ترجمه

گردش کار ترجمه با هوش مصنوعی؛ از واژه نامه تا تحویل

گردش کار حرفه ای ترجمه امروز سه تکه دارد: واژه نامه ای که قبل از ترجمه بسته می شود، یک پاس ماشین که به همان واژه نامه مقید شده، و پس ویرایش انسانی که تنها جای تصمیم گرفتن است. ترتیب این سه از انتخاب مدل مهم تر است، چون واژه نامه ای که بعد از ترجمه ساخته شود واژه نامه نیست، فهرست چیزهایی است که باید برگردید و عوضشان کنید.

  • درس ۳ از ۶
  • میانی
  • رایگان، بدون ثبت نام

پنج ایستگاه یک سند، و جایی که تصمیم گرفته می شود

ایستگاه سوم تنها جایی است که در آن چیزی تصمیم گرفته می شود. چهار تای دیگر آماده سازی و سنجش اند.

  1. ۱

    واژه نامه و توضیح کار

    مخاطب، کار متن، ثبت زبانی، و فهرست چیزهایی که ترجمه نمی شوند.

  2. ۲

    پاس ماشین، مقید

    خروجی جفت جفت، نه پاراگراف پیوسته. متن پیوسته پس ویرایش پذیر نیست.

  3. ۳

    پس ویرایش انسانی

    جمله مبدا، جمله مقصد، تصمیم. تنها ایستگاهی که ماشین در آن جای شما را نمی گیرد.

  4. ۴

    سنجه یکدستی

    مکانیکی و ارزان. یکدستی را می گیرد و درستی را نمی گیرد.

  5. ۵

    تحویل، و واژه نامه بزرگ تر

    واژه نامه این پروژه ورودی پروژه بعدی همان مشتری است، اگر جایی نگهش دارید.

این ترتیب برای سندی است که تحویل داده می شود. برای فهمیدن سریع یک متن، ایستگاه دوم به تنهایی کافی است و بقیه اضافه اند.

آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.

گردش کار واقعی چند ایستگاه دارد

پنج ایستگاه، و هیچ کدام «ترجمه کردن» به معنای قدیمی اش نیست. اول واژه نامه و یک توضیح کوتاه از کار بسته می شود. بعد یک پاس ماشین با همان واژه نامه اجرا می شود. بعد یک انسان روی خروجی می نشیند و تصمیم می گیرد. بعد یکدستی کل سند سنجیده می شود. آخر تحویل، با واژه نامه ای که حالا یک قلم بزرگ تر شده.

ایستگاه سوم اسم دارد: پس ویرایش. و اصطلاح تازه ای نیست. استانداردی بین المللی به همین نام هست، ISO 18587:2017، با عنوان «خدمات ترجمه، پس ویرایش خروجی ترجمه ماشینی، الزامات»، و دامنه اش را خودش پس ویرایش کامل و انسانی خروجی ماشین به علاوه توانمندی های پس ویراستار تعریف کرده است. هر کس فکر می کند این یک میان بر تازه است، با حرفه ای طرف است که از سال ۲۰۱۷ الزامات مکتوب دارد.

چرا ترتیب مهم است؟ چون چهار ایستگاه از پنج تا بیرون از خود ترجمه اند. شکل رایج خراب شدن کار هم دقیقا همین است: کسی متن را به مدل می دهد، خروجی را می خواند، خوشش می آید، و وسط کار می فهمد یک اصطلاح را باید همه جا عوض کند. آن لحظه دیگر واژه نامه نمی سازید. دارید ترمیم می کنید.

سه ایستگاه: واژه نامه قفل شده سبز، ماشین ترجمه آبی و چراغ مطالعه قرمز روی خروجی

واژه نامه را قبل از ترجمه ببندید

واژه نامه سه جور ردیف دارد و هر سه را باید جدا فکر کرد. ردیف اول اصطلاحی است که یک معادل جاافتاده دارد و فقط باید یادتان بماند. ردیف دوم اصطلاحی است که دو معادل زنده دارد و شما باید یکی را انتخاب کنید و تا آخر سند پایش بایستید. ردیف سوم کلمه ای است که اصلا ترجمه نمی شود.

