مسیر یادگیری

ترجمه

ترجمه رساندن معناست به کسی که زبان دیگری دارد، و امروز بیشتر پیش نویس اول را ماشین می نویسد. چیزی که ماشین نمی نویسد قضاوت است: کدام معادل درست است، لحن کجا بی اجازه عوض شده، و چه چیزی اصلا نباید ترجمه شود.

  • ۶ درس
  • رایگان، بدون ثبت نام

ترجمه ای که منتشر می شود کجا ساخته می شود

تقاطع دو چیز، و نه هیچ کدامشان به تنهایی.

تسلط به دو زبان

  • متن مبدا را بدون واژه نامه در سطح جمله می خوانید
  • در زبان مقصد می نویسید، نه ترجمه می کنید
  • تفاوت ثبت رسمی و محاوره را می شنوید

ترجمه ای که چاپ می شود

  • اصطلاحش درست است و جمله اش هم روان
  • خواننده متوجه نمی شود دارد ترجمه می خواند

شناخت حوزه متن

  • اصطلاح جا افتاده همان رشته را می شناسید
  • وقتی جمله مبدا غلط است می فهمید
  • می دانید خواننده این متن چه چیزی را از قبل بلد است

تسلط زبانی به تنهایی متنی می سازد که روان است و اصطلاحش غلط. شناخت حوزه به تنهایی متنی می سازد که درست است و کسی تا آخرش نمی رود. سخت ترین بخش این مسیر هم همین است: زبان را می شود تمرین کرد، حوزه را باید در آن کار کرده باشید.

مسیر، قدم به قدم

درس ها به ترتیبی چیده شده اند که هر کدام روی قبلی می ایستد. از هر جایی هم می شود وارد شد.

  1. ۱ترجمه حرفه ای چیست و با ترجمه لغت به لغت چه فرقی داردترجمه حرفه ای یعنی خواننده زبان مقصد همان چیزی را بگیرد که خواننده متن اصلی می گرفت: همان معنا، همان لحن، همان ثبت زبانی و همان کارکرد. جایگزین کردن کلمه با کلمه فقط یکی از این چهار را می رساند و بقیه را سر راه جا می گذارد.مقدماتی
  2. ۲ترجمه ماشینی چگونه کار می کند؛ از گوگل ترنسلیت تا مدل های زبانیترجمه ماشینی یعنی برگرداندن متن از یک زبان به زبان دیگر توسط نرم افزار، بدون دخالت انسان در لحظه ترجمه. چهار نسل پشت سر هم آمده اند و مهم ترین تفاوت نسل آخر این نیست که بهتر ترجمه می کند، این است که خطاهایش دیگر شبیه خطای ماشین نیستند.مقدماتی
  3. ۳گردش کار ترجمه با هوش مصنوعی؛ از واژه نامه تا تحویلگردش کار حرفه ای ترجمه امروز سه تکه دارد: واژه نامه ای که قبل از ترجمه بسته می شود، یک پاس ماشین که به همان واژه نامه مقید شده، و پس ویرایش انسانی که تنها جای تصمیم گرفتن است. ترتیب این سه از انتخاب مدل مهم تر است، چون واژه نامه ای که بعد از ترجمه ساخته شود واژه نامه نیست، فهرست چیزهایی است که باید برگردید و عوضشان کنید.میانی
  4. ۴ترجمه تخصصی چیست و چرا دانش حوزه از دانش زبان جلو می زندترجمه تخصصی یعنی متنی که در آن یک اصطلاح غلط، فارغ از اینکه جمله چقدر روان باشد، کل متن را خراب می کند. در این متن ها ترجمه روان با اصطلاح اشتباه از ترجمه خشک با اصطلاح درست بدتر است، و همین یک جمله تمام تفاوت کار تخصصی با کار عمومی است.میانی
  5. ۵ترجمه زیرنویس؛ چیزی که باید در زمان گوینده جا شودترجمه زیرنویس یعنی ترجمه ای که باید در همان مدتی خوانده شود که گوینده حرف زده، و همین یک قید کار را از ترجمه متن جدا می کند. جمله ای که درست است ولی در آن زمان خوانده نمی شود، در زیرنویس جمله غلطی است.میانی
  6. ۶کنترل کیفیت ترجمه؛ چه چیزی شمردنی است و چه چیزی خواندنیکنترل کیفیت ترجمه یعنی جدا کردن دو پرسشی که همیشه با هم پرسیده می شوند: آیا این متن همان را می گوید که مبدا می گفت، و آیا این متن به زبان مقصد متن خوبی است. هر کدام ابزار خودش را دارد و پرسیدن همزمانشان همان کاری است که خطاها از لای آن رد می شوند.میانی
پل شیشه ای میان دو جزیره سفید که یک سمتش قرمز، سمت دیگر آبی و وسطش سبز است

