند. در هیچ کدام یک عدد اندازه گیری شده، یک اسم مشتری، یک تاریخ واقعی یا یک منبع لینک شده نیست.

هیچ کدام از این ها به آشکارساز متن احتیاج ندارد. تاریخ انتشار، ساختار تیترها، شباهت قالب، گراف لینک داخلی و میزان همپوشانی متن، چیزهایی هستند که هر موتور جستجویی از قبل و برای کارهای دیگر محاسبه می کند. الگو در همان داده هایی پیداست که سال هاست جمع می شوند.

ما داخل سیستم های گوگل را نمی بینیم و هیچ کس بیرون از گوگل هم نمی بیند؛ این جمله را جدی بگیرید چون هر کسی که ادعای خلافش را بکند دارد حدس می فروشد. چیزی که می توانیم بگوییم این است: سیاست رسمی، تعداد و ارزش را نام می برد و نه سبک را، و تعداد و ارزش دقیقا همان دو چیزی هستند که در الگوی بالا از بیرون دیده می شوند.

نتیجه عملی اش یک قاعده ساده است. اگر می خواهید بدانید انتشارتان ریسک دارد یا نه، به متن نگاه نکنید؛ به فهرست آدرس هایتان نگاه کنید. اگر تاریخ ها، طول ها و ساختارها همه شبیه هم اند و هیچ صفحه ای چیزی ندارد که فقط شما می دانید، ریسک همان جاست، حتی اگر تک تک جمله ها را خودتان نوشته باشید.

آن چیزی که نگرانش هستید و آن چیزی که دیده می شود

بالای آب یک پاراگراف است. زیر آب، پنج چیزی که هر خزنده ای از قبل ثبت می کند و هیچ کدامشان به آشکارساز متن احتیاج ندارند.

لحن پاراگراف

تنها چیزی که همه نگرانش هستند، و تنها چیزی که با یک بازنویسی عوض می شود.

سطح آب: چیزی که آدم ها نگاه می کنند
  • تاریخ انتشار ده ها صفحه

    یک هفته، صد و شصت صفحه، روی سایتی که ماهی یکی منتشر می کرد.

  • یک قالب برای همه

    همان تعداد تیتر، همان جمله آغاز، همان بند پایانی.

  • بلاک لینک داخلی تکراری

    گراف لینک داخلی از قبل ساخته می شود؛ تکرار در آن پنهان نمی ماند.

  • همپوشانی متن بین صفحه ها

    وقتی موضوع عوض می شود ولی نود درصد جمله ها نه.

  • نبود هر چیز دست اول

    نه عددی که خودتان گرفته اید، نه منبعی، نه موردی که جواب نداد.

این فهرست نمی گوید گوگل دقیقا چه چیزی را وزن می کند؛ می گوید این پنج تا از بیرون قابل دیدن اند. تفاوت این دو جمله مهم است.

به ابزارهای تشخیص متن هوش مصنوعی می شود اعتماد کرد؟

نه به اندازه ای که بشود بر پایه شان تصمیم گرفت، و این را خود گوگل دیپ مایند نوشته است نه ما.

در همان صفحه ای که واترمارک SynthID را معرفی می کند، بندی هست درباره ابزارهای رایج تشخیص: این ابزارها معمولا دسته بند هستند، دسته بندها اغلب فقط روی کارهای خاصی خوب عمل می کنند، و وقتی یک دسته بند روی انواع مختلف پلتفرم و محتوا اجرا می شود کارایی اش همیشه قابل اتکا و یکنواخت نیست. نتیجه اش، به تصریح همان متن، این است که یک نوشته می تواند اشتباه برچسب بخورد و مثلا به غلط ماشینی تشخیص داده شود.

پس عدد درصدی که این ابزارها می دهند، در هر دو جهت بی معناست. نه رد کردن یک نویسنده به خاطر عدد هشتاد و دو درصد قابل دفاع است، و نه منتشر کردن یک متن ضعیف به خاطر عدد چهار درصد. هیچ بندی از سیاست های گوگل هم درباره خروجی این ابزارها نیست؛ سیاست درباره چیز دیگری است که در دو بخش قبل خواندید.

