سئو

آموزش سئو داخلی

سئو داخلی یعنی هر چیزی که روی خود صفحه تعیینش می کنید: تگ عنوان، توضیحات متا، تیترها، متن، تصویرها، لینک های داخلی و آدرس صفحه. این درس هر عنصر را جدا باز می کند و می گوید کدامشان واقعا اثر دارد و کدام فقط عادت است.

  • درس ۵ از ۱۵
  • مقدماتی
  • رایگان، بدون ثبت نام

چهار چیزی که روی خود صفحه تعیین می کنید

شماره ها به بخش ها اشاره می کنند، نه به جای دقیقشان؛ این یک قاب نمونه است نه صفحه شما.

  • ۱

    آدرس صفحه

    کوتاه و خوانا. روی صفحه ای که رتبه دارد عوضش نکنید.

  • ۲

    تیتر اصلی و تیترهای فرعی

    یک تیتر اصلی، و تیترهایی که سوال خواننده اند نه اسم انتزاعی.

  • ۳

    تصویر: نام فایل، متن جایگزین، ابعاد

    متن جایگزین برای کسی که نمی بیند؛ عرض و ارتفاع برای اینکه متن نپرد.

  • ۴

    لینک داخلی

    یک تگ a با آدرس واقعی، و متنی که مقصد را توصیف کند.

دو عنصر مهم اینجا دیده نمی شوند چون روی صفحه نیستند: تگ عنوان و توضیحات متا فقط در کد صفحه و در نتیجه گوگل ظاهر می شوند.

آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.

سئو داخلی شامل چه چیزهایی است و شامل چه چیزهایی نیست؟

سئو داخلی یعنی چیزهایی که در ویرایشگر همان صفحه تصمیمشان می گیرید. سرعت سرور، ساختار آدرس ها، نقشه سایت و ریدایرکت ها کار دیگری اند و اسمشان سئو تکنیکال است. لینک هایی که سایت های دیگر به شما می دهند هم بیرون از دست شماست.

این تفکیک فقط بحث لغوی نیست. بیشتر چک لیست های سئو داخلی که در فارسی می بینید، چند مورد تکنیکال را هم داخلشان قاطی کرده اند، و نتیجه اش این است که نویسنده محتوا برای کاری که اصلا در اختیارش نیست خودش را سرزنش می کند.

فهرست چیزهایی که واقعا در دست شماست کوتاه است: تگ عنوان، توضیحات متا، تیتر اصلی و تیترهای فرعی، خود متن، تصویرها با نام فایل و متن جایگزینشان، لینک های داخلی و متنشان، و آدرس صفحه. همین هشت تا. اگر شکل چک لیستی همین موضوع را می خواهید تا موقع انتشار تیک بزنید، چک لیست سئو داخلی برای همان نوشته شده؛ این درس توضیح می دهد که هر کدام چرا آنجاست.

تگ عنوان: چیزی که در نتیجه دیده می شود

تگ عنوان روی صفحه دیده نمی شود. جایش در کد صفحه است و کاری که می کند این است که در نتیجه گوگل و در تب مرورگر و در اشتراک گذاری شبکه های اجتماعی نمایش داده شود. تیتر اصلی صفحه، همان چیزی که خواننده بالای متن می بیند، یک چیز دیگر است و لازم نیست با آن یکی باشد.

گوگل خودش می گوید همیشه از تگ عنوان استفاده نمی کند و ممکن است بر اساس چیزی که در خود صفحه هست عنوان دیگری بسازد. پس عنوان یک پیشنهاد قوی است، نه یک دستور. بهترین کاری که می کنید این است که پیشنهادتان آنقدر دقیق باشد که جایگزین کردنش برای گوگل بی معنی شود.

سه قاعده عملی. عبارت اصلی را نزدیک اول بگذارید، چون در موبایل انتهای عنوان بریده می شود. عنوان را برای کلیک بنویسید نه برای خزنده: عددی که در آن هست، سالی که در آن هست، یا تفاوتی که با بقیه نتایج دارد، همان چیزی است که کلیک را می برد. و برای هر صفحه یک عنوان یکتا بنویسید؛ دو عنوان تکراری یعنی خودتان هم نمی دانید این دو صفحه چه فرقی دارند.

یک عادت را هم بازبینی کنید: اسم سایت در انتهای هر عنوان. اگر برندتان شناخته شده است، همان چند کاراکتر اعتماد می سازد و ارزشش را دارد. اگر نه، فقط جای مفیدترین کلمه ها را گرفته و در موبایل هم اولین چیزی است که بریده می شود.

