طراحی گرافیک

آموزش تایپوگرافی

تایپوگرافی یعنی چیدن متن روی صفحه: اندازه، وزن، فاصله و طول سطر. انتخاب قلم فقط یکی از این تصمیم هاست و در عمل کم اثرترینشان است؛ صفحه ای با یک قلم معمولی و مقیاس درست، همیشه بهتر از صفحه ای با قلم زیبا و مقیاس شلخته خوانده می شود.

  • درس ۴ از ۱۲
  • مقدماتی
  • رایگان، بدون ثبت نام

پله های مقیاس، از متن کوچک تا تیتر صفحه

  1. ۱

    متن کوچک، ۰.۸۵ رم

    مسیر راهنما و زیرنویس شکل ها. هر چیزی که خوانده می شود ولی خوانده نشدنش هم ضرری ندارد.

  2. ۲

    متن بدنه، ۱.۰۶۲۵ رم

    پله ای که بقیه از رویش ساخته می شوند. اول این را درست کنید، بعد بقیه را.

  3. ۳

    تیتر فرعی، ۱.۱۵ تا ۱.۴ رم

    کمترین اختلافی که هنوز به عنوان تیتر خوانده می شود. کمتر از این، تیتر به نظر نمی آید.

  4. ۴

    تیتر بخش، ۱.۵ تا ۲.۲ رم

    پله ای که ساختار یک صفحه طولانی را می سازد. فاصله بالایش باید بیشتر از پایینش باشد.

  5. ۵

    تیتر صفحه، ۲ تا ۳.۳ رم

    یکی در هر صفحه. اگر دو تا دارید، مقیاس مشکل ندارد و ساختار صفحه مشکل دارد.

عددها از قالب همین سایت اند و نه یک استاندارد؛ چیزی که قابل کپی کردن است ثابت بودن نسبت هاست، نه خود اعداد. تیترها با clamp نوشته شده اند، پس هر کدام یک بازه اند و نه یک عدد.

آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.

تایپوگرافی یعنی چیدن متن، نه انتخاب فونت

اولین چیزی که باید کنار گذاشته شود، این تصور است که کار با پیدا کردن یک قلم خوب تمام می شود. تایپوگرافی مجموعه تصمیم هایی است که بعد از انتخاب قلم گرفته می شوند و در عمل چهار تا هستند: اندازه، وزن، فاصله و طول سطر.

راحت ترین راه دیدن این حرف، یک آزمایش است. صفحه ای را که دوستش دارید بردارید و قلمش را به یک قلم سیستمی معمولی عوض کنید. صفحه هنوز خوب کار می کند. حالا برعکسش را انجام بدهید: قلم را نگه دارید و همه اندازه ها را یکی کنید و فاصله ها را بردارید. صفحه از دست می رود. آنچه صفحه را ساخته بود قلم نبود.

موضع ما بعد از سال ها کار روی سایت فارسی صریح تر از این هم هست: در بیشتر پروژه ها، فهرست قلم های ممکن آنقدر کوتاه است که انتخاب تقریبا خودکار می شود. برای فارسی وب، تعداد قلم هایی که هم مجوز وب دارند، هم وزن های کافی دارند و هم عدد فارسی درست دارند، به اندازه ای نیست که هفته ای صرفش شود. تمام هفته باید صرف چهار تصمیم دیگر شود.

یک چیز که این درس عمدا کنارش گذاشته، چون درس خودش را دارد: هر چه مخصوص خط فارسی است، از پیوستگی حروف تا نیم فاصله و عدد. آن بحث در تایپوگرافی فارسی باز شده و بدون آن، این درس برای یک سایت فارسی کامل نیست.

چه چیزی یک قلم را خوانا می کند؟

خوانایی سلیقه نیست، چند خاصیت قابل اندازه گیری است. مهم ترینشان ارتفاع ایکس است: بلندی حرف کوچک بدون دنباله، نسبت به کل ارتفاع حرف. قلم هایی که ارتفاع ایکس بلندتری دارند در اندازه های کوچک بهتر خوانده می شوند، و به همین دلیل است که دو قلم با یک اندازه یکسان می توانند کاملا متفاوت به نظر برسند.

