هوش مصنوعی در طراحی سایت
هوش مصنوعی امروز پیش نویس یک صفحه را در چند دقیقه می سازد و همان جا متوقف می شود: چیزی که بیرون می دهد شبیه هزار صفحه دیگر است، چون از روی همان ها یاد گرفته. موضع ما ساده است، پیش نویس با مدل و انتشار با قضاوت آدم، و بخش سخت کار دقیقا همان قضاوت است.
- درس ۱۲ از ۱۲
- میانی
- رایگان، بدون ثبت نام
کاری که مدل خوب انجام می دهد، و کاری که هنوز مال شماست
کاری که مدل خوب انجام می دهد
- پیش نویس اول یک چیدمان از روی توصیف
- تبدیل فهرست توکن های طراحی به متغیر CSS
- کد تکراری: فرم، جدول، گرید، حالت ها
- توضیح دادن CSS ای که کس دیگری نوشته
- ترجمه متن رابط با واژه نامه ای که داده اید
کاری که هنوز مال شماست
- اینکه صفحه به چه کسی چه چیزی بگوید
- راست به چپ و فارسی، که پیش فرض مدل نیست
- دسترس پذیری و تست صفحه کلید
- بودجه سرعت و هر کتابخانه ای که اضافه می شود
- پاک کردن نشانه های ماشینی قبل از انتشار
هیچ ستونی علامت رد ندارد چون هیچ کدام اشتباه نیستند. مرز بین این دو هم ثابت نیست و با هر نسل مدل ها کمی جابه جا می شود.
آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.
هوش مصنوعی امروز در طراحی سایت دقیقا چه کاری می کند؟
پنج کار، و هیچ کدامشان «سایت را می سازد» نیست. از روی یک توصیف، پیش نویس اول یک چیدمان را می دهد. کد تکراری را می نویسد: فرم، جدول، گرید، حالت های hover. متن اولیه را پیشنهاد می دهد. تصویر و آیکن تولید می کند. و کدی را که کس دیگری نوشته توضیح می دهد، که کم اهمیت ترین به نظر می رسد و در عمل بیشترین وقت را برمی گرداند.
چیزی که نمی کند و در تبلیغ ابزارها هم لای جمله ها گم می شود: تصمیم نمی گیرد. اینکه این صفحه به چه کسی چه چیزی باید بگوید، کدام حرف اول بیاید، چه چیزی حذف شود و کدام ادعا اصلا راست است، هیچ کدام از دل یک پرامپت بیرون نمی آید. آن تصمیم ها همان چیزی هستند که طراحی را از رنگ کردن جدا می کنند.
پس تقسیم کار واقعی این است: مدل سرعت تایپ کردن را می دهد و شما جهت را. شکل بالای صفحه همین را دو ستونی گذاشته و عمدا هیچ ستونی علامت رد نخورده؛ هر دو ستون کار لازم اند و مسئله این است که کدام کار مال کیست.
دموی سه دقیقه ای، و کاری که زیرش مانده
صفحه ای که در دمو می بینید
چیدمان، رنگ، متن نمونه. همین قسمت واقعا سریع است.
-
راست به چپ و زبان
پیش فرض خروجی چپ به راست است و در فارسی باید بازبینی شود.
-
دسترس پذیری
دکمه بدون نام و حلقه focus حذف شده، در خروجی ها رایج اند.
-
بودجه سرعت
کد کار می کند و وزنش را کسی که نمی خواندش نمی بیند.
-
نگهداری
شش ماه بعد کسی باید این کد را عوض کند و باید بتواند بخواندش.
-
امنیت و وابستگی ها
هر کتابخانه ای که اضافه شده، یک به روزرسانی آینده است.
این شکل نمی گوید کدام بخش چند ساعت است، چون به پروژه بستگی دارد. فقط می گوید ترتیب دیده شدنشان وارونه است.