عددی که همه به عنوان طول درست می گویند، حدود شصت کاراکتر، یک قاعده نمایشی است نه سیاست گوگل. گوگل هیچ حد کاراکتری اعلام نکرده؛ چیزی که واقعا هست، عرض پیکسلی است که در نتیجه جا می شود.

توضیحات متا چه کاری می کند و چه کاری نمی کند؟

توضیحات متا روی رتبه اثر ندارد. این را چند سال است می دانیم و باز هم هر هفته کسی می پرسد چرا با پر کردنش رتبه اش عوض نشد. کاری که می کند این است: متن زیر عنوان در نتیجه گوگل، یعنی همان دو خطی که تصمیم می گیرد کاربر روی شما کلیک کند یا روی نفر بعدی.

گوگل مکررا این متن را عوض می کند و به جایش تکه ای از خود صفحه را نشان می دهد، مخصوصا وقتی جستجوی کاربر با چیزی در متن بهتر می خواند. این را شکست نبینید؛ یعنی صفحه شما جواب داشته است.

خالی گذاشتنش هم یک انتخاب است، نه یک اشتباه همیشگی. اگر خالی باشد گوگل خودش از متن صفحه یک تکه برمی دارد، و روی صفحه های اطلاعاتی معمولا انتخاب بدی هم نیست. روی صفحه ای که می فروشد، این ریسک را نکنید: آنجا دو خط زیر عنوان همان چیزی است که کاربر بین شما و رقیب مقایسه می کند.

پس چطور بنویسیدش. یک جمله که همان چیزی را که کاربر می خواهد بگوید، نه یک معرفی از خودتان. «راهنمای کامل و جامع درباره ...» چیزی به کسی نمی دهد. به جایش بگویید چه چیز مشخصی داخل صفحه هست: کدام عدد، کدام مقایسه، کدام جواب. و اگر صفحه فروش است، چیزی که آنجا هست و جای دیگر نیست را بنویسید.

چیزهایی که تعیین می کنید و چیزهایی که گوگل تصمیمش را خودش می گیرد

عنوان و توضیحات: چه چیزی دست شماستکنترل

تعیین می کنید

  • متن تگ عنوان و اینکه عبارت اصلی کجای آن باشد
  • یکتا بودن عنوان هر صفحه
  • متن توضیحات متا و اینکه چه چیز مشخصی را وعده می دهد
  • اینکه محتوای صفحه واقعا همان وعده را داشته باشد

گوگل تصمیم می گیرد

  • اینکه عنوان شما نمایش داده شود یا عنوان دیگری ساخته شود
  • اینکه توضیحات متا نمایش داده شود یا تکه ای از خود متن
  • طول چیزی که در نتیجه جا می شود، که کاراکتر نیست بلکه عرض است
  • اینکه در کدام بلوک صفحه نتایج ظاهر شوید

ستون دوم شکست نیست: گوگل وقتی عنوان یا توضیحات را عوض می کند که چیزی در صفحه با جستجوی کاربر بهتر خوانده باشد.

تیترها را برای خواننده بچینید

تیتر اصلی صفحه یکی است و موضوع صفحه را می گوید. تیترهای فرعی زیر آن، هر کدام یک بخش را باز می کنند و ترتیبشان همان ترتیبی است که خواننده سوال هایش را می پرسد.

اشتباه رایج این است که تیترها را برای موتور جستجو انتخاب می کنند: یک اسم انتزاعی مثل «اهمیت سئو داخلی» که هیچ کس آن را تایپ نمی کند. تیتر خوب همان چیزی است که در ذهن خواننده سوال است: «چند تا H1 داشته باشم؟» یا «متن جایگزین را چطور بنویسم؟».

سطح ها را از قلم نیندازید. اگر بعد از تیتر درجه دو مستقیم به درجه چهار بپرید فقط برای اینکه فونتش کوچک تر است، ساختار صفحه از دست می رود؛ اندازه فونت کار استایل است نه کار تیتر. و چند تیتر پشت سر هم با یک شکل دستوری، مثلا همه شان با «چگونه»، صفحه را ماشینی نشان می دهد. شکلشان را عوض کنید.

متن جایگزین تصویر را برای چه کسی می نویسید؟

متن جایگزین برای کسی نوشته می شود که تصویر را نمی بیند: کاربری که با صفحه خوان می خواند، یا مرورگری که تصویر برایش بارگذاری نشده. اینکه گوگل هم آن را می خواند، نتیجه جانبی است نه هدف.