یک نکته مخصوص بازار فارسی هم اضافه کنیم و صادقانه به عنوان محدودیت دانش خودمان بگوییم: ما از هیچ کدام از این ابزارها ارزیابی منتشرشده ای روی متن فارسی ندیده ایم. اگر شما دیدید، قبل از اعتماد به آن، اندازه نمونه و روش را بخوانید. تصمیم گرفتن با عددی که برای زبان شما ارزیابی نشده، حدس زدن درباره یک حدس است.

موضع ما روشن است: اگر فرایند تحریریه شما به رد شدن از یک آشکارساز وابسته است، فرایند را دور چیز اشتباهی ساخته اید. چیزی که باید از آن رد شوید، خواننده ای است که دنبال جواب آمده.

SynthID چیست و برای سایت شما چه معنایی دارد؟

SynthID واترمارک گوگل دیپ مایند است: یک نشانه دیجیتال که مستقیم داخل تصویر، صدا، متن یا ویدیوی تولید شده با هوش مصنوعی جاسازی می شود. طبق صفحه خود دیپ مایند، این واترمارک در محصولات مصرفی مولد گوگل جاسازی می شود، برای انسان نامحسوس است و با فناوری خود SynthID قابل تشخیص است.

روش کارش برای متن جالب است و ارزش فهمیدن دارد. یک مدل زبانی متن را کلمه به کلمه می سازد و به هر گزینه بعدی یک امتیاز احتمال می دهد. SynthID همین امتیازها را در لحظه تولید کمی جابه جا می کند و همان الگوی جابه جایی، خود واترمارک است. برای تصویر و ویدیو هم نشانه در لحظه ساخت اضافه می شود و طوری طراحی شده که برش، فیلتر و فشرده سازی با افت را تحمل کند.

برای بررسی، صفحه رسمی دو راه می گوید: فایل را در Gemini آپلود کنید و بپرسید آیا با هوش مصنوعی گوگل ساخته یا ویرایش شده، و یا از پرتال جداگانه SynthID Detector استفاده کنید که فعلا با روزنامه نگاران و اهل رسانه در حال آزمایش است.

حالا مهم ترین قسمت، که همان صفحه صادقانه نوشته و کمتر نقل می شود. واترمارک متنی در برابر برش، تغییر چند کلمه و بازنویسی ملایم مقاوم است، ولی وقتی متن کامل بازنویسی یا به زبان دیگری ترجمه شود امتیاز اطمینانش به شدت پایین می آید. روی جواب های کوتاه واقعی هم ضعیف تر است، چون جای کمتری برای دستکاری احتمال ها هست بدون اینکه به درستی جواب بخورد. و خود دیپ مایند می نویسد SynthID گلوله نقره ای نیست.

نتیجه اش برای شما دو جمله است. اول، اگر جواب یک بررسی منفی بود، این ثابت نمی کند متن را آدم نوشته؛ فقط یعنی واترمارکی پیدا نشد. دوم، این موضوع اصلا سر رتبه نیست؛ سر این است که بعدا کسی بتواند نشان بدهد یک تصویر یا متن از دل مدل گوگل بیرون آمده. برای سایتی که روزی ده تصویر تولیدی منتشر می کند، این یک واقعیت اعتباری است و نه یک عامل رتبه.

پس در عمل چطور از هوش مصنوعی استفاده کنیم؟

قاعده ای که خودمان روی همین سایت اجرا می کنیم یک جمله است: مدل پیش نویس و بررسی را می گیرد، آدم مالک واقعیت ها و موضع و حد می ماند.

سه چیز هست که یک مدل نمی تواند بیاورد، و همان سه چیز است که یک صفحه را از دویست صفحه رقیب جدا می کند. عددی که خودتان اندازه گرفته اید. موردی که در آن همین توصیه جواب نداد. و مرزی که بعد از آن این حرف دیگر درست نیست. اگر صفحه ای هیچ کدام از این سه را ندارد، منتشر کردنش فقط قفسه را بلندتر می کند.

ترتیب کاری که پیشنهاد می کنیم هم ساده است. اول تصمیم بگیرید صفحه چه چیزی دارد که جای دیگر نیست؛ اگر جواب ندارید، همین جا بایستید. بعد پیش نویس را با مدل بگیرید تا سریع تر برسید. بعد هر ادعای واقعی را به یک منبع یا یک اندازه گیری وصل کنید و هر چه وصل نشد را حذف کنید. آخر سر بررسی مکانیکی را اجرا کنید، که در بخش مسیر سریع پایین همین صفحه آمده.