چهار خانواده ابزار، و هر کدام کجا به درد می خورند
خانواده اول، ابزارهایی که از یک جمله یک رابط کاربری می سازند. شناخته شده ترینشان v0 است و مستندات خودش می گوید خروجی اش کامپوننت های ری اکت و همچنین HTML و CSS برای پیش نمونه و صفحه فرود است؛ Lovable هم در همین دسته می نشیند. جای درست استفاده شان پیش نمونه است: وقتی می خواهید یک ایده را ببینید تا درباره اش حرف بزنید. جایی که دردسر می شوند وقتی است که همان خروجی مستقیم به سایت اصلی می رود، چون شما یک پروژه با ساختار و وابستگی هایی تحویل گرفته اید که خودتان انتخابشان نکرده اید.
خانواده دوم، قابلیت های هوش مصنوعی داخل ابزارهای طراحی مثل فیگما. اینها به کار کسی می آیند که همین حالا در آن ابزار کار می کند و چیزی را عوض نمی کنند جز سرعت مراحل تکراری.
خانواده سوم، پنل های هوش مصنوعی داخل سایت سازها. هر سایت سازی حالا یکی دارد و منطقشان هم روشن است: کاربری که نمی خواهد طراحی یاد بگیرد. این موضوع خودش یک بحث جداست و ما در نوشته سایت سازهای هوش مصنوعی جدا به آن پرداخته ایم؛ اینجا فقط این را بگوییم که خروجی شان از قالب خود آن سایت ساز جدا نیست و محدودیت هایش را هم به ارث می برد.
خانواده چهارم و آنی که ما بیشتر از همه استفاده می کنیم: دستیارهای کد که در ویرایشگر و ترمینال خودتان کار می کنند و فایل های واقعی پروژه را می بینند. فرقشان با پنجره چت همین است. وقتی مدل می تواند فایل CSS شما را بخواند، جوابش درباره همان کد است و نه درباره یک کد فرضی.
درباره دسترسی از ایران هم صادق باشیم: هیچ کدام از دو ابزار دسته اول در مرجع هوش مصنوعی ما صفحه ندارند، چون فکت های سنجیده شده ای درباره شان نداریم. شرایط استفاده Vercel که v0 زیر آن است، از کاربر می خواهد هدف تحریم های آمریکا و چند نهاد دیگر نباشد، و صفحه های Lovable از این سرور اصلا باز نمی شوند تا بخوانیمشان. پس درباره باز شدن یا پرداخت آنها ادعایی نمی کنیم.
چرا خروجی مدل را از چند متر آن طرف تر می شود شناخت؟
چون از روی چیزی یاد گرفته که همه جا هست، پس چیزی می سازد که همه جا هست. نشانه ها هم مشخص اند و بعد از یک بار دیدن دیگر نمی توانید نبینیدشان:
- نوار رنگی باریک در یک لبه کارت، معمولا سه یا چهار پیکسل، با رنگی که از جای آن کارت در فهرست می آید.
- کپسول کاملا گرد برای هر چیپ و برچسب و دکمه، یعنی همان شعاع نود و نه پیکسلی که در هر قالب تولید شده ای هست.
- سه ستون ویژگی با آیکن های گرد و سه جمله دقیقا هم اندازه، حتی وقتی موضوع واقعا سه تا نیست.
- گرادیان بنفش به آبی پشت هدر و یک لکه نورانی محو در گوشه.
- در متن: خط تیره بلند وسط جمله، ساختار «نه تنها این بلکه آن»، و پاراگراف پایانی که چیزی جز خلاصه همان بالا نیست.
هیچ کدام اینها زشت نیستند و مشکلشان زیبایی شناسی نیست. مشکلشان این است که قابل تشخیص اند. خواننده ای که در یک ماه گذشته سی صفحه دیده که این نشانه ها را داشته اند، لازم نیست فکر کند؛ صفحه شما را در همان دسته می گذارد و بعد به همان اندازه به حرفتان اعتماد می کند.
