فیشینگ چیست و چطور تشخیص دهیم
فیشینگ یعنی پیامی که خودش را جای یک فرستنده معتبر جا می زند تا شما رمز یا کد یا پول را با دست خودتان تحویل بدهید. تشخیصش از روی «حرفه ای به نظر می رسد یا نه» ممکن نیست؛ از روی یک ترتیب ثابت از چهار سوال ممکن است.
- درس ۴ از ۱۲
- مقدماتی
- رایگان، بدون ثبت نام
اولین سوال، چون تنها سوالی است که خود پیام نمی تواند رویش اثر بگذارد
این پیام را انتظار داشتید؟
هرچه داخل پیام است بی اعتبار می شود
- روی هیچ لینکی از داخل پیام نروید
- شماره تماس داخل پیام هم مال خود پیام است
- سایت یا اپ را خودتان باز کنید و همان جا نگاه کنید
- اگر خبری واقعی باشد، در حساب خودتان هم هست
باز هم سه سوال بعدی را بپرسید
- عجله دارد یا مهلت طبیعی می دهد؟
- دامنه بعد از آخرین نقطه همانی است که فکر می کنید؟
- رمز یا کد یا رمز پویا می خواهد؟ همان جا تمام است
- از یک همکار است ولی نامعمول؟ با راه دوم تایید بگیرید
شاخه راست پیام را بی خطر نمی کند. حتی پیامی که منتظرش بودید، اگر رمز یا کد بخواهد، همان جا متوقف می شود.
آخرین بررسی: فکت ها و نام ابزارهای این درس در همین تاریخ با منابعشان بازبینی شده اند.
چرا فیشینگ با دقت بیشتر حل نمی شود
فیشینگ به سیستم کامپیوتری شما حمله نمی کند. به ترتیب تصمیم گیری شما حمله می کند. هیچ رخنه ای در کار نیست: پیام می آید، شما را در وضعیتی می گذارد که فکر کردن سخت است، و بعد از شما می خواهد کاری کنید که در حالت عادی نمی کردید.
هر پیام فیشینگ سه چیز کنار هم دارد. یک بهانه که باورپذیر است، یک مرجع که شناخته شده است، و یک عجله که وقت فکر کردن را می گیرد. حساب شما مسدود می شود، سفارشتان برگشت می خورد، تا امشب فرصت دارید. عجله جزو تزئینات نیست؛ خود ابزار است.
یک تصور غلط را همین اول کنار بگذاریم. سال ها به مردم گفتند نشانه فیشینگ، فارسی بد و غلط املایی است. آن نشانه دیگر کار نمی کند. متن روان و بی غلط، امروز هزینه ای ندارد و هر کسی می تواند آن را تولید کند. اگر تشخیص شما به کیفیت نگارش وابسته باشد، دقیقا روی چیزی حساب کرده اید که آسان تر از همه قابل جبران است.
موضع ما این است: تشخیص فیشینگ یک احساس نیست، یک رویه است. آدم دقیق در روز خوب هم گول می خورد، چون در روز بد کسی حواسش جمع نیست. چیزی که در روز بد هم کار می کند، ترتیب ثابتی از سوال هاست که همیشه یکسان اجرا می شود، حتی وقتی پیام از یک آدرس آشنا آمده.

چهار سوالی که به ترتیب می پرسیم
ترتیب اینجا خودش نصف ماجراست. سوال ها از ارزان ترین به گران ترین چیده شده اند، یعنی از چیزی که بدون باز کردن هیچ لینکی جواب دارد تا چیزی که نیاز به بررسی دارد. اگر سوال اول جواب بدهد، بقیه لازم نمی شوند.
یک: منتظرش بودم؟ این تنها سوالی است که خود پیام نمی تواند رویش اثر بگذارد. فاکتوری که سفارشش را نداده اید، بسته ای که نفرستاده اید، هشدار حسابی که اصلا در آن سایت حساب ندارید. اگر جواب نه است، هرچه در پیام هست از این لحظه بی اعتبار می شود، از جمله لینک هایش و شماره تماسی که داخلش نوشته.
دو: عجله دارد؟ سازمان های واقعی برای کارهای مهم مهلت می دهند و راه های متعدد. تهدید بستن حساب تا امشب، جریمه ای که با تاخیر چند برابر می شود، تخفیفی که تا یک ساعت دیگر تمام است: همه یک کار می کنند و آن هم بستن پنجره فکر کردن است. عجله به تنهایی اثبات چیزی نیست، ولی وقتی با سوال اول جمع شود، تقریبا همیشه جواب روشن است.