اگر این کار را برای یک سایت کامل انجام می دهید و ظرفیتش را ندارید، ما همین کار را به عنوان تولید محتوا انجام می دهیم؛ ولی این تصمیم شماست و نه نتیجه گیری این درس.

یک چیز آخر که تجربه به ما یاد داده: خطر جدی برای اکثر سایت ها جریمه گوگل نیست. خطر این است که شش ماه بعد صد صفحه داشته باشید که هیچ کدام دلیلی برای وجود داشتن ندارند، و هر تغییری در آن سایت از آن به بعد گران باشد. سیاست اسپم را می شود خواند؛ آن یکی را باید زندگی کرد تا فهمید.

برگه ای که قبل از انتشار پر می کنیم

همان چیزی که در قواعد نوشتاری خودمان هست. سمت راست دلیل رد شدن است، نه سلیقه.

بررسی پیش از انتشاریک صفحه

باید داشته باشد

  • یک عدد یا مشاهده ای که خودتان گرفته اید
  • منبع لینک شده برای هر ادعایی که اعتبار لازم دارد
  • یک مرز: جایی که این توصیه دیگر درست نیست
  • یک موضع، حتی اگر ناخوشایند باشد

باعث رد شدن می شود

  • عدد یا نقل قولی که به هیچ منبعی وصل نیست
  • بندی که در هر مقاله ای روی هر سایتی می نشیند
  • کاراکترهای نامرئی و خط تیره بلند از کپی و پیست
  • ریتم یکنواخت: ده بند هم اندازه پشت سر هم

رد شدن از این برگه یعنی صفحه قابل انتشار است، نه اینکه رتبه می گیرد. رتبه را رقابت تعیین می کند.

مسیر سریع با هوش مصنوعی

مسیر سریع اینجا سریع تر نوشتن نیست، سریع تر بررسی کردن است. کاری که بیشترین وقت را در یک تحریریه می گیرد این است که بفهمید کدام جمله های یک پیش نویس ادعای واقعی دارند و کدامشان پشتوانه ندارند؛ همین یک کار را می شود به مدل سپرد، چون مکانیکی است. سه مرحله زیر را روی هر پیش نویسی می شود اجرا کرد، حتی پیش نویسی که خودتان نوشته اید. مرحله اول با یک مدل سریع و ارزان جواب می دهد، مرحله دوم به مدل قوی تر احتیاج دارد، و مرحله سوم اصلا مدل نمی خواهد. انتخاب فعلی ما بین مدل ها در بخش <a class="text-link" href="/ai/">هوش مصنوعی</a> نوشته شده.

  1. مرحله اول را با یک مدل سریع اجرا کنید. خروجی اش یک جدول است: هر جمله ای که ادعای واقعی دارد، نوع ادعا، و منبعی که در خود متن آمده. هر ردیفی که ستون منبعش «ندارد» است، کار امروز شماست.
  2. هر ردیف بدون منبع را یا به یک منبع واقعی وصل کنید یا حذفش کنید. راه سومی وجود ندارد و همین سخت گیری تمام ارزش این مسیر است.
  3. مرحله دوم را با مدل قوی تر بزنید و از آن نه تعریف بخواهید و نه بازنویسی. فقط بخواهید بگوید متن از چه چیزی طفره رفته. جواب هایش را خودتان قضاوت کنید؛ بعضی شان اشتباهند و همان ها هم مفیدند، چون نشان می دهند خواننده کجا گیر می کند.
  4. مرحله سوم را روی فایل نهایی اجرا کنید. این یکی مدل نمی خواهد و بی سر و صدا کارش را می کند: کاراکترهای نامرئی و خط تیره های بلندی را پیدا می کند که با کپی و پیست وارد متن شده اند. سکوت یعنی تمیز.