ما این را روی سایت خودمان به یک قانون نوشته تبدیل کرده ایم. بند دهم فایل قواعد محتوایی rgb.ir نوار رنگی روی لبه یک بلاک را ممنوع می کند، با همین عنوان که یک واترمارک ماشینی است، و بند دوم همان فایل خط تیره بلند و چند نویسه دیگر را در متن ممنوع کرده. قانون طراحی یک تست مکانیکی هم دارد: یک جستجوی متنی در کل قالب و افزونه ها که دنبال حاشیه دو پیکسل به بالا روی یک لبه می گردد و حاشیه خنثای خود سایت را کنار می گذارد. امروز که این درس نوشته شد، آن جستجو دقیقا چهارده خط برمی گرداند و هر چهارده خط مجازند: دوازده خط برای دو سر پیکان که هر کدام از دو حاشیه چرخیده ساخته می شوند، یک مثلث باز و بسته شدن، و یک خط که داخل کامنتی نشسته که همین قاعده را توضیح می دهد. خط پانزدهم یعنی کسی یک نوار اضافه کرده.
و یک هشدار درباره خود همین فهرست: نشانه ها عوض می شوند. آنچه امروز لو می دهد، سال دیگر شاید معمولی باشد و چیز دیگری جایش را بگیرد. چیزی که عوض نمی شود سوال است، نه فهرست: این تصمیم را من گرفتم، یا خودش آمد؟
برگه پاک سازی نشانه ها، قبل از اینکه صفحه بالا برود
قبل از انتشار عوض می کنید
- نوار رنگی لبه کارت را بردارید؛ همان یک حاشیه نازک کافی است
- شعاع کپسولی را به یک شعاع واقعی طرح خودتان برسانید
- اگر موضوع سه تا نیست، سه ستون نگذارید
- left و right را به ویژگی منطقی تبدیل کنید
- متن را با صدای خودتان بازنویسی کنید، نه با صدای مدل
اگر دست نزنید، همین می ماند
- نوار سه پیکسلی رنگی روی لبه هر کارت
- هر دکمه و برچسب به شکل کپسول کاملا گرد
- سه جمله دقیقا هم اندازه زیر سه آیکن گرد
- گرادیان بنفش به آبی و یک لکه نورانی در گوشه
- خط تیره بلند وسط جمله و پاراگراف جمع بندی بی خاصیت
این فهرست عکس امروز است. نشانه ها عوض می شوند و قاعده ای که می ماند این است: هر انتخابی که خودتان نگرفته اید را پیدا کنید.
به کدی که مدل می نویسد چقدر می شود اعتماد کرد؟
به اندازه ای که خودتان بتوانید بخوانیدش. این تنها معیار عملی است و بقیه بحث ها فرع بر آن اند، چون کدی که روی سرور شما اجرا می شود و در مرورگر بازدیدکننده شما می نشیند، از لحظه انتشار مال شماست و باگ هایش هم.
چهار جای مشخص که خروجی مدل معمولا کوتاه می آید و هر چهار تا در سایت فارسی بیشتر پیدا می شوند:
- راست به چپ. پیش فرض مدل انگلیسی و چپ به راست است، پس
margin-leftوtext-align: leftمی نویسد و خروجی در انگلیسی درست و در فارسی وارونه می افتد. درس CSS ویژگی های منطقی را نشان می دهد که این را حل می کنند. - دسترس پذیری. دیو با onclick، دکمه بدون نام و حلقه focus حذف شده، هر سه در خروجی ها رایج اند. درس دسترس پذیری تست پنج دقیقه ای اش را دارد.
- وابستگی ها. مدل راحت یک کتابخانه اضافه می کند، چون هزینه اش را نمی پردازد. هر کتابخانه یک به روزرسانی آینده است و یک آسیب پذیری احتمالی آینده؛ در دنیای وردپرس همین جمع شدن افزونه ها بیشترین دردسر امنیت سایت را می سازد.