سه: لینک همان جایی می رود که ادعا می کند؟ این سوال یک مهارت لازم دارد که در بخش بعد می آید. متن لینک هر چیزی می تواند باشد؛ چیزی که اهمیت دارد دامنه مقصد است.
چهار: چیزی می خواهد که هرگز نباید داده شود؟ یک فهرست کوتاه که استثنا ندارد: رمز، کد تایید دو مرحله ای، کد پشت کارت بانکی، رمز پویا، کدهای بازیابی، و دسترسی از راه دور به دستگاه شما. هیچ بانکی، هیچ اپراتوری و هیچ پشتیبانی ای این ها را نمی خواهد. اگر کسی خواست، صرف نظر از اینکه بقیه پیام چقدر درست به نظر می رسد، همان جا تمام است.
دو حالت هست که این ترتیب را کوتاه می کند. اگر جواب سوال چهار بله باشد، اصلا لازم نیست بقیه را بپرسید. و اگر پیام از یک آدرس واقعا آشنا آمده ولی محتوایش نامعمول است، سوال ها را رها کنید و مستقیم بروید سراغ همان کاری که در بخش آخر می آید: تماس با همان آدم از راهی که خودتان انتخاب کرده اید.
چه چیزی نگه می دارد و چه چیزی همان جا متوقفش می کند
قبل از هر کاری باید درست باشد
- منتظر همین پیام بودید
- مهلتش طبیعی است و تهدیدی در کار نیست
- دامنه بعد از آخرین نقطه حرف به حرف درست است
- هدر Authentication-Results نتیجه pass دارد
- همان خبر در حساب خودتان هم دیده می شود
یکی از اینها باشد، همان جا تمام است
- رمز حساب یا رمز کارت می خواهد
- کد تایید دو مرحله ای یا رمز پویا می خواهد
- برای واریز پول به شما، رمز کارت می خواهد
- می خواهد برنامه دسترسی از راه دور نصب کنید
- شماره حساب یک پرداخت را عوض می کند
ستون راست به تنهایی تصمیم می گیرد: یک ردیف از آن کافی است تا پیام رد شود، حتی اگر تمام ستون چپ درست باشد.
خواندن آدرس، مهارتی که همه چیز به آن برمی گردد
در یک آدرس اینترنتی، تنها بخشی که دروغ نمی گوید دامنه است، و دامنه را باید از راست به چپ خواند: از آخرین نقطه به عقب. در example.com/bank دامنه example.com است و bank فقط یک پوشه روی همان سایت. هر کسی می تواند هر پوشه ای بسازد.
سه شکلی که بیشترین قربانی را می گیرند، همگی روی همین یک نکته حساب باز می کنند. اول، نام واقعی به عنوان زیردامنه: چیزی مثل bankname.example.com، که چشم اسم آشنا را می بیند و دامنه واقعی که بعد از آخرین نقطه است را نمی خواند. دوم، نام واقعی به عنوان مسیر: example.com/bankname/login. سوم، دامنه ای که یک حرف با اصل فرق دارد یا پسوندش عوض شده. هر سه در یک نگاه سریع درست به نظر می رسند و همین کافی است.
روش عملی خواندن، دو قدم بیشتر ندارد. آخرین نقطه را پیدا کنید و یک کلمه قبل و بعدش را بخوانید؛ آن دو تکه، هویت واقعی سایت اند. بقیه آدرس، هر چقدر هم طولانی و پر از کلمه آشنا، فقط چیزی است که صاحب همان دامنه نوشته. ساختار کامل یک آدرس و اینکه هر تکه اش چه کار می کند، در مسیر اینترنت و شبکه درس جداگانه ای دارد، و خواندنش قبل از ادامه این درس ارزش دارد.
روی گوشی، این کار سخت تر است و باید صادق بود: نوار آدرس کوتاه است، آدرس های طولانی بریده نشان داده می شوند، و نگه داشتن انگشت روی لینک هم همیشه مقصد کامل را نشان نمی دهد. قاعده ای که روی گوشی هم کار می کند این است: به جای بررسی لینک، از لینک استفاده نکنید. اپ بانک یا سایت را خودتان باز کنید. اگر خبری هست، همان جا هم هست.
و یک چیز که کمتر گفته می شود: قفل کنار آدرس هیچ ربطی به صداقت سایت ندارد. آن قفل فقط می گوید ارتباط رمزگذاری شده است، و صفحه جعلی هم به سادگی می تواند رمزگذاری شده باشد. قفل یعنی کسی وسط راه حرف شما را نمی خواند؛ یعنی نمی گوید طرف مقابل کیست.