ردیف سوم همان جایی است که کار می لنگد، چون فهرستش هرگز آنقدر که تصور می کنید کوتاه نیست. روی همین بخش آموزش شمردیم: در متن فارسی ۱۵۰ فایل درس، بیرون از بلوک های کد و دستورها، ۴٬۱۹۲ نشانه لاتین داخل جمله فارسی نشسته بود؛ ۱٬۰۵۵ تای متمایز، که ۵۶۱ تایشان فقط یک بار آمده بودند. بیش از نیمی از فهرست، دمی است که یک بار دیده می شود و تمام.

این شکل کار را آسان تر نمی کند؛ فقط می گوید کجا را نگاه کنید. سر فهرست، همان ده تای پرتکرار، خودش را نشان می دهد و کسی فراموشش نمی کند. آنچه از قلم می افتد دم فهرست است: اسم یک محصول، یک قالب فایل، یک نام قانونی که در کل سند یک بار آمده و دقیقا به همین دلیل هیچ حافظه ای پشتش نیست.

پس واژه نامه با یک بار خواندن متن مبدا بسته می شود، نه با حافظه. و اگر مشتری سندهای قبلی دارد، فهرست را از آنها برمی دارید نه از سر خودتان. این تنها جایی از کل گردش کار است که یک ساعت وقت گذاشتن، چند ساعت را در ایستگاه های بعدی نجات می دهد.

پس ویرایش سبک یا کامل؛ کدام را فروخته اید

دو جور پس ویرایش وجود دارد و تفاوتشان تجاری است، نه فنی. در حالت سبک فقط خطاهایی را می گیرید که معنا را عوض می کنند و به سبک کاری ندارید؛ خروجی درست است، بوی ماشین می دهد، و برای متنی که فقط باید فهمیده شود کافی است. در حالت کامل خروجی باید چنان باشد که انگار از اول انسان نوشته است: لحن، ثبت زبانی، جمله بندی، همه.

دامنه ISO 18587 روی حالت کامل بسته شده است. یعنی وقتی کسی می گوید کارش مطابق آن استاندارد است، دارد درباره سنگین ترین حالت حرف می زند و نه سبک ترین. اینکه کدام یک را می فروشید، پیش از شروع باید با مشتری روشن شده باشد؛ قدمی که تقریبا همیشه از قلم می افتد و بعدا به شکل «این که هنوز ماشینی است» برمی گردد.

و اینجا اقتصاد کار عوض می شود، بدون اینکه لازم باشد عددی به شما بدهیم. در ترجمه از صفر، وقت را بابت تولید متن می فروختید. در پس ویرایش، تولید متن تقریبا رایگان شده و آنچه می فروشید تصمیم است: این معادل درست است یا نه، این جمله در این بافت همان معنا را می دهد یا نه، این عدد از مبدا آمده یا مدل آن را ساخته. کسی که این را نپذیرد پس ویرایش را با تخفیف می فروشد و بابت تایپ نکردن پول کم می گیرد، در حالی که سخت ترین قسمت کار سر جایش مانده است.

پس ویرایش سبک و کامل، و اینکه کدام برای چه متنی است

هیچ کدام بهتر از دیگری نیست. تفاوتشان این است که متن قرار است چه کار کند.

پس ویرایش سبک

  • فقط خطای معنایی گرفته می شود
  • سبک و جمله بندی دست نمی خورد
  • برای متنی که فقط باید فهمیده شود
  • خروجی درست است و بوی ماشین می دهد

پس ویرایش کامل

  • لحن و ثبت زبانی هم درست می شود
  • جمله ها لازم باشد از نو نوشته می شوند
  • برای متنی که منتشر یا امضا می شود
  • دامنه ISO 18587 روی همین حالت بسته شده

اگر پیش از شروع تعیین نکنید کدام را می فروشید، مشتری کامل را انتظار دارد و شما سبک را قیمت گذاشته اید. این اختلاف همیشه در انتهای کار سر باز می کند.

پس ویرایش را جفت به جفت انجام دهید

خروجی ماشین را به شکل متن روان نخوانید. جفت به جفت بخوانید: جمله مبدا، جمله مقصد، تصمیم. دلیلش این است که متن روان شما را با خودش می برد؛ ذهن خواننده جمله بعدی را از روی جمله قبلی حدس می زند و همان چیزی را می بیند که انتظار داشته. وقتی جمله مقصد کنار جمله مبدا نشسته باشد، این حدس زدن ممکن نیست.