سه چیز دیگر که ارزش شناختن دارند: دنباله بالا و پایین، یعنی همان بخشی از حرف که از خط زمینه بیرون می زند و تعیین می کند فاصله سطرها چقدر باید باز باشد؛ حفره، فضای بسته داخل حرف که اگر تنگ باشد در اندازه کوچک پر می شود و حرف را ناخوانا می کند؛ و تفاوت ضخامت، یعنی اختلاف بین خط های کلفت و نازک، که هر چه بیشتر باشد قلم برای تیتر بهتر و برای متن طولانی بدتر است.

و یک آزمون عملی که در بیست ثانیه قلم های بد را کنار می گذارد: حرف های شبیه به هم را کنار هم بنویسید. در لاتین، حرف بزرگ آی و حرف کوچک ال و رقم یک. اگر هر سه یک خط عمودی ساده باشند، آن قلم برای رابط کاربری بد است، چون کاربر باید کد رهگیری و رمز عبور را در آن بخواند.

در فارسی همین آزمون شکل دیگری دارد و سخت گیرانه تر هم هست: نقطه ها. تفاوت ب و پ و ت و ث فقط نقطه است، و در قلم های تزئینی این نقطه ها یا خیلی کوچک می شوند یا به بدنه حرف می چسبند. یک صفحه تیتر با چنین قلمی مشکلی ندارد؛ یک فرم ثبت نام با همان قلم، به مشتری خدمات پشتیبانی می فروشد.

مقیاس اندازه ها را چطور بچینیم؟

مقیاس یعنی فهرست کوتاهی از اندازه های مجاز، و قانونش این است: هر اندازه ای که در طرح هست باید در آن فهرست باشد. اگر روی صفحه ای هشت اندازه مختلف پیدا می شود، آن صفحه مقیاس ندارد و هر کدام از آن هشت تا جداگانه تصمیم گرفته شده.

ساده ترین راه ساختن مقیاس این است: از اندازه متن بدنه شروع کنید و بقیه را با یک ضریب ثابت از آن بسازید. ضریب کوچک تر مقیاس آرام تری می دهد و برای متن های طولانی مناسب است؛ ضریب بزرگ تر تیترها را پرتر می کند و برای صفحه های فروش. عدد دقیق ضریب مهم نیست، ثابت بودنش مهم است.

عددهای همین سایتی که می خوانید، برای اینکه یک نمونه واقعی دیده باشید: پایه 16px است، متن بدنه 1.0625rem یعنی حدود هفده پیکسل، و متن کوچک مثل مسیر راهنما و زیرنویس شکل ها 0.85rem. تیترها همه با clamp() نوشته شده اند: h3 بین ۱.۱۵ و ۱.۴ رم، h2 بین ۱.۵ و ۲.۲ رم و h1 بین ۲ و ۳.۳ رم. یعنی روی موبایل کوچک ترین عدد و روی نمایشگر بزرگ بزرگ ترین، بدون هیچ نقطه شکست.

همین clamp() مهم ترین ابزار عملی این بخش است و جای سه تا چهار مدیا کوئری را می گیرد. سه عدد می گیرد: کمینه، اندازه شناور که معمولا بر حسب عرض صفحه است، و بیشینه. اشتباه رایجش هم این است که فقط اندازه شناور را می نویسند و کمینه را رها می کنند؛ نتیجه اش تیتری است که روی گوشی باریک به اندازه متن بدنه آب می رود.

و یک قاعده که از هر ضریبی مهم تر است: تعداد اندازه ها را کم کنید. پنج اندازه برای تقریبا هر سایتی کافی است، و اگر احساس می کنید به ششمی نیاز دارید، معمولا مشکل اندازه نیست و مشکل فاصله است.