- بودجه سرعت. کد کار می کند و سنگین است. کسی که کد را نمی خواند، وزنش را هم نمی بیند.
و یک مورد که ربطی به کیفیت کد ندارد و جدی تر است: هر چیزی که در پنجره چت می گذارید از دستگاه شما بیرون رفته. کلید API، رمز پایگاه داده، فایل پیکربندی و اطلاعات مشتری، هیچ کدام جایشان آنجا نیست. این حرف درباره خوب یا بد بودن آن سرویس نیست؛ درباره این است که یک کپی از آن متن حالا جای دیگری هم هست.
پس کجا واقعا وقت صرفه جویی می شود؟
در کارهای مکانیکی که حجم دارند و تصمیم ندارند. فهرست واقعی ما، از کارهایی که خودمان می سپاریم:
- تبدیل یک فهرست توکن طراحی به متغیرهای CSS، با اسم گذاری یکدست.
- نوشتن چهل متن جایگزین وقتی خودتان گفته اید هر تصویر در صفحه چه کاری می کند.
- پیش نویس اول یک کامپوننت که می دانید بازنویسی اش می کنید.
- خواندن و توضیح دادن CSS ای که یک نفر دیگر سه سال پیش نوشته.
- ترجمه متن های رابط کاربری به چند زبان، وقتی واژه نامه اصطلاح ها را خودتان داده اید.
- یکی کردن استایل های تکراری در یک فایل بزرگ.
جمع این ها روی یک پروژه واقعی چند ساعت تایپ کردن است، نه چند روز تصمیم گرفتن، و همین تفاوت را باید صادقانه گفت. کسی که وعده می دهد سایت شرکتی کامل در ده دقیقه، یا دارد پیش نمونه را سایت جا می زند، یا از سایتی حرف می زند که هیچ کس بعدا نگهش نمی دارد.
و یک صرفه جویی که کمتر گفته می شود و شاید از همه بزرگ تر باشد: یاد گرفتن. وقتی خروجی را می گیرید و از مدل می خواهید خط به خط توضیح بدهد چه کار کرده و چرا، هزینه همان چند دقیقه است و چیزی که به دست می آورید دفعه بعد لازمش ندارید.
پیش نویس با مدل، انتشار با قضاوت: عملا یعنی چه؟
یعنی بین گرفتن خروجی و بالا رفتن صفحه، چهار بار خودتان از رویش رد شوید و هر بار دنبال یک چیز بگردید.
بار اول راست به چپ: هر جا left و right دیدید به ویژگی منطقی تبدیل کنید و صفحه را در هر دو جهت نگاه کنید. بار دوم صفحه کلید: از بالا تا پایین Tab بزنید و ببینید کجا هستید و کجا گیر می کنید. بار سوم وزن: چه چیزی به صفحه اضافه شده که خودتان نخواسته بودید، از فونت گرفته تا کتابخانه. بار چهارم نشانه ها: همان فهرست بخش سوم را روی خروجی ببرید و هر چه از آن سری بود عوض کنید.
این چهار بار روی هم شاید بیست دقیقه باشند و تفاوتشان با نبودنشان این است که در حالت اول یک صفحه دارید و در حالت دوم صفحه ای که مال شماست.
و یک حرف بی تعارف برای بستن این درس: اگر هدفتان یاد گرفتن طراحی نیست و فقط می خواهید کسب و کارتان یک سایت داشته باشد، مدل کوتاه ترین راه نیست. کوتاه ترین راه یا یک سایت ساز است، که در نوشته جداگانه ای سنجیده ایمش، یا سپردن کار به کسی که این چهار بار را بلد است.