پس از مدل بخواهید خروجی را جفت جفت بدهد و نه پاراگراف پیوسته. متن پیوسته را نمی شود پس ویرایش کرد؛ فقط می شود دوباره خواند، که کار دیگری است.

یک سنجه هم لازم دارید که از چشم انسان برنمی آید: اینکه یک اصطلاح در تمام سند یک جور ترجمه شده باشد. این کار کاملا مکانیکی است و بهترین چیزی است که می شود به یک مدل ارزان و سریع سپرد. در یک گفتگوی تازه، نه همان جایی که ترجمه انجام شده:

یک متن مقصد و واژه نامه اش را داری.

واژه نامه، هر ردیف به شکل «اصطلاح مبدا = صورت انتخاب شده»:
{واژه نامه}

متن مقصد:
{متن مقصد}

برای هر ردیف واژه نامه، هر جای متن مقصد را که آن اصطلاح باید آمده باشد پیدا کن و بنویس با چه صورتی آمده. فقط ردیف هایی را گزارش کن که بیش از یک صورت دارند و شماره جمله هر صورت را بده. هیچ صورتی را انتخاب نکن و متن را عوض نکن.

این سنجه یکدستی را می گیرد و درستی را نمی گیرد؛ اگر یک اصطلاح را همه جا یکسان و غلط ترجمه کرده باشید، این پاس هیچ چیزی نمی گوید. کنترل کیفیت به معنای کامل کار جداگانه ای است و درس کنترل کیفیت ترجمه در همین مسیر به آن می پردازد.

وقتی متن داخل تگ و جایگزین نشسته است

سند واقعی به ندرت متن خالی است. یا HTML است با تگ هایش، یا فایل نرم افزاری است با جایگزین هایی مثل {name} و %s، یا زیرنویس است با زمان بندی، یا صفحه گسترده است که هر سلولش یک رشته جداست. و مدل زبانی وقتی چنین چیزی می بیند فقط ترجمه نمی کند؛ کمک هم می کند. تگ را جا به جا می کند، یک ویژگی داخل تگ را ترجمه می کند، جایگزین را به فارسی برمی گرداند، و قالب زمان را مرتب تر می نویسد.

هیچ کدام از این کارها خطا اعلام نمی کنند، و همین آنها را خطرناک می کند. یک تگ گم شده صفحه را کج می کند و کسی همان روز می بیند. یک جایگزین ترجمه شده هیچ چیزی را کج نمی کند؛ فقط باعث می شود نرم افزار به جای نام کاربر، عبارت {نام} را چاپ کند. و این یکی را معمولا کاربر گزارش می دهد، نه شما.

راه حرفه ای ساده است و از مدل های زبانی قدیمی تر: ساختار را از متن جدا کنید، فقط متن را به ماشین بدهید، بعد سر جایش برگردانید. ابزارهای ترجمه به کمک کامپیوتر دقیقا برای همین ساخته شده اند و ارزش واقعی شان همین است، نه حافظه ترجمه. اگر ابزار ندارید و کار کوچک است، همان جدول دو ستونی کافی است، به شرطی که ستون دوم هیچ وقت ساختار نبیند.

و اگر ناچارید متن نشان دار را مستقیم بدهید، دو قاعده را رعایت کنید. اول، هر جایگزین و هر تگ را عینا در فهرست ترجمه نشدنی همان دستور بنویسید. دوم، بعد از هر پاس، همه آنها را خودتان در متن مقصد جستجو کنید و تعدادشان را با مبدا مقایسه کنید. این کار سی ثانیه وقت می برد و تنها چیزی است که این دسته خطا را قبل از کاربر پیدا می کند.

زیرنویس قاعده های خودش را دارد، از محدودیت سرعت خواندن تا مکانیک فایل، و درس زیرنویس به لایه فنی آن می پردازد.

قبل از تحویل دقیقا چه چیزی را نگاه کنید

خطای مدل زبانی روان است و خودش را نشان نمی دهد، پس آخرین نگاه را نباید به کیفیت کلی متن انداخت، باید به دسته هایی انداخت که مدل در آنها بی سر و صدا می شکند. چهار دسته: عدد و واحد، اسم خاص، تاریخ، و نفی.