پس درست بنویسیدش: توصیف همان چیزی که در تصویر است، در یک عبارت کوتاه. اگر تصویر یک نمودار است، بگویید نمودار چه چیزی را نشان می دهد نه اینکه بنویسید «نمودار». و اگر تصویر فقط تزیینی است، متن جایگزینش را خالی بگذارید؛ خالی گذاشتن یک انتخاب درست است، نه فراموشی.

دو چیز دیگر که هم زمان انجام می شوند و اثرشان بیشتر از متن جایگزین است. اول نام فایل: یک نام توصیفی به جای یک رشته عدد. دوم عرض و ارتفاع تصویر: اگر در کد صفحه نوشته نشده باشد، مرورگر جای تصویر را قبل از بارگذاری نمی داند و متن موقع آمدن تصویر می پرد. آن پریدن یکی از سه معیار اصلی تجربه صفحه است و برخلاف خیلی چیزهای دیگر، کاملا در اختیار شماست.

لینک داخلی: ارزان ترین کاری که اکثرا انجام نمی دهند

لینک داخلی یعنی لینکی از یک صفحه سایت خودتان به صفحه دیگری از همان سایت. هزینه اش صفر است، اجازه کسی را لازم ندارد و در عمل کمتر از هر کار دیگری انجام می شود.

دو کار می کند. اول، به گوگل می گوید کدام صفحه های شما مهم اند و به هم ربط دارند. دوم، و مهم تر، خواننده را از صفحه ای که چیزی یاد گرفته به صفحه ای می برد که کارش را انجام می دهد. مسیر تجاری یک سایت آموزشی همین است، بدون هیچ فروش زوری.

متن لینک را با دقت انتخاب کنید. «اینجا کلیک کنید» به کسی نمی گوید مقصد چیست، نه به کاربر و نه به گوگل. متن لینک باید توصیف صفحه مقصد باشد، و برای یک صفحه مشخص هر بار کمی متفاوت. صد لینک با یک متن دقیقا یکسان، الگویی است که خودتان ساخته اید.

یک عادت کاری که تفاوت واقعی می سازد: روزی که صفحه جدیدی منتشر می کنید، همان روز از سه صفحه قدیمی مرتبط به آن لینک بدهید. صفحه ای که هیچ صفحه دیگری به آن اشاره نمی کند، از نظر ساختار سایت وجود ندارد، حتی اگر در نقشه سایت باشد. این کار پنج دقیقه است و تقریبا هیچ کس انجامش نمی دهد.

یک نکته فنی که ساده به نظر می رسد و مرتب اشتباه می شود: لینک باید یک تگ a با آدرس واقعی در href باشد. دکمه ای که با جاوااسکریپت کاربر را جابه جا می کند برای کاربر کار می کند و برای خزنده لینک نیست. مستندات خود گوگل همین را می گوید.

یک لینک داخلی، دو صفحه و متنی که بینشان می ایستد

صفحه آموزشی

جواب سوال را می دهد و تمام می شود

  • ترافیک اطلاعاتی می گیرد
  • نباید به صفحه فروش تبدیل شود
یک لینک طبیعی

صفحه خدمات

کار را انجام می دهد

  • نیت تراکنشی را جواب می دهد
  • از چند صفحه آموزشی لینک می گیرد

چیزی که کیفیت این لینک را تعیین می کند، متن خود لینک است

متن لینک

همان چند کلمه ای که کاربر و خزنده هر دو می خوانند

  • صفحه مقصد را توصیف می کند، نه «اینجا کلیک کنید»
  • برای یک مقصد هر بار کمی فرق می کند
  • داخل جمله می نشیند، نه در یک بلوک لینک ته صفحه

یک لینک از یک صفحه کم بازدید هیچ کاری نمی کند. اثر لینک داخلی از تعداد صفحه هایی می آید که به یک مقصد اشاره می کنند.

آدرس صفحه: یک بار درست، بعد دست نزنید

آدرس خوب کوتاه است، با خط تیره جدا شده، و از روی آن می شود فهمید صفحه درباره چیست. تاریخ در آدرس نگذارید مگر صفحه واقعا خبر باشد، چون همان صفحه سال بعد قدیمی به نظر می رسد بی آنکه محتوایش قدیمی باشد.

نکته اصلی این بخش اما هشدار است، نه راهنمایی. آدرس یک صفحه ای که رتبه دارد را عوض نکنید. تمام سابقه آن صفحه به همان آدرس بسته است و تغییرش یعنی شروع از صفر، مگر اینکه دقیقا در همان لحظه یک ریدایرکت دائمی از آدرس قدیم به جدید گذاشته باشید.