الگوهایی که در ایران بیشتر دیده می شوند
پیام های فیشینگ محلی چند قالب ثابت دارند و شناختن قالب، از حفظ کردن نمونه ها مفیدتر است. نمونه ها هر ماه عوض می شوند؛ قالب ها سال هاست ثابت مانده اند. متن واقعی هیچ کدام را اینجا بازتولید نمی کنیم، چون هدف تشخیص است نه ساختن.
قالب بانکی. ادعا: مشکلی در حساب یا کارت شما پیش آمده. خواسته: ورود به یک درگاه برای تایید هویت یا فعال سازی مجدد. نشانه ساختاری: صفحه ای که هم شماره کارت و هم رمز دوم و هم کد پیامکی را در یک فرم می خواهد. درگاه واقعی بانکی هرگز همه اینها را از یک صفحه غیربانکی نمی گیرد و رمز اینترنتی شما را هم نمی پرسد.
قالب حمایتی و سهام. ادعا: پرداختی به شما تعلق گرفته، یارانه یا سهام یا مبلغ برگشتی. خواسته: ثبت اطلاعات بانکی برای واریز. نشانه ساختاری: هیچ سازمانی برای واریز پول به شما، به رمز کارت شما احتیاج ندارد. شماره حساب برای واریز کافی است و رمز فقط برای برداشت لازم است. همین یک جمله، کل این قالب را از کار می اندازد.
قالب مرسوله و گمرک. ادعا: بسته ای برای شما هست و هزینه کوچکی مانده. خواسته: پرداخت مبلغ کم از طریق لینک. نشانه ساختاری: مبلغ عمدا ناچیز است تا فکر نکنید ارزش بررسی دارد، در حالی که چیزی که واقعا می خواهند اطلاعات کارت است و نه آن مبلغ.
قالب کاری. ادعا: پیامی از یک همکار یا مدیر، معمولا با لحن عادی. خواسته: تغییر شماره حساب یک پرداخت، یا باز کردن یک فایل. این قالب خطرناک ترین است چون هیچ کدام از نشانه های بالا را ندارد. تنها چیزی که جلویش را می گیرد، عادت تایید از راه دوم است: تماس با همان آدم با شماره ای که خودتان از قبل دارید.
یک نکته درباره پیامک که مرتب پرسیده می شود: نام یا شماره فرستنده ای که روی صفحه گوشی می بینید، مدرک نیست. حتی وقتی همان شماره همیشگی باشد، پیام جدید در همان رشته گفتگو می نشیند و آشنا به نظر می رسد. قاعده ای که هر دو حالت را پوشش می دهد ساده است: به بانک هرگز از داخل یک پیام نروید.
فرستنده واقعا کیست، و چیزی که خود ایمیل لو می دهد
خط From در یک ایمیل، متنی است که فرستنده خودش تایپ کرده. درست مثل نام فرستنده روی پاکت نامه: هر چیزی می شود نوشت. برای همین سه سازوکار ساخته شد که سرور گیرنده بتواند بررسی کند نامه واقعا از آن دامنه آمده یا نه، و نتیجه شان را در هدرهای همان نامه می نویسد.
SPF می گوید کدام سرورها حق دارند از طرف این دامنه نامه بفرستند. DKIM یک امضای رمزنگاری روی خود نامه می گذارد که با کلید عمومی منتشرشده در DNS بررسی می شود. DMARC می گوید اگر آن دو نتیجه ندادند، گیرنده چه کند: هیچ، یا بینداز در اسپم، یا اصلا نپذیر. سازوکارشان درس جداگانه ای در همان مسیر اینترنت و شبکه دارد؛ اینجا فقط به نتیجه امنیتی اش کار داریم.
نتیجه عملی این است: در هر ایمیل می توانید هدر Authentication-Results را باز کنید و ببینید سرور گیرنده چه گفته. اگر نوشته spf=fail یا dkim=fail یا dmarc=fail، نامه ادعایی کرده که نتوانسته ثابت کند. این یک نشانه محکم است و در چند ثانیه دیده می شود.