مسیر سریع با هوش مصنوعی
مسیر سریع اینجا «پرامپت بهتر برای گرفتن صفحه قشنگ تر» نیست. دو حرکت است که کمتر کسی انجام می دهد: قیدها را از اول در خود درخواست بگذارید، و بعد از گرفتن خروجی، از مدل بخواهید فهرست کند چه چیزهایی را خودش انتخاب کرده که شما نگفته بودید. حرکت دوم همان جایی است که کار جدی می شود، چون هر واترمارک ماشینی دقیقا از یک انتخاب نگفته می آید. برای پیش نویس یک کامپوننت، مدل سریع کافی است؛ برای بازبینی معماری یک صفحه کامل، مدل قوی تر. انتخاب فعلی ما در <a class="text-link" href="/ai/">بخش هوش مصنوعی</a> هست.
- قبل از باز کردن پنجره چت، در یک جمله بنویسید این بخش قرار است چه کاری برای چه کسی انجام دهد. اگر این جمله را ندارید، خروجی هر چه باشد قابل قضاوت نیست.
- نسخه پایین را با متغیرهای واقعی خودتان اجرا کنید. جمله های مربوط به جهت صفحه و عنصر بومی و نداشتن کتابخانه را حذف نکنید؛ همان ها هستند که خروجی را از حالت پیش فرض بیرون می آورند.
- پیام دوم را بفرستید و فهرست انتخاب های نگفته را بگیرید. این فهرست معمولا بین ده تا بیست مورد است و همان جایی است که می فهمید چه چیزی را نگفته اید.
- حالا چهار بار خودتان از روی خروجی رد شوید: جهت، صفحه کلید، وزن، نشانه ها. تا این چهار بار انجام نشده، آنچه دارید یک پیش نویس است نه یک صفحه.
نسخه آماده کپی
پیام اول:
نقش: طراح فرانت اند که کد قابل نگهداری می نویسد.
این بخش باید چه کاری برای چه کسی انجام دهد:
{در یک جمله بنویسید}
زبان و جهت صفحه: {فارسی، راست به چپ}
متغیرهای موجود من:
{اسم متغیرهای رنگ و فاصله را اینجا بگذارید}
قواعد:
- فقط HTML و CSS. هیچ کتابخانه ای اضافه نکن. اگر جایی جاوااسکریپت لازم است، اول بگو چرا.
- عنصر بومی HTML را بگذار: button برای دکمه، label برای برچسب، ul برای فهرست.
- به جای left و right ویژگی منطقی بنویس.
- همین متغیرهای بالا را استفاده کن و متغیر جدید نساز.
- هیچ حاشیه رنگی روی یک لبه بلاک نگذار.
- شعاع گوشه ها را کپسولی نکن.
- متن نمونه بنویس و آن را متن نهایی جا نزن.
پیام دوم، بعد از گرفتن کد:
همه انتخاب هایی را که خودت کردی و در درخواست من نبود فهرست کن.
برای هر کدام بنویس چرا این را انتخاب کردی و یک جایگزین پیشنهاد بده.
چیزهایی که اصلا نمی توانی بدون دیدن صفحه رندر شده بررسی کنی را هم جدا بنویس.
قبل از اعتماد به خروجی: فهرست انتخاب های نگفته، خروجی اصلی این کار است و کارتان از همان جا شروع می شود؛ اگر بدون خواندنش کد را برداشتید، همان مسیر پیش فرض را رفته اید فقط با یک قدم اضافه. دو چیز هم هیچ وقت به مدل سپرده نمی شود: متنی که ادعای واقعی دارد، چون کسی باید بتواند آن ادعا را تایید کند؛ و تصمیم درباره حذف کردن. مدل تقریبا هیچ وقت پیشنهاد نمی دهد یک بخش را بردارید، و اغلب همان کاری است که صفحه لازم دارد.
هوش مصنوعی در این کار
موضع ما در یک جمله: پیش نویس با مدل، انتشار با قضاوت. ابزارها هم دو دسته اند و نباید با هم اشتباه شوند؛ آنهایی که از یک جمله رابط می سازند برای پیش نمونه عالی اند و برای سایت اصلی نه، و آنهایی که در ویرایشگر خودتان کار می کنند و فایل های واقعی را می بینند برای پروژه ای که باید نگهداری شود مناسب ترند. اسم نسخه ها را هم عمدا ننوشته ایم: در این حوزه هر چند ماه جابه جا می شود و انتخاب فعلی ما همیشه در بخش هوش مصنوعی به روز است.
