ترجمه

ترجمه ماشینی چگونه کار می کند؛ از گوگل ترنسلیت تا مدل های زبانی

ترجمه ماشینی یعنی برگرداندن متن از یک زبان به زبان دیگر توسط نرم افزار، بدون دخالت انسان در لحظه ترجمه. چهار نسل پشت سر هم آمده اند و مهم ترین تفاوت نسل آخر این نیست که بهتر ترجمه می کند، این است که خطاهایش دیگر شبیه خطای ماشین نیستند.

  • درس ۲ از ۶
  • مقدماتی
  • رایگان، بدون ثبت نام

چهار نسل ترجمه ماشینی، و آنچه هر بار عوض شد

ترتیبشان همین است. تاریخ گذاری دقیقشان عمدا نوشته نشده، چون نسل ها روی هم افتاده اند و هیچ روزی مرز دو تای آنها نیست.

  1. ۱

    قاعده محور

    واژه نامه به اضافه قاعده های دستوری که آدم ها با دست نوشته بودند. قابل پیش بینی بود و روی هر جمله ای که پیش بینی نشده بود می شکست.

  2. ۲

    آماری

    از حجم زیادی متن دوزبانه یاد می گرفت کدام عبارت با کدام جفت می شود. روان تر شد و همچنان عبارت به عبارت کار می کرد.

  3. ۳

    عصبی

    کل جمله را به یک نمایش عددی می برد و جمله مقصد را از نو می سازد. اینجا بود که ترجمه ماشینی عمومی از حالت جوک درآمد.

  4. ۴

    مدل زبانی

    مدل عمومی که ترجمه یکی از کارهایش است و دستور می گیرد: مخاطب، لحن، و کلمه هایی که نباید دست بخورند.

نسل تازه نسل قبل را از رده خارج نکرده. بخش بزرگی از ترجمه ماشینی که امروز داخل محصولات واقعی کار می کند هنوز عصبی است و برای کارهای حجیم و تکراری همان هم انتخاب درست است.

آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.

ترجمه ماشینی چهار بار عوض شد، هر بار چه چیزی

ترجمه ماشینی از یک ایده ساده شروع شد: اگر واژه نامه و قاعده های دستور را به کامپیوتر بدهیم، باید بتواند جمله بسازد. نسل اول دقیقا همین بود و آدم ها قاعده ها را با دست می نوشتند. خروجی اش قابل پیش بینی بود و هر جمله ای که نویسنده قاعده پیش بینی نکرده بود، آن را می شکست.

نسل دوم قاعده را کنار گذاشت و به آمار پناه برد. به جای اینکه به سیستم بگویند دستور چیست، حجم زیادی متن دوزبانه به آن دادند و گذاشتند خودش حساب کند کدام عبارت معمولا با کدام عبارت جفت می شود. جمله ها روان تر شدند و همچنان بوی ماشین می دادند، چون سیستم عبارت به عبارت کار می کرد و کل جمله را نمی دید.

نسل سوم همان جایی است که ترجمه ماشینی عمومی از حالت جوک درآمد. مدل های عصبی کل جمله را به یک نمایش عددی تبدیل می کنند و از روی همان، جمله مقصد را از نو تولید می کنند. نتیجه اش جمله هایی بود که ساختار درست داشتند و یک نفر می توانست بدون خنده بخواندشان.

نسل چهارم مدل زبانی است و تفاوتش با سه تای قبل جنسی است، نه درجه ای. سه نسل اول فقط یک کار بلد بودند. مدل زبانی یک مدل عمومی است که ترجمه یکی از کارهایش است، و مهم تر اینکه دستور می گیرد: می شود به آن گفت مخاطب کیست، لحن چه باشد، و کدام کلمه ها را دست نزند. این را هیچ کدام از سه نسل قبل نمی فهمیدند.

یک تصور غلط رایج را هم همین جا اصلاح کنیم: این چهار نسل جای هم را نگرفته اند. بخش بزرگی از ترجمه ماشینی که امروز در محصولات واقعی کار می کند هنوز عصبی است و نه مدل زبانی، و برای خیلی از کارها همان هم انتخاب درست است.