حالا مهم ترین جمله این بخش، که تقریبا هیچ جا گفته نمی شود: pass بودن هر سه، صداقت را ثابت نمی کند. این سه سازوکار به یک سوال جواب می دهند و فقط به همان: آیا این نامه واقعا از این دامنه آمده؟ کسی که امروز یک دامنه شبیه ثبت کند، تا عصر همان روز می تواند هر سه رکورد را درست بگذارد و از آن به بعد نامه هایش با pass کامل می رسند. یعنی pass یعنی «فرستنده صاحب همین دامنه است»، و شما هنوز باید خودتان بخوانید که آن دامنه، همانی است که فکر می کنید یا یک حرفش فرق دارد.
پس ترتیب درست این است: اول هدر را نگاه کنید، چون fail کار را همان جا تمام می کند. اگر pass بود، آن وقت دامنه ای که pass شده را حرف به حرف با دامنه واقعی مقایسه کنید. مرحله دوم را نمی شود به هیچ سیستمی سپرد؛ همان جایی است که چشم آدم لازم است.
کلیک کردم؛ حالا به ترتیب چه کار کنم
اول یک چیز که آرامتان می کند و درست هم هست: باز کردن یک صفحه، به تنهایی، معمولا اتفاق بزرگی نیست. خطر از جایی شروع می شود که چیزی تایپ کرده باشید یا فایلی را باز کرده باشید. پس اولین کار این است که بدانید دقیقا چه کاری کرده اید.
اگر فقط صفحه باز شده و چیزی وارد نکرده اید: صفحه را ببندید و همان جا تمام است. لازم نیست دستگاه را خاموش کنید یا کارت بانکی را ببندید.
اگر رمز وارد کرده اید: از یک راه دیگر وارد همان سرویس شوید، نه از آن لینک؛ آدرس را خودتان تایپ کنید یا اپ رسمی را باز کنید. رمز را عوض کنید، و اگر همان رمز جای دیگری هم استفاده شده بود، آنجا هم عوضش کنید. بعد در تنظیمات همان حساب، جلسه های فعال را ببینید و همه دستگاه های دیگر را خارج کنید. ترتیب مهم است: تا وقتی جلسه فعال کسی باز باشد، عوض کردن رمز به تنهایی او را بیرون نمی اندازد.
اگر کد تایید دو مرحله ای را هم وارد کرده اید: فرض را بر این بگذارید که همین حالا کسی داخل حساب است. همان مسیر بالا را با عجله بروید و بلافاصله کدهای بازیابی را از نو بسازید، چون کدهای قبلی ممکن است دیده شده باشند.
اگر اطلاعات کارت بانکی داده اید: به بانک زنگ بزنید، با شماره ای که پشت کارت نوشته شده و نه شماره ای که در پیام بود، و کارت را مسدود کنید. سرعت اینجا واقعا مهم است.
و اگر این اتفاق روی حساب کاری افتاده: همان لحظه به کسی که سایت یا شبکه را اداره می کند بگویید، حتی اگر خجالت آور باشد. تاخیر همان چیزی است که یک اشتباه کوچک را به یک حادثه تبدیل می کند، چون در آن فاصله کسی می تواند از حساب شما به بقیه هم پیام بدهد.
ترتیبی که بعد از وارد کردن رمز باید طی شود
-
۱
رمز را از راه دیگری عوض کنید
آدرس را خودتان تایپ کنید یا اپ رسمی را باز کنید، نه لینک همان پیام.
-
۲
جلسه های فعال را ببندید
در تنظیمات حساب، خروج از همه دستگاه ها. بدون این قدم، قدم اول ناقص است.
-
۳
کدهای بازیابی را از نو بسازید
اگر کد تایید دو مرحله ای هم وارد شده، این قدم فوری است و صبر نمی کند.
-
۴
به کسی که باید بداند خبر بدهید
بانک برای کارت، و مدیر سایت یا شبکه برای حساب کاری. تاخیر گران ترین بخش ماجراست.
قدم دوم معمولا جا می افتد و همان جایی است که کار خراب می ماند: تا جلسه فعال بسته نشود، عوض کردن رمز کسی را بیرون نمی اندازد.
مسیر سریع با هوش مصنوعی
همه می گویند «آدرس فرستنده را چک کن»، در حالی که آدرس فرستنده را خود فرستنده تایپ کرده. کاری که تقریبا هیچ کاربری انجام نمی دهد و در دو دقیقه شدنی است، خواندن نتیجه ای است که سرور گیرنده خودش نوشته و همان جا در نامه ذخیره کرده. هدرهای ایمیل عمدا نازیبا هستند و کسی حوصله شان را ندارد؛ دقیقا برای همین مدل زبانی اینجا کار درستی انجام می دهد: ترجمه یک بلوک فنی به یک جمله. مدل سریع و ارزان از رده Flash کافی است و انتخاب فعلی ما در بخش هوش مصنوعی همین سایت فهرست شده.