ابزارهایی که واقعا کمک می کنند
- v0 از یک توصیف، رابط می سازد. مستندات خودش می گوید خروجی اش کامپوننت ری اکت و همچنین HTML و CSS برای پیش نمونه و صفحه فرود است. برای دیدن یک ایده خوب است؛ برای سایتی که باید نگهداری شود، ساختار و وابستگی هایش را شما انتخاب نکرده اید. صفحه ای در مرجع هوش مصنوعی ما ندارد چون فکت سنجیده شده ای درباره اش نداریم؛ شرایط Vercel می خواهد کاربر هدف تحریم های آمریکا و چند نهاد دیگر نباشد.
- Lovable در همان دسته v0 است و کارش ساختن یک اپ یا صفحه از توصیف. درباره اش هیچ فکت سنجیده شده ای نداریم و صادقانه اش این است: صفحه های سایتشان از این سرور برای ما باز نمی شوند، پس نه درباره قابلیت هایش ادعایی می کنیم نه درباره دسترسی و پرداخت از ایران.
- Claude Code در ویرایشگر و ترمینال خودتان کار می کند و فایل های واقعی پروژه را می بیند، پس جوابش درباره همان CSS شماست نه یک نمونه فرضی. برای پروژه ای که نگهداری می شود مناسب تر از پنجره چت است. خودش رایگان نصب می شود ولی به اشتراک انتروپیک نیاز دارد و ایران در فهرست کشورهای پشتیبانی شده نیست.
- Claude برای پیش نویس یک کامپوننت در پنجره چت و مخصوصا برای پیام دوم نسخه بالا، یعنی فهرست کردن انتخاب های نگفته، خوب جواب می دهد. ایران در فهرست کشورهای پشتیبانی شده انتروپیک نیست؛ این را از صفحه خود انتروپیک خوانده ایم.
کجا نتیجه معکوس می دهد
سه خطر، به ترتیب اینکه چقدر دیر معلوم می شوند. اول همان چیزی که این درس درباره اش است: خروجی قابل تشخیص. این خطر بازار است نه فنی، و درمانش هم فنی نیست؛ ما آن را به یک قانون نوشته تبدیل کرده ایم و یک تست مکانیکی هم رویش داریم که در بخش پروف همین صفحه توضیحش آمده. دوم کد: چیزی که نمی توانید بخوانید را نمی توانید تعمیر کنید، و هر کتابخانه ای که مدل بی هزینه اضافه می کند برای شما یک به روزرسانی و یک ریسک امنیتی آینده است. اینجا هم بگوییم که آنچه در پنجره چت می گذارید از دستگاه شما بیرون رفته، پس کلید و رمز و فایل پیکربندی جایشان آنجا نیست. سوم متن: خیلی ها فکر می کنند گوگل «محتوای هوش مصنوعی» را جریمه می کند. راهنمای خود گوگل چیز دیگری می گوید و هدفش محتوای انبوه و بی فایده است، نه استفاده از ابزار؛ لینکش پایین همین بخش است. خطر واقعی این نیست که مدل نوشته، این است که صفحه ای منتشر شود که هیچ کس لازمش نداشت. برای اینکه ببینید هر ابزار از ایران چطور قابل پرداخت است، راهنمای خرید را ببینید.