طول سطر و فاصله سطر: دو عددی که بیشترین اثر را دارند

اگر فقط دو عدد را از این درس نگه دارید، همین دو تا باشند. سطر خیلی بلند، چشم را موقع برگشتن به ابتدای سطر بعد گم می کند؛ سطر خیلی کوتاه، خواندن را به پرش های پیاپی تبدیل می کند. و فاصله سطر کم، دو خط را روی هم می چسباند تا جایی که خواننده ناخودآگاه خط را دوباره می خواند.

برای طول سطر یک سقف رسمی وجود دارد. معیار WCAG در بند ۱.۴.۸، که سطح AAA است و نه AA، می گوید عرض بلوک متن نباید بیشتر از هشتاد کاراکتر باشد. همان بند دو چیز دیگر هم می گوید که کمتر نقل می شوند: متن نباید از دو طرف تراز شود، و فاصله سطر باید دست کم یک و نیم برابر باشد.

در CSS این را با واحد ch می بندید و نه با پیکسل، چون عرض سطر باید با اندازه قلم بالا و پایین برود. عددهای همین سایت: پاراگراف معرفی هر صفحه 56ch و بدنه مقاله ها 78ch، یعنی درست زیر همان سقف هشتاد.

یک نکته که تقریبا هیچ جا نوشته نمی شود و همان چیزی است که آدم بار اول اشتباه می گیرد: ch عرض رقم صفر در قلم جاری است و نه عرض یک کاراکتر واقعی. در قلمی که همین سایت استفاده می کند، رقم صفر ۵۷۰ واحد از em هزار واحدی است، یعنی ۰.۵۷ em. پس 78ch عدد قابل تکراری است ولی «هفتاد و هشت حرف» نیست، و در فارسی که عرض حروف تفاوت زیادی با هم دارد این فاصله بیشتر هم می شود. عدد را به عنوان یک اندازه قابل تنظیم ببینید، نه به عنوان شمارش.

برای فاصله سطر، معیار WCAG در بند ۱.۴.۱۲ که سطح AA است، می گوید کاربر باید بتواند فاصله سطر را دست کم به ۱.۵ برابر اندازه قلم برساند بدون اینکه چیزی از محتوا از بین برود. این حد پایین است و نه توصیه. متن بدنه همین سایت 1.9 دارد و این انتخاب برای فارسی است: خط فارسی نقطه و دنباله زیر خط زمینه زیاد دارد و در فاصله ای که برای لاتین کافی است، شلوغ به نظر می رسد.

طول سطر: دو عدد این سایت و سقفی که استاندارد می گذارد

عرض بلوک متن بر حسب واحد ch؛ سقف بند ۱.۴.۸ استاندارد WCAG هشتاد استخوانده شده از قالب، ۶ سپتامبر ۲۰۲۶
  1. سقف استاندارد WCAG ۸۰ ch بند ۱.۴.۸، سطح AAA
  2. بدنه مقاله های این سایت ۷۸ ch درست زیر سقف، برای متن طولانی
  3. پاراگراف معرفی هر صفحه ۵۶ ch کوتاه تر عمدا، چون یک بار خوانده می شود

ch عرض رقم صفر در قلم جاری است و نه یک کاراکتر واقعی؛ در قلم این سایت رقم صفر ۰.۵۷ em است. پس این سه عدد با هم قابل مقایسه اند ولی هیچ کدام شمارش حرف نیستند.

دو قلم لازم است یا یکی؟

جواب صادقانه برای بیشتر سایت ها: یکی. یک خانواده قلم که چند وزن دارد، تقریبا همیشه از دو خانواده متفاوت بهتر نتیجه می دهد، چون تفاوت وزن یک تفاوت طراحی شده است و تفاوت خانواده یک تفاوت تصادفی.