نسخه آماده کپی

== مرحله ۱: استخراج ادعاها (مدل سریع و ارزان)

متن زیر یک پیش نویس منتشر نشده است. هر جمله ای را که یک ادعای واقعی دارد
(عدد، درصد، تاریخ، نام محصول یا شرکت، نقل قول، ادعای علت و معلول) جدا کن.
خروجی فقط یک جدول با سه ستون:
  جمله عینی | نوع ادعا | منبعی که در خود همین متن آمده

قواعد: هیچ جمله ای را بازنویسی نکن. هیچ ادعایی را از دانش خودت کامل نکن.
اگر منبعی در متن نبود بنویس «ندارد». چیزی به متن اضافه نکن.
---
{متن پیش نویس}


== مرحله ۲: چیزی که متن از آن طفره رفته (مدل قوی)

تو ویراستار سخت گیر حوزه {موضوع} هستی و این متن قرار است منتشر شود.
سه چیز را بده و هیچ چیز دیگری نده:
۱. پنج سوالی که خواننده بعد از خواندن این متن هنوز دارد
۲. جاهایی که متن ادعای عمومی می کند ولی هیچ مورد مشخصی نمی آورد
۳. یک حد یا شرطی که متن نگفته و نگفتنش متن را خوش بینانه تر از واقعیت کرده

از تعریف کردن و از پیشنهاد بازنویسی خودداری کن.
---
{متن پیش نویس}


== مرحله ۳: بررسی مکانیکی (بدون مدل)

grep -nP '[\x{200B}-\x{200F}\x{202A}-\x{202E}\x{2060}-\x{2064}\x{FEFF}\x{00A0}\x{00AD}\x{2012}-\x{2015}\x{2212}\x{2018}-\x{201F}\x{2026}\x{2032}\x{2033}]' FILE

خروجی خالی یعنی تمیز. هر خطی که چاپ شود، یک کاراکتر نامرئی یا خط تیره
بلند است که با کپی و پیست وارد شده و باید با فاصله یا نویسه ساده جایگزین شود.

قبل از اعتماد به خروجی: دو چیز را صریح بگوییم. اول اینکه هدف مرحله سوم مخفی کردن استفاده از هوش مصنوعی نیست و چنین کاری هم نمی کند؛ آن کاراکترها آشغال کپی و پیست اند و در فارسی گاهی متن را خراب هم می کنند. متنی که از این سه مرحله رد شود و باز هیچ حرف تازه ای نداشته باشد، دقیقا همان چیزی است که سیاست اسپم درباره اش نوشته شده. دوم اینکه خروجی مرحله دوم نظر یک مدل است و نه واقعیت؛ خودتان قضاوت کنید و هیچ ادعای تازه ای را که مدل در همان جواب اضافه کرده، بدون منبع وارد متن نکنید.

هوش مصنوعی در این کار

در این موضوع هوش مصنوعی هم ابزار کار است و هم موضوع بحث، پس موضع را صریح می گوییم: برای پیش نویس و برای بررسی بله، برای تصمیم گیری درباره اینکه چه چیزی درست است نه. سه ابزاری که خودمان استفاده می کنیم اینها هستند، با همان چیزی که صفحه های خودشان درباره دسترسی از ایران می گویند.

ابزارهایی که واقعا کمک می کنند

  • Claude برای مرحله استخراج ادعاها مناسب است، چون وقتی نقل قول عینی می خواهید کمتر بازنویسی می کند. ایران در هیچ کدام از دو فهرست کشورهای پشتیبانی شده انتروپیک نیست.
  • Gemini برای بررسی واترمارک SynthID تنها راه رسمی همین است: فایل را آپلود کنید و بپرسید. صفحه خودمان می نویسد ایران در فهرست کشورهای پشتیبانی شده گوگل نیست؛ راه پرداخت در <a class="text-link" href="/ai/buy/">خرید هوش مصنوعی</a> آمده.
  • NotebookLM وقتی چند سند منبع دارید و می خواهید جواب ها فقط از همان ها بیرون بیایند، این شکل کار ریسک ادعای ساختگی را کم می کند. باز هم مالک ادعا شمایید و نه ابزار.

کجا نتیجه معکوس می دهد

سه ریسک مشخص این موضوع را کنار هم بگذارید. اول واترمارک: خروجی تصویری مدل های گوگل نشانه SynthID را در خودش دارد، این نشانه برای چشم انسان نامحسوس است و با فناوری خود گوگل قابل تشخیص، پس سایتی که انبوهی تصویر تولیدی منتشر می کند از این نظر قابل شناسایی است. برای متن هم همین ساز و کار در اپلیکیشن و نسخه وب Gemini اجرا می شود. دوم آشکارسازها: خود دیپ مایند می نویسد دسته بندها اغلب فقط روی کارهای خاص خوب کار می کنند و کارایی شان روی انواع پلتفرم و محتوا همیشه قابل اتکا نیست و نتیجه اش برچسب اشتباه است، پس هیچ تصمیم تحریریه ای را روی عدد آنها نگذارید. سوم داده: پیش نویس یک مشتری، هنوز منتشر نشده، متن اوست و نه شما؛ اینکه گفتگو برای آموزش مدل استفاده می شود یا نه، به طرح و تنظیمات همان سرویس بستگی دارد و در صفحه خودشان نوشته شده. هیچ کدام از این سه، عاملی در رتبه گوگل نیستند و ما هم چنین ادعایی نمی کنیم.