منبع ها: v0 documentation Vercel: terms of service Google Search Central: AI-generated content guidance Anthropic: supported countries
حد این توصیه
این درس عکس یک لحظه است و ابزارهایش سریع تر از هر موضوع دیگری در این بخش عوض می شوند؛ اسم ها ممکن است تا سال دیگر جابه جا شوند، ولی آن چهار بار رد شدن روی خروجی نه. دو مرز دیگر را هم صریح بگوییم. اول، ما هیچ عددی درباره اینکه این کار چقدر وقت صرفه جویی می کند نداریم و عمدا هم ننوشته ایم؛ چنین عددی به پروژه و به آدم بستگی دارد و هر رقمی که ببینید یا از یک فروشنده است یا از یک نمونه. دوم، مدل نیاز به دانستن CSS را کم نمی کند، کف آن را بالا می برد: چیزی که قبلا باید می نوشتید حالا باید بتوانید بخوانید و قضاوت کنید، و این مهارت کمتری نیست. و اگر هدف هویت بصری و برند است، این موضوع اصلا اینجا نیست و رشته خودش را دارد.
از تجربه خود ما
نشانه هایی که در بخش سوم شمردیم، روی همین سایت به یک قاعده مکتوب و یک تست مکانیکی تبدیل شده اند. بند دهم فایل قواعد محتوایی rgb.ir نوار رنگی روی لبه یک بلاک را ممنوع می کند و تاریخش هم در همان فایل ثبت شده، ۲۸ اوت ۲۰۲۶، با جمله ای که صاحب سایت نوشت و عینا در فایل نقل شده: this is ai watermark design ... at end even one of them should not exist. تستش یک جستجوی متنی در کل قالب و همه افزونه هاست که دنبال حاشیه دو پیکسل به بالا روی یک لبه می گردد و حاشیه خنثای خود سایت را کنار می گذارد؛ امروز ۵ سپتامبر ۲۰۲۶ آن جستجو چهارده خط برمی گرداند و هر چهارده خط از موارد مجازند: دو سر پیکان که هر کدام از دو حاشیه چرخیده ساخته شده اند و چون فایل شکل ها یک نسخه فشرده و یک نسخه تکه تکه هم دارد سه بار شمرده می شوند، یک مثلث باز و بسته شدن، و یک خط داخل کامنتی که همین قاعده را توضیح می دهد. همان روز کپسول کاملا گرد هم به همین فهرست اضافه شد و شکل ها عوض شدند: امروز در فایل استایل اصلی، دکمه شعاع ۱۵ پیکسل دارد، دکمه بزرگ ۱۷، چیپ ۱۲ و برچسب وضعیت ۹، و تنها چیزهایی که گرد ماندند نوار منوی هدر و عنصرهایی هستند که واقعا دایره اند. این ها ادعا نیستند، در فایل CSS همین صفحه ای که می خوانید نشسته اند.
سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند
گوگل سایتی را که با هوش مصنوعی ساخته شده جریمه می کند؟
راهنمای خود گوگل درباره محتوای هوش مصنوعی می گوید مسئله ابزار نیست، محتوای انبوه و بی فایده است. یعنی کدی که مدل نوشته و صفحه ای که مدل پیش نویسش را زده، به خودی خود مشکلی ندارند. چیزی که مشکل می سازد، صفحه ای است که برای پر کردن جا ساخته شده و به سوال کسی جواب نمی دهد.
با این ابزارها می شود بدون بلد بودن کد سایت ساخت؟
می شود چیزی ساخت که بالا بیاید، بله. مشکل روز اول نیست، روزی است که چیزی خراب می شود یا باید عوض شود و شما نمی توانید کدی که دارید را بخوانید. اگر هدفتان یاد گرفتن نیست، سایت ساز مسیر صادق تری است؛ آنجا لااقل کسی که کد را نوشته مسئولیت نگهداری اش را هم دارد.
تصویرهایی که مدل می سازد را می شود روی سایت گذاشت؟
برای تصویر تزیینی معمولا بله، و برای هر چیزی که قرار است واقعیت را نشان بدهد نه: عکس محصول، عکس تیم، نمونه کار. مسائل واترمارک و تشخیص تصویر تولیدشده هم بحث خودش را دارد و مسیر طراحی گرافیک جایی است که به آن می پردازیم.