اگر واقعا دو قلم می خواهید، قاعده اش این است: تفاوتشان باید در دسته باشد و نه در حال و هوا. یک قلم بدون سرکش برای تیتر و یک قلم سرکش دار برای متن، تفاوتی است که چشم بلافاصله می فهمد. دو قلم بدون سرکش که فقط کمی با هم فرق دارند، بدترین حالت ممکن است: خواننده نمی داند این تفاوت معنایی دارد یا اشتباه است.

و هزینه ای که معمولا در تصمیم دیده نمی شود: هر خانواده قلم اضافه یعنی چند فایل دیگر که باید دانلود شوند. برای فارسی این هزینه سنگین تر است، چون قلم فارسی گلیف بیشتری دارد و فایلش از یک قلم لاتین معادل بزرگ تر است. یک قلم دوم که فقط در تیترها دیده می شود، ممکن است روی اینترنت موبایل به اندازه چند تصویر هزینه داشته باشد.

وزن ها هم همین منطق را دارند. معمولا سه وزن کافی است: یکی برای متن، یکی برای تاکید درون متن، و یکی برای تیترها. اگر شش وزن در طرح هست، احتمالا سه تایشان هیچ وقت به چشم کسی نمی آیند و فقط دانلود می شوند.

از کجا بفهمیم سلسله مراتب درست شده؟

سلسله مراتب یعنی خواننده بدون خواندن بفهمد چه چیزی مهم تر است. تستش هم ده ثانیه طول می کشد: چشمتان را تنگ کنید تا صفحه تار شود، یا صفحه را از دو متری نگاه کنید. آنچه در حالت تار هنوز دیده می شود، همان چیزی است که در ذهن خواننده اول می نشیند. اگر چیزی که می بینید آن چیزی نیست که می خواستید، سلسله مراتب کار نمی کند، هر چقدر هم طرح تمیز باشد.

چهار اهرم برای ساختنش دارید: اندازه، وزن، فاصله و رنگ. سه تای اول تقریبا همیشه بهتر از چهارمی کار می کنند، و از میان آن سه، فاصله ارزان ترین و کم استفاده ترین است. وقتی چیزی به اندازه کافی برجسته نیست، اولین واکنش همه بزرگ تر کردن یا تیره تر کردنش است؛ در حالی که اغلب کافی است دور و برش خالی شود.

و رنگ، اهرمی است که باید آخر از همه سراغش رفت. دلیلش ساده است: بخشی از خواننده ها رنگ را همان طور که شما می بینید نمی بینند، و اگر تنها نشانه اهمیت یک عنصر رنگش باشد، برای آنها آن عنصر با بقیه فرقی ندارد. رنگ باید تاکید سوم باشد و نه تنها تاکید.

یک اشتباه رایج که در تیترها بیشتر از هر جای دیگری دیده می شود: فاصله بالای تیتر باید بیشتر از فاصله زیرش باشد. تیتری که به اندازه مساوی از پاراگراف بالا و پایین خودش فاصله دارد، معلوم نیست به کدام متن تعلق دارد؛ و همین یک تنظیم کوچک، خوانایی ساختار یک صفحه طولانی را بیشتر از هر تغییر دیگری بالا می برد.

چهار اهرم سلسله مراتب، به ترتیبی که باید سراغشان رفت

ترتیب اتفاقی نیست: هر چه به راست فهرست می روید، اهرم روی خواننده های بیشتری کار می کند.

  • فاصله

    ارزان ترین و کم استفاده ترین. خالی کردن دور یک عنصر، اغلب جای بزرگ کردنش را می گیرد.

  • اندازه

    واضح ترین اهرم و همان که اول از همه بیش از حد استفاده می شود. از مقیاس بیرون نزنید.

  • وزن

    برای تاکید درون یک پاراگراف بهترین است، چون اندازه را عوض نمی کند و سطر را نمی شکند.

  • رنگ

    آخرین اهرم. برای خواننده ای که رنگ را جور دیگری می بیند، اگر تنها نشانه باشد یعنی هیچ نشانه ای نیست.