و اگر لازم شد چیزی را عوض کنید، یکی یکی. عنوان و آدرس و متن را با هم در یک روز تغییر ندهید؛ اگر رتبه بعدش جابه جا شد، هیچ وقت نمی فهمید کدامشان باعثش بوده.

مسیر سریع با هوش مصنوعی

نوشتن عنوان و توضیحات برای یک صفحه ده دقیقه است و برای صد صفحه یک هفته. اینجا مدل زبانی واقعا کار را جلو می اندازد، ولی با یک شرط که معمولا رعایت نمی شود: باید عنوان های فعلی خودتان را هم به مدل بدهید، وگرنه پنج پیشنهاد می گیرید که هر پنج تا شبیه هم اند و شبیه بقیه سایت. برای این کار مدل متوسط به بالا بهتر جواب می دهد تا مدل ارزان، چون کار زاویه پیدا کردن است نه ترجمه؛ انتخاب فعلی ما در بخش <a class="text-link" href="/ai/">هوش مصنوعی</a> هست.

  1. تیتر اصلی صفحه، پاراگراف اول و عبارت هدف را کنار هم بگذارید. اگر صفحه هنوز نوشته نشده، اول متن را بنویسید؛ عنوان از متن درمی آید نه برعکس.
  2. عنوان ده تا پانزده صفحه فعلی سایتتان را هم کپی کنید. این همان قدمی است که خروجی را از کلیشه نجات می دهد.
  3. نسخه پایین را اجرا کنید و از پنج پیشنهاد، آن یکی را که خودتان از رقیب تشخیص می دهید انتخاب کنید.
  4. روی صفحه ای که همین حالا رتبه دارد، عنوان را تک به تک عوض کنید و نتیجه را ببینید. یک بار همه صفحه ها را با هم عوض نکنید؛ اگر رتبه ای جابه جا شد، هیچ راهی برای فهمیدن دلیلش نمی ماند.

نسخه آماده کپی

نقش: نویسنده عنوان برای نتایج جستجو. فارسی روان بنویس، نه اداری.

اطلاعات صفحه:
تیتر اصلی: {تیتر}
پاراگراف اول: {پاراگراف}
عبارت هدف: {عبارت}
این صفحه چه کاری برای خواننده انجام می دهد: {یک جمله}

عنوان های فعلی سایت من (برای اینکه شبیهشان نشوی):
{ده تا پانزده عنوان}

خروجی:
۱. پنج عنوان پیشنهادی. هر کدام زیر شصت کاراکتر، عبارت هدف نزدیک ابتدا، و هر کدام با یک زاویه متفاوت. زیر هر عنوان یک خط بنویس که زاویه اش چیست.
۲. یک توضیحات متا بین صد و چهل تا صد و شصت کاراکتر که بگوید دقیقا چه چیزی داخل صفحه هست.
۳. بگو کدام یک از پنج عنوان به عنوان های فعلی من از همه شبیه تر است، تا کنارش بگذارم.

قواعد:
- هیچ عدد، تاریخ، نام برند یا ادعایی که در ورودی نیست ننویس.
- صفت های تبلیغاتی ممنوع: بهترین، کامل ترین، جامع ترین، انقلابی.
- علامت تعجب ممنوع. سوالی نوشتن فقط اگر صفحه واقعا به یک سوال جواب می دهد.
- پنج عنوان نباید یک ساختار نحوی داشته باشند؛ اگر سه تایشان با یک الگو شروع شد، دوباره بنویس.

قبل از اعتماد به خروجی: دو چیز را خودتان باید چک کنید. اول طول واقعی: مدل کاراکتر را دقیق نمی شمارد و گوگل هم عرض را می بیند نه کاراکتر را، پس عنوان و توضیحات انتخابی را در یک نتیجه واقعی نگاه کنید. دوم و مهم تر، الگو: اگر همین نسخه را برای صد صفحه اجرا کنید، صد عنوان می گیرید که آهنگ نوشتاری یکسانی دارند، و همین یکنواختی خودش یک اثر انگشت است. دست کم یکی از هر سه عنوان را دستی بازنویسی کنید. و روی صفحه ای که رتبه دارد هیچ وقت عنوان و آدرس و متن را با هم عوض نکنید.

هوش مصنوعی در این کار

در سئو داخلی، هوش مصنوعی برای پیش نویس خوب است و برای تصمیم نه. عنوان و توضیحات و متن جایگزین همه پیش نویس پذیرند؛ اما اینکه کدام صفحه کدام عبارت را بگیرد و کی عنوان یک صفحه رتبه دار عوض شود، تصمیم است و تصمیم را کسی می گیرد که عواقبش را می بیند.