چهار ماشین در یک ردیف، چرخ دنده، چرتکه، شبکه عصبی و کره نورانی، با نور قرمز، سبز، آبی و سفید

مدل زبانی واقعا کجا از ترجمه ماشینی کلاسیک جلو می زند

سه جا، و هر سه به یک چیز برمی گردند: مدل زبانی بیرون از جمله را هم می بیند.

اول بافت. یک ضمیر مبهم یا کلمه ای که دو معنی دارد، در ترجمه ماشینی کلاسیک به شانس واگذار می شود، چون سیستم فقط همان جمله را دارد. مدل زبانی می تواند بقیه پاراگراف را هم بخواند و اگر به آن بگویید متن درباره چیست، حدسش دیگر حدس نیست.

دوم لحن. به یک موتور ترجمه کلاسیک نمی شود گفت «این متن برای مشتری است و باید رسمی ولی گرم باشد». به مدل زبانی می شود و اثرش دیده می شود. همان بحث ثبت زبانی که در درس اول این مسیر گفتیم، اینجا برای اولین بار قابل دستور دادن شده.

سوم یکدستی اصطلاح در طول یک سند. اگر فهرست اصطلاح ها را به مدل بدهید، می شود خواست که در فصل هفتم هم همان معادلی را به کار ببرد که در فصل اول به کار برده. این همان چیزی است که سایت های چندزبانه بیشتر از هر چیز دیگری در آن شکست می خورند.

یک قید مهم روی هر سه: این ها قابلیت اند، نه رفتار پیش فرض. اگر بافت و لحن و فهرست اصطلاح را ندهید، مدل زبانی هم دقیقا مثل یک موتور کلاسیک رفتار می کند، فقط با جمله های روان تر. کسی که فقط متن را می چسباند و دکمه را می زند، از این نسل چیزی نمی گیرد جز روانی بیشتر.

دو جور خطا، و اینکه کدام را می بینید

هر دو خطا می کنند. تفاوتشان در این است که خطای کدام یک خودش را نشان می دهد.

ترجمه ماشینی کلاسیک

  • جمله می شکند و فعل جا می افتد
  • خطایش در یک نگاه دیده می شود
  • دستور نمی گیرد و لحن نمی فهمد
  • برای حجم بالا ارزان و قابل پیش بینی است

مدل زبانی

  • جمله درست است و اصطلاح ممکن است ساختگی باشد
  • خطایش روان است و خودش را پنهان می کند
  • بافت و لحن و فهرست اصطلاح می گیرد
  • بدون همان دستورها، مثل نسل قبل رفتار می کند

این جدول نمی گوید کدام بهتر ترجمه می کند. می گوید بازبینی کدام گران تر است. برای متنی که فقط قرار است فهمیده شود، ستون راست بهترین چیزی است که داریم؛ برای متنی که امضا می شود، ستون راست بازبین بیشتری می خواهد نه کمتر.

کجا خطرناک تر از نسل قبل است

ترجمه ماشینی قدیمی وقتی خراب می کرد، معلوم بود. جمله می شکست، فعل جا می افتاد، و خواننده در یک نگاه می فهمید که این را ماشین نوشته و باید بازبینی شود. آن خطاها زشت بودند و همین زشتی خودش یک هشدار بود.

مدل زبانی این هشدار را برداشته. خطایش روان است. جمله درست، لحن مناسب، و وسطش یک اصطلاح که در آن رشته اصلا به کار نمی رود. کسی که آن رشته را نمی شناسد هیچ راهی ندارد که بفهمد، چون هیچ چیز در متن ناجور نیست.

خطرناک ترین شکلش اصطلاح سازی با اعتماد به نفس است. مدل به جای اینکه بگوید نمی داند، معادلی می سازد که ساختارش درست است و طنینش حرفه ای است و در هیچ منبعی وجود ندارد. در متن پزشکی و حقوقی، این دقیقا همان جایی است که خسارت مالی و انسانی به بار می آید. توضیح کامل تر این رفتار در درس توهم هوش مصنوعی آمده و در ترجمه شکل بدتری دارد، چون خواننده متن مقصد اصلا متن مبدا را ندارد که مقایسه کند.