این ترتیب برای متن است. در یک نمودار یا نقشه، رنگ بالاتر می آید، به شرطی که تنها نشانه نباشد.

مسیر سریع با هوش مصنوعی

مسیر سریع اینجا آن چیزی نیست که انتظارش را دارید. درخواست معمولی از یک مدل «یک جفت فونت خوب پیشنهاد بده» است و جوابش تقریبا همیشه بی فایده است، چون مدل اسم قلم هایی را می آورد که برای فارسی وجود ندارند یا وزن کافی ندارند. کار حرفه ای برعکس است: به مدل متن های واقعی خودتان و عرض ظرف را می دهید و از او یک مقیاس می خواهید که <em>اندازه کم کند</em>، نه اضافه.

  1. از صفحه فعلی، هر اندازه قلمی که واقعا استفاده شده را بیرون بکشید. در ابزار توسعه دهنده مرورگر، برگه Computed روی هر عنصر همین را می گوید و لازم نیست کد را بخوانید.
  2. همان فهرست را با یک نمونه واقعی از تیتر و پاراگراف خودتان به دستور زیر بدهید. یک مدل سریع و ارزان از رده Gemini Flash کافی است؛ این کار حساب و مرتب کردن است و نه قضاوت. انتخاب فعلی ما میان مدل ها در <a class="text-link" href="/ai/">بخش هوش مصنوعی</a> نگه داشته می شود.
  3. از خروجی، اول ستون «حذف شود» را بخوانید و نه ستون مقیاس جدید. اگر مدل هیچ اندازه ای را برای حذف پیشنهاد نداده، یا صفحه شما از اول تمیز بوده یا دستور را درست ندادید.
  4. مقیاس جدید را روی طولانی ترین صفحه سایت اعمال کنید و نه روی صفحه اصلی. صفحه اصلی معمولا کوتاه است و هر مقیاسی رویش خوب به نظر می رسد؛ صفحه ای که سه هزار کلمه دارد، اشکال ها را نشان می دهد.

نسخه آماده کپی

اندازه های قلمی که الان در صفحه من استفاده می شوند:
{فهرست اندازه ها، مثلا 13px, 14px, 15px, 17px, 20px, 22px, 28px, 34px}

عرض ظرف متن: {عدد} پیکسل
زبان متن: {فارسی یا هر زبان دیگر}
یک نمونه تیتر: {تیتر واقعی}
یک نمونه پاراگراف: {دو سه جمله واقعی}

۱. یک جدول بده با سه ستون: اندازه فعلی، نقشی که حدس می زنی دارد، و «بماند» یا «حذف شود». هدف رسیدن به حداکثر پنج اندازه است.
۲. برای اندازه هایی که می مانند، یک مقیاس با نسبت ثابت پیشنهاد بده و نسبت را صریح بنویس. همه را بر حسب rem بنویس، با پایه ۱۶ پیکسل.
۳. برای هر تیتر یک clamp() بنویس با هر سه مقدار: کمینه، مقدار شناور بر حسب vw، و بیشینه.
۴. عرض متن را بر حسب ch حساب کن و بگو با عرض ظرفی که دادم، هر سطر تقریبا چند ch می شود. اگر از هشتاد بیشتر شد، صریح بگو.
۵. فاصله سطر پیشنهادی را برای متن بدنه بنویس و بگو چرا برای این زبان همان عدد را انتخاب کردی.

هیچ اسم فونتی پیشنهاد نده. اندازه ای که در فهرست من نیست هم اضافه نکن مگر اینکه بگویی جای کدام دو اندازه را می گیرد.

قبل از اعتماد به خروجی: سه مرز. اول اینکه مدل صفحه شما را نمی بیند و فقط فهرستی از عددها را دارد؛ نقشی که برای هر اندازه حدس می زند ممکن است اشتباه باشد و شما باید ستون دوم را قبل از ستون سوم بخوانید. دوم اینکه عدد ch را که می دهد باید یک بار خودتان روی صفحه واقعی چک کنید، چون فقط قلم واقعی می داند عرض رقم صفرش چقدر است. و سوم، همان چیزی که این درس با آن شروع شد: هیچ مقیاسی نمی تواند صفحه ای را که ساختارش اشتباه است درست کند. اگر یک صفحه دو تیتر اصلی دارد، مشکل تایپوگرافی نیست.