ابزارهایی که واقعا کمک می کنند

  • Google Search Console قبل از عوض کردن عنوان یک صفحه، ببینید همین حالا با چه عبارت هایی نمایش می گیرد. عنوانی که آن عبارت ها را نادیده بگیرد، معمولا نمایش را کم می کند نه کلیک را زیاد.
  • Claude برای پیدا کردن زاویه عنوان و بازنویسی توضیحات مناسب است، چون قید می پذیرد و دلیلش را می نویسد. ایران در فهرست کشورهای پشتیبانی شده انتروپیک نیست و پرداخت رسمی از ایران انجام نمی شود.
  • Gemini برای متن جایگزین تصویر، چون خود تصویر را می بیند و توصیفش از حدس زدن بهتر است. صفحه خود گوگل می گوید اپ وب جمینای در بیش از دویست و سی کشور کار می کند و ایران در آن فهرست نیست.
  • RGB لایه دسترسی و پرداخت برای ایران، جدا از خود ابزارها.

کجا نتیجه معکوس می دهد

ریسک اینجا شکل غیرمنتظره ای دارد: خطر در یک عنوان بد نیست، در صد عنوان خوب و شبیه هم است. یک مدل با یک نسخه ثابت، آهنگ نوشتاری ثابتی تولید می کند، و سایتی که دویست عنوانش یک ریتم دارد، الگویی ساخته که هم برای خواننده و هم برای هر سیستم تشخیصی قابل دیدن است. گوگل مسئله را جای دیگری گذاشته و صریح گفته: تمرکزش روی محتوای بی ارزشی است که در مقیاس تولید شده، نه روی اینکه ابزارش چه بوده. ریسک دوم مشخص تر است: متن جایگزین تصویری که مدل ندیده، توصیف نیست، حدس است. اگر مدل به تصویر دسترسی ندارد، خودتان بنویسیدش.

منبع ها: Google Search Central: control your title links in search results Google Search Central: spam policies (scaled content abuse) Google Search Central: Google Images best practices (alt text)

حد این توصیه

سئو داخلی لازم است و کافی نیست. روی عبارتی که تقاضا ندارد، یا روی سایتی که هیچ کس به آن لینک نداده و هیچ سابقه ای ندارد، عنوان بی نقص هم چیزی را عوض نمی کند. و هیچ کدام از عددهایی که در این حوزه تکرار می شوند، شصت کاراکتر عنوان و صد و شصت کاراکتر توضیحات، سیاست اعلام شده گوگل نیستند؛ قاعده های نمایشی اند که از عرض واقعی نتیجه درآمده اند و با تغییر طراحی صفحه نتایج عوض می شوند.

از تجربه خود ما

روی همین سایت تگ عنوان و تیتر اصلی عمدا یکی نیستند و این را می شود همین حالا امتحان کرد. صفحه تحقیق کلمات کلیدی ما تیتر اصلی اش دو کلمه است و فقط اسم موضوع را می گوید، در حالی که تگ عنوانش بلندتر است و ابزار رایگان را هم نام می برد، چون تیتر برای کسی است که وارد صفحه شده و عنوان برای کسی که هنوز در صفحه نتایج ایستاده و باید بین ده گزینه انتخاب کند. نکته فنی که خیلی ها را غافلگیر می کند این است که این دو حتی در یک جدول پایگاه داده هم نیستند: تیتر در ردیف خود نوشته است و عنوانی که گوگل می بیند از جدول rg73_yoast_indexable می آید. عوض کردن تیتر یک صفحه در ویرایشگر، چیزی را که در نتیجه گوگل چاپ می شود عوض نمی کند.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

طول تگ عنوان چقدر باید باشد؟

گوگل حد کاراکتری اعلام نکرده است. عددی که همه می گویند، حدود شصت کاراکتر، از عرض واقعی نتیجه درآمده و در موبایل کمتر هم هست. کار عملی این است: عبارت اصلی را اول بگذارید تا اگر انتها برید، معنی از دست نرود.

توضیحات متا روی رتبه اثر دارد؟

نه. روی نرخ کلیک اثر دارد، که چیز دیگری است. گوگل هم مرتب آن را با تکه ای از خود صفحه عوض می کند، مخصوصا وقتی متن صفحه با جستجوی کاربر بهتر می خواند.

یک صفحه چند تا H1 باید داشته باشد؟

یکی. استاندارد HTML بیشتر از یکی را ممنوع نکرده و گوگل هم آن را خطا نمی داند، ولی هیچ سودی هم ندارد. یک تیتر اصلی یعنی صفحه یک موضوع دارد، و همین برای خواننده و برای خزنده روشن تر است.