موضع ما روشن است: برای متنی که فقط قرار است فهمیده شود، این نسل بهترین چیزی است که تا حالا داشته ایم. برای متنی که قرار است منتشر شود یا امضا شود، این نسل خطرش از نسل قبل بیشتر است، نه کمتر، دقیقا چون بازبین را خواب می کند.

کدام مدل واقعا فارسی را نام برده

«چندزبانه» یک ادعای بازاریابی است تا وقتی که سازنده فهرست زبان ها را چاپ کند. ما در دسته ترجمه بخش هوش مصنوعی این سایت همین را معیار گرفتیم و نتیجه اش دو ردیف است که هیچ کدام کامل نیستند.

یک طرف کوهر است. Command A Translate تنها مدلی در آن کاتالوگ است که سازنده اش صریحا آن را مدل ترجمه ماشینی خودش نامیده و ۲۳ زبانش را دانه دانه نوشته، و هر چهار زبان این سایت در آن فهرست اند. طرف دیگرش این است که پنجره متنش ۸ هزار توکن است، کوتاه ترین پنجره کل آن کاتالوگ، و قرارداد تجاری خود کوهر ایران را با اسم در تعریف Restricted Location نوشته. یعنی مدلی که فارسی را می شناسد، از ایران راه رسمی خریدی ندارد.

طرف دیگر متاست. لاما ۴ را با وزن باز می دهد و پروانه اش استفاده تجاری را اجازه می دهد، یعنی می شود گرفت و روی سرور خودتان اجرا کرد. فهرست زبانش دوازده تاست و بسته است: عربی هست، فارسی و ترکی نیست. و نسخه اسکات آن پنجره ده میلیون توکنی دارد.

این وارونگی را نگه دارید، چون شکل هر پروژه ترجمه سایت را تعیین می کند. مدلی که زبان شما را نام برده جا برای چند صفحه دارد و مدلی که نام نبرده جا برای یک کتاب. نتیجه عملی اش این است که سایت را صفحه به صفحه ترجمه می کنید و نه در یک نوبت، و اگر می خواهید یک سند بلند یکجا برود، دارید آگاهانه مدلی را انتخاب می کنید که برای ترجمه ساخته نشده و زبانتان را هم اعلام نکرده.

یک نکته پروانه ای هم هست که خیلی ها دیر می فهمند: باز بودن وزن با آزاد بودن استفاده یکی نیست. مدلی مثل آیا اکسپنس وزنش منتشر شده و زبان ها را هم نام برده، ولی پروانه اش استفاده غیرتجاری است؛ اگر با آن سایت مشتری را ترجمه کنید و پول بگیرید، پروانه را نقض کرده اید.

مدلی که زبان شما را نام برده و مدلی که می توانید اجرا کنید

دو کفه که در این دسته هیچ وقت با هم پر نمی شوند. هر دو ستون از فایل های منبع دار بخش هوش مصنوعی همین سایت آمده اند.

فارسی را نام برده

  • سازنده اش صریحا آن را مدل ترجمه نامیده
  • هر ۲۳ زبانش دانه دانه نوشته شده
  • پنجره اش ۸ هزار توکن است، کوتاه ترین آن کاتالوگ
  • قرارداد سازنده ایران را با اسم نوشته

می شود اجرایش کرد

  • وزنش باز است و روی سرور خودتان بالا می آید
  • فهرست زبانش دوازده تاست و بسته
  • فارسی و ترکی در آن فهرست نیستند
  • نسخه اسکاتش پنجره ده میلیون توکنی دارد

هیچ کدام از این دو ستون درباره کیفیت ترجمه حرفی نمی زند. می گویند سازنده چه اعلام کرده و پروانه چه اجازه ای می دهد؛ خواندن خروجی کار دیگری است که اینجا انجام نشده.

برای یک سایت چندزبانه این ها یعنی چه

سه نتیجه عملی، و هیچ کدامشان به بهترین مدل ربطی ندارد.

یکی اینکه واحد کار شما صفحه است و نه سایت. پنجره کوتاه مدل های ترجمه اختصاصی این را تحمیل می کند و از قضا برای بازبینی هم بهتر است، چون خطای یک صفحه در همان صفحه پیدا می شود. دوم اینکه فهرست اصطلاح باید قبل از صفحه اول نوشته شود و در هر فراخوانی همراه متن برود، وگرنه یکدستی که در بخش دوم گفتیم اتفاق نمی افتد. سوم اینکه بازبینی انسانی روی صفحه هایی متمرکز می شود که تصمیم یا پول از آنها رد می شود، نه روی همه صفحه ها به یک اندازه.