هوش مصنوعی در این کار

موضع ما درباره تایپوگرافی و هوش مصنوعی این است: برای مرتب کردن چیزی که دارید عالی است، برای پیشنهاد قلم بی فایده و گاهی خطرناک. مدل ها در چیدن یک مقیاس، نوشتن clamp، پیدا کردن اندازه های تکراری و ترجمه یک طرح به CSS خوب اند. ولی وقتی اسم قلم می دهند، از داده ای حرف می زنند که تقریبا تمامش لاتین است، و برای فارسی همان لحظه از دستشان در می رود.

ابزارهایی که واقعا کمک می کنند

  • Claude برای همان دستور بالا مناسب ترین است، چون خروجی اش CSS قابل استفاده در می آید و نه توضیح: مقیاس به شکل متغیر، clamp با هر سه مقدار، و اندازه های تکراری علامت زده. ایران در هیچ کدام از دو فهرست کشورهای پشتیبانی شده انتروپیک نیست و این را روی صفحه خود انتروپیک خوانده ایم، نه از تست شبکه.
  • Gemini وقتی به جای فهرست عددها یک اسکرین شات دارید بهتر جواب می دهد: تصویر صفحه را می خواند و می گوید کدام دو عنصر اندازه شان آنقدر نزدیک است که تفاوتشان دیده نمی شود. صفحه خود گوگل می نویسد اپ وب جمنای در بیش از دویست و سی کشور و منطقه در دسترس است و ایران در آن فهرست نیست.
  • Google Fonts هوش مصنوعی نیست، ولی جوابی است که مدل ها باید می دادند و نمی دهند: فهرست قلم هایی که واقعا خط عربی و فارسی را پوشش می دهند، با فیلتر زیرمجموعه، و پروانه هر کدام روی صفحه خودش. وقتی مدلی اسم قلمی می دهد، اول اینجا چک کنید که آن قلم اصلا فارسی دارد یا نه.

کجا نتیجه معکوس می دهد

خطر مشخص و قابل تکرار اینجا این است: مدل ها قلم پیشنهاد می دهند که برای فارسی وجود ندارد. یک مدل که روی داده عمدتا انگلیسی آموزش دیده، وقتی از او «جفت فونت مناسب یک سایت مدرن» می خواهید، اسم های آشنای لاتین را می آورد؛ و اگر آنها را روی یک سایت فارسی بگذارید، مرورگر برای حروف فارسی به قلم جایگزین می افتد و صفحه با دو قلم متفاوت رندر می شود بدون اینکه شما خبر داشته باشید. قبل از پذیرفتن هر اسمی، آن قلم را در فهرست زیرمجموعه عربی گوگل فونتس یا در سایت خود سازنده چک کنید.
خطر دوم پروانه است. یک مدل به شما نمی گوید که قلم پیشنهادی اش پروانه وب دارد یا نه، و برای پروژه یک مشتری این تفاوت مالی و حقوقی دارد. پروانه هر قلم روی صفحه خودش نوشته شده و خواندنش سی ثانیه است.
و خطر سومی که به تایپوگرافی مربوط نیست ولی موقع کار با مدل ها همیشه هست: هر تصویر یا فایل طرحی که در چت می گذارید از دستگاه شما بیرون رفته، و سرنوشتش به پلن و تنظیمات همان سرویس بستگی دارد و روی صفحه استفاده از داده خودشان نوشته شده. برای اینکه بدانید هر کدام از این ابزارها از ایران چطور قابل پرداخت است راهنمای خرید را ببینید.