منبع ها: Google Search Central: guidance about AI-generated content Google Search Central: spam policies, scaled content abuse Google DeepMind: watermarking AI-generated text and video with SynthID Anthropic: is my data used for model training

حد این توصیه

رد شدن از سیاست اسپم کف کار است و نه اهرم رتبه؛ صفحه ای که هیچ بندی را نقض نمی کند و هیچ چیز تازه ای هم ندارد، همچنان رتبه نمی گیرد. این درس هم فقط درباره سیاست های نوشته شده گوگل است: ما داخل سیستم های رتبه بندی را نمی بینیم و هیچ کس بیرون از گوگل نمی بیند، پس هر جمله ای که بگوید «گوگل متن ماشینی را با فلان روش تشخیص می دهد» حدس است، از هر کسی که آمده باشد. و هیچ کدام از این ها به موتورهای دیگر ربطی ندارد؛ سیاست ChatGPT و Perplexity سیاست خودشان است.

از تجربه خود ما

موضع این درس را روی خود این سایت اجرا کرده ایم و هر دو تکه اش قابل بررسی است. اول، قواعد نوشتاری مکتوبی داریم که فهرست کاراکترهای ممنوع را دارد و یک اسکریپت بررسی، آن را قبل از انتشار روی هر متن اجرا می کند؛ عجیب ترین ردیف آن فهرست نیم فاصله است، که تایپوگرافی درست فارسی است و ما عمدا ممنوعش کرده ایم، چون نیم فاصله یک نویسه نامرئی است و استفاده بی نقص و یکنواخت از آن، خودش نشانه متن ماشینی است. تصمیم ارزان نبود: به جایش فاصله معمولی می گذاریم و در عوض هر متن یک بار دستی خوانده می شود. دوم، ساعت انتشار همین بخش آموزش: روزی سه درس، در سه نوبت ثابت ۰۹:۴۰ و ۱۴:۵۰ و ۲۰:۱۰ به وقت تهران، به علاوه یک جابه جایی تا بیست دقیقه که از هش خود اسلاگ درس حساب می شود، پس هیچ دو درسی زمان یکسان نمی گیرند و صد و شصت و هشت درس هرگز یک تاریخ مشترک ندارند. همین صفحه ای که می خوانید در همان صف است. این دقیقا همان الگویی است که در بخش سوم این درس درباره اش نوشتیم، از سمت کسی که باید از آن پرهیز کند.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

اگر مقاله را با هوش مصنوعی بنویسم گوگل جریمه ام می کند؟

نه به خاطر ابزار. سیاست نوشته شده گوگل درباره تولید انبوه صفحه های بی ارزش است، فارغ از اینکه با اتوماسیون ساخته شده باشند یا با نیروی انسانی. یک مقاله که چیزی دست اول دارد و منابعش لینک شده، بیرون از این سیاست است.

ابزارهای تشخیص متن هوش مصنوعی چقدر دقیق اند؟

به اندازه ای که نشود روی آنها تصمیم گرفت. گوگل دیپ مایند در صفحه SynthID نوشته که این دسته بندها اغلب فقط روی کارهای خاص خوب کار می کنند و کارایی شان روی محتوا و پلتفرم های مختلف همیشه یکنواخت نیست و متن می تواند اشتباه برچسب بخورد. برای فارسی هم ارزیابی منتشر شده ای ندیده ایم.

تصویر ساخته شده با هوش مصنوعی را می شود در سایت منتشر کرد؟

بله، ولی با یک واقعیت را بدانید: خروجی تصویری مدل های گوگل واترمارک SynthID دارد که برای چشم نامحسوس است و با فناوری خود گوگل قابل تشخیص. این عامل رتبه نیست، ولی یعنی انبوه بودن تصویرهای تولیدی یک سایت بعدا قابل نشان دادن است.