عدد و واحد، چون مدل عدد را بازنویسی می کند و در بازنویسی گاهی گردش می کند یا واحد را عوض می کند. اسم خاص، چون هر اسمی که در فهرست ترجمه نشدنی نبوده، کاندید ترجمه شدن است. تاریخ، چون قالب تاریخ بین زبان ها یکی نیست و تبدیل، جای دیگری برای خطا باز می کند. و نفی، که خطرناک ترین است: یک «نباید» که به «باید» تبدیل شود جمله ای می سازد که کاملا روان است و دقیقا وارونه.

یک نگاه دیگر هم لازم است که ربطی به متن ندارد: اینکه چه چیزی از دستگاه شما بیرون رفته. سند مشتری مال شما نیست که تصمیم بگیرید کجا برود، و این پرسش پیش از تحویل بی معناست؛ باید قبل از پاس ماشین جواب داده شده باشد. بخش بعدی همین درس می گوید هر کدام از سرویس ها با متنی که به آنها می دهید چه می کنند.

چهار چیزی که قبل از تحویل باید دیده شود، و چهار چیزی که تحویل را تضمین نمی کنند

برگه پیش از تحویلسند پس ویرایش شده

قبل از تحویل دیده شده

  • هر عدد و واحد با مبدا مقایسه شده، یکی یکی.
  • هر اسم خاص یا در واژه نامه بوده یا عمدا ترجمه شده.
  • هر جمله منفی دوباره خوانده شده، چون وارونه شدنش دیده نمی شود.
  • سنجه یکدستی روی واژه نامه اجرا شده و ردیف های چند صورتی حل شده اند.

اینها تضمین نیستند

  • اینکه متن روان خوانده می شود، که خاصیت مدل است نه نشانه درستی.
  • اینکه مدل گران تری استفاده شده، که دسته خطا را عوض می کند نه وجودش را.
  • اینکه غلط املایی ندارد، که ابزارش سال هاست وجود دارد.
  • اینکه خودتان دوبار خوانده اید، اگر هر دو بار به شکل متن پیوسته بوده.

ستون راست چیزهای بی ارزشی نیستند؛ چیزهایی اند که حس درست بودن می دهند و هیچ کدام درباره خطای روان چیزی نمی گویند.

مسیر سریع با هوش مصنوعی

دستور ترجمه ای که پایین آمده، سه چیز را انجام می دهد که یک دستور معمولی نمی کند: واژه نامه را به مدل تحمیل می کند، خروجی را جفت جفت می خواهد تا اصلا پس ویرایش پذیر باشد، و از مدل می خواهد جای تردیدش را با یک برچسب ثابت علامت بزند به جای اینکه بی صدا انتخاب کند. سومی مهم ترین است. مسئله مدل زبانی این نیست که نمی داند؛ این است که وقتی نمی داند، چیزی می سازد که مطمئن به نظر می رسد. علامت گذاری تردید، آن خطای نامرئی را به فهرست تبدیل می کند.

  1. واژه نامه را ببندید، حتی اگر پنج ردیف باشد. سه ستون: اصطلاح مبدا، صورت انتخاب شده، و کلمه هایی که اصلا ترجمه نمی شوند. اگر مشتری سندهای قبلی دارد، ردیف ها را از آنجا بردارید.
  2. متن را به قطعه های قابل مدیریت ببرید، نه چون پنجره مدل کم می آورد، بلکه چون خروجی بلند را نمی شود کنار مبدا گذاشت و خواند. یک بخش یا چند صفحه در هر بار.
  3. دستور پایین را با یک مدل ارزان و سریع از رده Flash اجرا کنید. این پاس مکانیکی است و مدل گران آن را بهتر انجام نمی دهد. اینکه امروز کدام مدل برای فارسی بهترین انتخاب است، در دسته ترجمه <a class="text-link" href="/ai/translation/">بخش هوش مصنوعی همین سایت</a> با معیارهایش آمده و همان جا به روز می شود.
  4. خروجی را جفت به جفت پس ویرایش کنید و اول سراغ ردیف های برچسب خورده بروید. آنها فهرست کارتان هستند، نه فهرست اشتباه های مدل.
  5. هر تصمیمی که گرفتید و در واژه نامه نبود، همان لحظه به واژه نامه اضافه کنید. اگر این قدم را نگذارید، پروژه بعدی همان مشتری از صفر شروع می شود.

نسخه آماده کپی

متن زیر را از {زبان مبدا} به {زبان مقصد} ترجمه کن.