و یک حرف صادقانه که کمتر جایی نوشته می شود. هیچ کدام از سازنده هایی که در آن دسته بررسی کردیم عدد قابل استنادی برای کیفیت ترجمه مدلشان منتشر نکرده اند. کوهر می نویسد Command A Translate مدل ترجمه پیشرفته اوست و هیچ نمره ای چاپ نمی کند؛ بقیه هم نمی کنند. پس هر جدولی که در فارسی ادعا کند «بهترین هوش مصنوعی ترجمه» را رتبه بندی کرده، یا از سنجه بیرونی استفاده کرده و باید بگوید کدام، یا عددش را از خودش درآورده.

ما هم همین را درباره خودمان می گوییم: آن دسته می گوید کدام سازنده زبان شما را در فهرست همان مدل نوشته است، و نه اینکه ترجمه اش چقدر طبیعی درمی آید. برای فهمیدن دومی باید خروجی را خواند، و آن کار دیگری است که ادعایش را نکرده ایم.

مسیر سریع با هوش مصنوعی

فرض همه این است که مدل زبانی همیشه بهتر از موتور کلاسیک است، و برای بعضی متن ها این فرض اشتباه است. روی متن ساده و تکراری، تفاوت دو نسل تقریبا صفر می شود و شما دارید برای هیچ پول می دهید؛ روی متن پرارجاع و پراصطلاح، همان تفاوت کل ماجراست. بیست دقیقه وقت می برد که برای هر نوع متن یک بار بفهمید کدام حالت را دارید، و بعد دیگر لازم نیست حدس بزنید.

  1. یک پاراگراف نماینده از همان نوع متن بردارید، و ساده ترینش را انتخاب نکنید. پاراگرافی بردارید که دست کم یک ضمیر با مرجع عقب تر و یک اصطلاح تخصصی داشته باشد، چون تفاوت دو نسل فقط همان جا دیده می شود.
  2. پاس اول را بدون هیچ چیزی اجرا کنید: فقط پاراگراف و یک جمله «این را به {زبان مقصد} ترجمه کن». این همان نسل کلاسیک است که با یک مدل امروزی شبیه سازی می شود.
  3. پاس دوم را با همان مدل و همان پاراگراف اجرا کنید، ولی این بار چهار چیزی را که در درس اول گفتیم بالایش بگذارید: خواننده کیست، متن قرار است چه کار کند، ثبت زبانی کجاست، و چه کلمه هایی ترجمه نمی شوند.
  4. دو خروجی را در یک فراخوانی تازه به مدل بدهید و نسخه پایین را اجرا کنید. حتما گفتگوی جدید باز کنید؛ اگر همان جایی که خودش ترجمه کرده از او بخواهید مقایسه کند، دارد کار خودش را قضاوت می کند.
  5. حالا فقط دسته ها را بخوانید. اگر همه تفاوت ها در دسته سبک و ثبت زبانی افتاده اند، این نوع متن به توضیح بافت نیاز ندارد و می شود ارزان و انبوه ترجمه اش کرد. اگر حتی یکی در دسته اصطلاح یا مرجع افتاد، این نوع متن حساس به بافت است و هر دسته ای از آن باید با همان توضیح برود.

نسخه آماده کپی

دو ترجمه از یک متن مبدا واحد داری.

متن مبدا:
{متن مبدا}

ترجمه الف:
{خروجی پاس اول}

ترجمه ب:
{خروجی پاس دوم}

فقط تفاوت ها را فهرست کن و هر تفاوت را در یکی از این چهار دسته بگذار:
۱) سبک: کلمه یا ساختار عوض شده و معنا یکی مانده.
۲) ثبت زبانی: میزان رسمی بودن عوض شده.
۳) اصطلاح: معادل یک اصطلاح تخصصی عوض شده.
۴) مرجع: ضمیر یا اشاره به چیز دیگری برگشته.