منبع ها: Google Fonts: families covering the Arabic script Anthropic: supported countries Google: where the Gemini web app is available

حد این توصیه

هر چه در این درس آمد درباره متنی است که روی صفحه خوانده می شود و در یک ستون می نشیند. برای چاپ، عددها عوض می شوند چون واحد نقطه است و نه پیکسل و فاصله خواندن ثابت تر است. برای متن چند ستونی، طول سطر معنای دیگری پیدا می کند و سقف هشتاد کاراکتر خیلی زودتر می رسد. و یک مرز بزرگ تر که باید صریح گفت: این درس تایپوگرافی عمومی است و برای یک سایت فارسی کافی نیست. پیوستگی حروف، نیم فاصله، عدد فارسی و ساب ست کردن قلم، هیچ کدام اینجا حل نشدند و درس بعدی همین مسیر به آنها اختصاص دارد.

از تجربه خود ما

همین سایت پنج وزن از قلمش را در پوشه قالب دارد و فقط سه تا را بارگذاری می کند: ۴۰۰، ۷۰۰ و ۸۰۰. وزن ۵۰۰ و ۶۰۰ عمدا حذف شده اند و این حذف بی جبران نیست: قاعده انطباق قلم در CSS، وزن ۵۰۰ را به ۴۰۰ و وزن ۶۰۰ را به ۷۰۰ می رساند، و چون هم ۷۰۰ و هم ۸۰۰ موجودند مرورگر هیچ وقت مجبور نمی شود ضخیم مصنوعی بسازد. صرفه اش روی هر صفحه یک دانلود بیست و پنج کیلوبایتی است و روی صفحه هایی که وزن ۵۰۰ داشتند، دو تا.
و انتخابی که ارزش بیشتری دارد: بلوک @font-face این سایت font-display: optional دارد و نه swap. تفاوتشان یک کلمه است و نتیجه شان یکی نیست: با swap، مرورگر اول قلم جایگزین را نشان می دهد و وقتی قلم اصلی رسید متن را عوض می کند، و همان لحظه چیدمان تکان می خورد. با optional، اگر قلم به موقع نرسد مرورگر همان قلم جایگزین را برای آن بازدید نگه می دارد و هرگز وسط کار سوئیچ نمی کند. یعنی جابه جایی چیدمان از سوئیچ قلم قطعا صفر می شود، به قیمت اینکه بازدید اول ممکن است با قلم سیستمی دیده شود. برای سایتی که سرعتش را با Core Web Vitals می سنجد، این معامله را قبول کرده ایم.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند

اندازه متن بدنه چقدر باشد؟

برای متنی که قرار است طولانی خوانده شود، از شانزده پیکسل کمتر نروید و اگر متن فارسی است یکی دو پیکسل بالاتر معمولا بهتر جواب می دهد. عدد دقیق به قلم بستگی دارد و نه به قاعده، چون دو قلم با یک اندازه یکسان ارتفاع ایکس متفاوتی دارند؛ تنها راه درست، نگاه کردن به متن واقعی روی گوشی واقعی است.

متن را از دو طرف تراز کنم؟

روی وب نه. همان بند ۱.۴.۸ استاندارد WCAG که سقف طول سطر را می گذارد، صریح می گوید متن نباید از دو طرف تراز شود؛ دلیلش رودخانه های فضای سفیدی است که بین کلمه ها می افتد و چشم را می اندازد. در چاپ که کنترل شکستن خط و ذخیره کلمه بیشتر است، داستان فرق می کند.

قلم را از سرور خودم بدهم یا از گوگل فونتس؟

از سرور خودتان. یک دامنه کمتر یعنی یک اتصال کمتر و یک نقطه شکست کمتر، و کنترل کامل روی font-display و ساب ست. برای بازدیدکننده ایرانی یک دلیل عملی هم اضافه می شود: هر منبعی که از یک دامنه خارجی می آید، یک وابستگی است که ممکن است روزی کند یا در دسترس نباشد و شما هیچ کاری هم نتوانید بکنید.