مخاطب: {مخاطب}
کاری که متن باید بکند: {هدف متن}
ثبت زبانی: {رسمی / نیمه رسمی / محاوره}

واژه نامه، این صورت ها اجباری اند:
{اصطلاح مبدا = صورت انتخاب شده}

ترجمه نشوند، عینا بمانند:
{فهرست کلمه ها}

قاعده ها:
۱) خروجی را جدول دو ستونی بده: جمله مبدا، جمله مقصد. شماره جمله ها را نگه دار.
۲) جمله ها را با هم ادغام نکن و نشکن. اگر مبدا بیست جمله دارد، مقصد هم بیست جمله دارد.
۳) هر جا از معادل یک اصطلاح مطمئن نیستی، صورت انتخابی ات را بنویس و بلافاصله بعدش [؟] بگذار. حدس نزن و توضیح هم نده.
۴) عدد، واحد، تاریخ و اسم خاص را عینا منتقل کن و تبدیل نکن.
۵) هیچ توضیحی بیرون از جدول ننویس.

متن مبدا:
{متن مبدا}

قبل از اعتماد به خروجی: برچسب تردید، حدس خود مدل درباره ندانستن خودش است و دقیقا همان جایی را از قلم می اندازد که مطمئن و غلط بوده. پس فهرست برچسب ها اولویت کارتان است، نه حدود کارتان. فهرست ترجمه نشدنی را هم شما اجرا می کنید نه مدل: بعد از هر پاس، وجود همان کلمه ها را در متن مقصد خودتان جستجو کنید. و پیش از همه اینها، سندی را که اجازه فرستادنش به بیرون ندارید اصلا وارد این گردش کار نکنید.

هوش مصنوعی در این کار

در این گردش کار دو نقش برای مدل وجود دارد و یکی کردنشان اشتباه رایج است. نقش اول مکانیکی است: پاس ترجمه و سنجه یکدستی، که کار یک مدل ارزان و سریع است و مدل گران آن را بهتر انجام نمی دهد. نقش دوم قضاوتی است: جایی که می پرسید این معادل در این بافت درست است یا نه، و آنجا مدل بزرگ تر واقعا فرق می کند. موضع ما این است که پول را جای دوم خرج کنید و جای اول ارزان ترین چیزی را بگیرید که زبان شما را می خواند.

ابزارهایی که واقعا کمک می کنند

  • Gemini برای پاس مکانیکی مناسب است، چون رده Flash اش ارزان است و فارسی را مستقیم می خواند و لازم نیست متن اول به انگلیسی برود. صفحه خود گوگل می گوید این اپ در بیش از دویست و سی کشور و منطقه کار می کند و ایران در آن فهرست نیست.
  • Claude برای نقش قضاوتی، یعنی همان جایی که درباره یک معادل تصمیم گرفته می شود. صفحه حریم خصوصی خودش می گوید گفتگوهای شما به صورت پیش فرض برای آموزش مدل استفاده نمی شوند و فقط با انتخاب خودتان یا در بررسی ایمنی وارد آن مسیر می شوند.
  • Cohere تنها مدلی که در مرجع ما سازنده اش خودش آن را مدل ترجمه معرفی کرده، Command A Translate است، و ۲۳ زبانش را دانه دانه نوشته که فارسی و عربی و ترکی و انگلیسی در آن هستند. قرارداد تجاری خودش ایران را با اسم در تعریف Restricted Location آورده.

کجا نتیجه معکوس می دهد

خطر اصلی اینجا ترجمه نیست، محرمانگی است. سند مشتری مال شما نیست و وقتی آن را در یک سرویس می گذارید، دارید به جای مشتری تصمیم می گیرید. و جواب برای همه سرویس ها یکی نیست: صفحه حریم خصوصی خود گوگل درباره اپ های Gemini می نویسد بازبین های انسانی بخشی از داده ها را می بینند، به کاربر می گوید اطلاعات محرمانه ای را وارد نکند که نمی خواهد بازبین ببیند، و می نویسد گفتگوهایی که بازبین انسانی دیده با حذف کردن فعالیت شما پاک نمی شوند و تا سه سال نگه داشته می شوند. در مقابل، صفحه داده Claude می گوید گفتگوها به صورت پیش فرض برای آموزش استفاده نمی شوند. یعنی این یک پرسش «هوش مصنوعی» نیست، پرسش «کدام سرویس، با کدام تنظیم» است، و جوابش باید قبل از فرستادن اولین پاراگراف پیدا شده باشد. برای سندی که قرارداد محرمانگی دارد، مسیر درست پرسیدن از مشتری است و نه حدس زدن.