برای هر مورد هر دو صورت را عینا نقل کن. هیچ کدام را بهتر یا بدتر ننام و صورت سومی پیشنهاد نده. اگر دسته ای خالی بود، خالی بگذار.

قبل از اعتماد به خروجی: این تشخیص است، نه داوری. دسته سه و چهار همان جایی است که مدل بدترین کارش را می کند، پس هر موردی که در آن دو دسته گذاشت را خودتان با یک منبع واقعی همان رشته بررسی کنید و به دسته بندی اش اعتماد نکنید. و یک پاراگراف یک نمونه است: اگر روی سخت ترین پاراگرافتان دو پاس یکی درآمدند، این حرفی است درباره همان نوع متن و نه مجوزی برای هر چیزی که ترجمه می کنید.

هوش مصنوعی در این کار

در این موضوع سوال مفید «کدام بهتر است» نیست. سوال مفید این است: سازنده زبان شما را برای همان مدل با اسم نوشته یا نه، و آیا اصلا می توانید به آن برسید. ما در بخش هوش مصنوعی همین سایت همین دو معیار را روی نامزدهای این دسته گذاشتیم و دو ردیف درآمد که هیچ کدام هر دو شرط را با هم ندارند. هر ابزار پایین با همان دو سوال معرفی شده، نه با ادعای کیفیت.

ابزارهایی که واقعا کمک می کنند

  • Cohere مستندات خودش Command A Translate را مدل ترجمه ماشینی اش معرفی کرده و ۲۳ زبانش را نوشته، که فارسی و عربی و ترکی و انگلیسی در آن هستند. پنجره اش ۸ هزار توکن است و قرارداد تجاری خودش ایران را با اسم در تعریف Restricted Location آورده.
  • Llama 4 Scout وزن باز و پروانه ای که استفاده تجاری را اجازه می دهد، با سقف ۷۰۰ میلیون کاربر ماهانه و الزام درج نام لاما. فهرست زبانش بسته و دوازده تایی است و فارسی و ترکی در آن نیستند، در حالی که پنجره اش ده میلیون توکن است.
  • Mistral Large 3 آزادترین پروانه این دسته را دارد، آپاچی ۲ با وزن باز و اجازه تجاری کامل. با این حال میسترال برای همین مدل نه فهرست زبان کاملی می دهد و نه فهرست کشور، و به همین دلیل در جدول ما رتبه نگرفت. نبود شاهد، خودش یک جواب است.
  • Gemini برای پاس تشخیصی بالا مناسب است، چون فارسی را خودش می خواند و لازم نیست متن اول به انگلیسی برود. صفحه خود گوگل می گوید این اپ در بیش از دویست و سی کشور و منطقه و بیش از هفتاد زبان کار می کند و ایران در آن فهرست نیست.

کجا نتیجه معکوس می دهد

سه خطر، و اولی همان است که کل این درس درباره اش است: خطای روان. مدل زبانی وقتی معادل درست را نمی داند، به جای اینکه بگوید نمی داند، معادلی می سازد که ساختارش سالم و طنینش حرفه ای است. هیچ نشانه ای هم روی آن نیست. تنها دفاع، خواندن خروجی توسط کسی است که همان رشته را می شناسد، و همین است که ترجمه ماشینی را ارزان می کند نه رایگان. خطر دوم فهرست های زبان است: «چندزبانه» تا وقتی سازنده فهرست را چاپ نکرده یک ادعای بازاریابی است، و فهرست خانواده مدل با فهرست همان نسخه مشخص یکی نیست. خطر سوم برای صاحبان سایت است: انتشار انبوه متن ترجمه ماشینی بدون بازبینی انسانی دقیقا همان الگویی است که سیاست های اسپم گوگل زیر عنوان تولید انبوه محتوای بی ارزش توصیف می کند. مسئله زبان یا ابزار نیست؛ مسئله انتشار چیزی است که هیچ کس نخوانده.