یک تغییر واقعی در این حرفه افتاده و بیشتر دوره های فارسی هنوز جوری درس می دهند که انگار نیفتاده. کاری که ده سال پیش پول می گرفت، تولید پیش نویس اول بود؛ حالا آن تکه را ماشین انجام می دهد و کسی بابتش پول نمی دهد. کاری که پول می گیرد یک پله بالاتر رفته: تصمیم گرفتن درباره متنی که ماشین تولید کرده. این مسیر برای همان پله نوشته شده و برای همین درس دومش تاریخ ترجمه ماشینی است و نه یک فصل تزئینی در انتها.

مرز این مسیر با مسیر تولید محتوا ساده است: آنجا حرف خودتان را می نویسید، اینجا حرف یک نفر دیگر را می رسانید و اجازه ندارید عوضش کنید. همین محدودیت است که ترجمه را سخت می کند. نویسنده وقتی جمله ای درنمی آید عوضش می کند؛ مترجم نمی تواند، چون جمله مال او نیست.

یک انتظار را هم از اول صاف کنیم. این مسیر شما را مترجم رسمی نمی کند. ترجمه رسمی کار دارالترجمه ای است که مترجمش پروانه دارد و مهرش اعتبار حقوقی می آورد؛ آن اعتبار از مهارت نمی آید، از مجوز می آید و با یاد گرفتن به دست نمی آید. چیزی که اینجا یاد می گیرید ترجمه ای است که منتشر می شود، خوانده می شود و داور می خواندش.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

با وجود ترجمه ماشینی، یاد گرفتن ترجمه هنوز می ارزد؟

می ارزد، ولی نه برای کاری که ده سال پیش می ارزید. تولید پیش نویس اول دیگر مهارت کمیابی نیست و بازارش هم همین را نشان می دهد. چیزی که کمیاب مانده تشخیص است: اینکه بفهمید ترجمه ای که جلوی شماست کجا روان و غلط است، و این را فقط کسی می فهمد که خودش ترجمه کردن را بلد باشد.

برای شروع چقدر باید زبان دوم را بلد باشم؟

باید متن مبدا را در سطح جمله بدون واژه نامه بفهمید؛ اگر برای فهمیدن هر جمله دنبال لغت می گردید، هنوز وقت ترجمه نیست. اما جهت مهم تر از سطح است: در زبانی می نویسید که در آن قوی ترید و از زبانی می خوانید که در آن کافی هستید، نه برعکس. بیشتر ترجمه های بد از این می آیند که کسی به زبانی نوشته که فقط آن را می فهمد.

ترجمه رسمی هم در این مسیر هست؟

نه، و عمدا نیست. ترجمه رسمی یک مهارت نیست، یک مجوز است: مترجمی که پروانه دارد سند را مهر می کند و همان مهر است که آن را جلوی یک اداره یا سفارت معتبر می کند. هیچ درسی این را نمی دهد. اگر سند رسمی دارید سراغ دارالترجمه بروید، نه سراغ این صفحه.

این مسیر برای کسی نوشته شده که خودش ترجمه می کند. اگر متنی جلوی شماست که یک اصطلاح غلط در آن گران تمام می شود و وقت یاد گرفتن ندارید، صفحه خدمات ترجمه را ببینید