منبع ها: Google: Gemini Apps Privacy Hub (human reviewers, retention) Anthropic: is my data used for model training Google: where Gemini Apps are available Cohere: models, with the Command A Translate language list

حد این توصیه

این گردش کار فرض می گیرد شما هر دو زبان را آنقدر می دانید که بتوانید قضاوت کنید. اگر زبان مقصد را در حدی نمی خوانید که خطای روان را ببینید، این روش سرعت شما را زیاد می کند و نه دقتتان را، و آن بدترین ترکیب ممکن است. سه مرز دیگر هم دارد. برای ترجمه رسمی کاربرد ندارد؛ آن مجوز است نه مهارت و هیچ درسی آن را واگذار نمی کند. برای ترجمه ادبی هم کاربرد ندارد، چون قید یکدستی اصطلاح و حفظ شماره جمله دقیقا همان چیزهایی است که در متن ادبی باید شکسته شود. و مورد سوم را کمتر می گویند: پس ویرایش همیشه ارزان تر از ترجمه از صفر نیست. اگر پاس ماشین روی نوع متن شما بد از آب درآمد، اصلاح آن از نو نوشتن گران تر تمام می شود، و این را در صفحه اول می فهمید نه در صفحه بیستم. اگر فهمیدید، پاس ماشین را دور بیندازید.

از تجربه خود ما

همین بخش آموزش، خودش یک خط تولید چهارزبانه است و بدترین خطایش را ما در جای دیگری از این سایت پرداخته ایم. در بخش هوش مصنوعی، رشته ای که باید چهار زبان می داشت گاهی یک رشته ساده فارسی بود، و نتیجه اش این بود که صفحه انگلیسی همان متن فارسی را چاپ می کرد. صفحه سالم بالا می آمد، کد ۲۰۰ می داد، و هیچ چیزی خراب به نظر نمی رسید. تنها کسی که می فهمید، خواننده انگلیسی زبان بود که هرگز گزارش نمی داد. علتش هم در کد پیداست: تابع مقدار زبانی این افزونه، وقتی زبان درخواستی را پیدا نکند، به فارسی برمی گردد. این رفتار برای رابط کاربری درست است و برای بدنه محتوا فاجعه. برای همین اعتبارسنجی این بخش هر فیلد آزاد را آرایه چهارزبانه می خواهد و رشته ساده را رد می کند، و برای زبان خالی خطای جدا می دهد. حرف عمومی اش برای هر کسی که ترجمه تحویل می دهد این است: در یک خط تولید چند زبانه، شکل خطرناک خرابی، ترجمه بد نیست. ترجمه غایب است که مثل ترجمه موجود به نظر می رسد.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

پس ویرایش واقعا سریع تر از ترجمه از صفر است؟

روی اکثر متن های کاربردی بله، و روی همه متن ها نه. تعیین کننده کیفیت پاس ماشین روی همان نوع متن است، و این چیزی است که در صفحه اول معلوم می شود. اگر دیدید دارید بیشتر جمله ها را از نو می نویسید، پاس ماشین را دور بیندازید؛ ادامه دادن به تعمیر یک متن بد، از نوشتن گران تر است.

اگر هیچ واژه نامه ای ندارم از کجا شروع کنم؟

از سندهای قبلی خود مشتری و سایتش، چون اصطلاح هایی که آنها قبلا انتخاب کرده اند تصمیم شما نیستند و باید رعایت شوند. اگر چنین چیزی وجود ندارد، متن مبدا را یک بار بخوانید و فقط اصطلاح هایی را بردارید که بیش از یک معادل زنده دارند. واژه نامه ای که همه چیز را فهرست کند، واژه نامه ای است که کسی نگهش نمی دارد.

می شود کل سند را یک جا به مدل داد؟

از نظر فنی روی مدل های امروزی معمولا بله، ولی دلیل قطعه قطعه کردن اندازه پنجره نیست. خروجی بلند را نمی شود کنار مبدا گذاشت و جفت به جفت خواند، و همین کار است که پس ویرایش نام دارد. سندی که یک جا ترجمه شود، معمولا یک جا هم خوانده می شود، و آن دیگر پس ویرایش نیست.