منبع ها: Cohere: models, with the Command A Translate language list and context window Cohere: commercial SaaS agreement (Restricted Locations) Meta: Llama 4 Scout model card Meta: Llama 4 licence Google: where Gemini Apps are available Google Search Central: spam policies for Google web search

حد این توصیه

این درس هیچ حرفی درباره کیفیت ترجمه این مدل ها نمی زند و نباید بزند. ما فهرست های منتشر شده سازنده ها را خوانده ایم و به آنها استناد کرده ایم؛ اینکه ترجمه فارسی هر کدام چقدر طبیعی درمی آید، خواندن خروجی می خواهد و آن کار اینجا انجام نشده. دو مرز دیگر هم هست. دوره ها را عمدا بی سال نوشته ایم، چون روی هم افتاده اند و هر تاریخ گذاری دقیقی ادعایی است که نمی توانیم پشتش بایستیم. و فهرست زبان و پروانه و دسترسی، هر سه چیزهایی هستند که سازنده می تواند فردا عوض کند؛ تاریخ بازبینی بالای همین صفحه، مرز اعتبار همه اعدادی است که اینجا آمده. گردش کار عملی، یعنی اینکه با این ابزارها واقعا چطور یک سند را ترجمه و پس ویرایش کنید، موضوع درس بعدی همین مسیر است و اینجا فقط تشخیص داده شد.

از تجربه خود ما

وقتی دسته ترجمه بخش هوش مصنوعی این سایت را می ساختیم، ستون اول جدول قرار بود «نمره کیفیت ترجمه» باشد. آن ستون هیچ وقت ساخته نشد، چون از هفت نامزد حتی یکی هم عددی برای کیفیت ترجمه مدل خودش منتشر نکرده بود؛ کوهر می نویسد Command A Translate مدل ترجمه پیشرفته اوست و هیچ نمره ای چاپ نمی کند و بقیه هم نمی کنند. ستونی که برای هیچ نامزدی عدد ندارد، ستون نیست. یک ستون دیگر هم امتحان شد و برداشته شد: پنجره متن. موتور رتبه بندی هر ستون عددی را بین کمترین و بیشترین نرمال می کند و اینجا کمترین ۸ هزار توکن بود و بیشترین ده میلیون، یعنی سه مرتبه بزرگی فاصله. نتیجه اش این شد که یک تفاوت واقعی سی و دو برابری در جدول به شکل ۰.۴ در برابر ۰.۲ درآمد. عدد از جدول بیرون رفت و حرفش در متن ماند. این دو تصمیم درسی دارند که فراتر از ترجمه است: جدولی که ستونش شاهد ندارد، فقط شکل جدول را دارد.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

گوگل ترنسلیت بهتر است یا ترجمه با یک مدل زبانی؟

بستگی دارد به اینکه چه کار می کنید. برای فهمیدن سریع یک متن، یا برای حجم زیاد و تکراری، موتور ترجمه اختصاصی ارزان تر و قابل پیش بینی تر است. برای متنی که لحن و بافت و یکدستی اصطلاح دارد، مدل زبانی جلو می زند، ولی فقط اگر آن بافت را به آن بدهید؛ بدون توضیح، تفاوت دو تا به روانی جمله ها محدود می شود.

چطور بفهمم یک مدل واقعا زبان من را پشتیبانی می کند؟

فهرست زبان همان نسخه مشخص را در مستندات خود سازنده پیدا کنید، نه در یک مقاله و نه برای خانواده مدل. اگر سازنده فهرست نداده و فقط نوشته «چندزبانه»، جواب «معلوم نیست» است و باید همان طور هم نوشته شود. یک تله هم هست: فهرستی که با «از جمله» باز گذاشته شده با فهرستی که بسته است دو چیز متفاوت اند، و فقط دومی قابل استناد است.

انتشار متن ترجمه ماشینی برای سئوی سایت مشکل درست می کند؟

مشکل خود ترجمه ماشینی نیست، انتشار انبوه چیزی است که هیچ کس نخوانده. سیاست های اسپم گوگل این الگو را زیر عنوان تولید انبوه محتوای بی ارزش توصیف می کند و همان جا هم می شود خواند که معیار، بی فایده بودن و مقیاس است و نه ابزار تولید. یعنی یک صفحه ترجمه شده که یک انسان بازبینی کرده و برای خواننده همان زبان جا افتاده مشکلی ندارد؛ دویست صفحه ای که مستقیم از موتور به سایت رفته اند دارد.