- در سرویس ایمیلتان، متن اصلی پیام را باز کنید. در جیمیل اسمش نمایش نسخه اصلی است و در بیشتر سرویس های دیگر نمایش منبع.
- فقط بلوک هدرها را کپی کنید، نه متن نامه. اگر آدرس خودتان یا نام مشتری در هدرها هست، همان جا پاکش کنید.
- از مدل بخواهید بگوید هر یک از spf و dkim و dmarc چه نتیجه ای داده و هر کدام کدام دامنه را تایید کرده اند.
- دامنه ای که تایید شده را خودتان حرف به حرف با دامنه واقعی مقایسه کنید. این آخرین قدم است و به مدل سپرده نمی شود.
نسخه آماده کپی
پرامپت، همراه با بلوک هدرها:
اینها هدرهای یک ایمیل است. متن نامه عمدا فرستاده نشده.
فقط بر اساس همین هدرها جواب بده و چیزی را حدس نزن:
۱) نتیجه spf و dkim و dmarc هر کدام چه بود؟ pass یا fail یا none؟
۲) هر کدام دقیقا کدام دامنه را تایید کرده اند؟ دامنه ها را عینا بنویس.
۳) دامنه ای که dkim امضایش کرده، با دامنه ای که در From نوشته شده یکی
است یا فرق دارد؟
۴) اگر نتیجه ای در این هدرها نیست، بگو نیست؛ برایش دلیل نساز.
در پایان یک جمله بنویس: این نامه ثابت کرده از کدام دامنه آمده.
درباره اینکه آن دامنه معتبر است یا نه اظهار نظر نکن؛ آن کار من است.
قبل از اعتماد به خروجی: مهم ترین قید همین مسیر است و بدون آن، این کار خطرناک تر از انجام ندادنش است: pass بودن هر سه، فقط ثابت می کند نامه از همان دامنه ای آمده که ادعا کرده. یک دامنه شبیه که امروز ثبت شده، فردا هر سه را کامل دارد و نتیجه اش هم pass است. پس این مسیر یک سوال را جواب می دهد و سوال دوم را روی دوش شما می گذارد: آن دامنه، همانی است که فکر می کنید؟ قید دوم ساده تر است: متن نامه را داخل چت نگذارید، مخصوصا اگر نام مشتری یا مبلغ یا اطلاعات شخصی در آن هست. هدرها برای این کار کافی اند.
هوش مصنوعی در این کار
در این موضوع هوش مصنوعی دو طرف دارد و صادقانه اش این است که هر دو طرف واقعی اند. طرف مفیدش خواندن چیزهای فنی است که کاربر عادی نمی خواندشان: هدرهای ایمیل، ساختار یک آدرس طولانی، و متن یک صفحه شرایط. طرف دیگرش این است که همان توانایی، نوشتن یک پیام فیشینگ بی نقص را هم ارزان کرده و نشانه ای که سال ها به مردم یاد داده بودیم را از کار انداخته.
ابزارهایی که واقعا کمک می کنند
- Gemini برای ترجمه بلوک هدرهای ایمیل به یک جمله، با مدل سریع و ارزانش. صفحه خود گوگل می گوید اپ وب جمنای در بیش از دویست و سی کشور و منطقه کار می کند و ایران در آن فهرست نیست.
- Claude برای وقتی می خواهید یک آدرس طولانی یا یک متن شرایط را تکه تکه توضیح دهد. ایران در هیچ کدام از دو فهرست کشورهای پشتیبانی شده انتروپیک نیست و ما این را روی صفحه خودشان خواندیم.
- ChatGPT همان دو کار. درباره دسترسی از ایران ادعایی نمی کنیم: صفحه کشورهای پشتیبانی شده اوپن ای آی از این سرور ۴۰۳ می دهد.
کجا نتیجه معکوس می دهد
اولین ریسک را باید بی تعارف گفت: نشانه «فارسی بد» مرده است. تشخیص فیشینگ از روی غلط املایی و ترجمه ماشینی، سال ها آموزش داده شد و امروز دیگر کار نمی کند، چون تولید متن روان و بی غلط عملا رایگان شده. اگر آموزشی که به همکارانتان می دهید هنوز روی این نشانه ایستاده، همان آموزش را عوض کنید؛ نشانه های ساختاری این درس، یعنی انتظار نداشتن پیام و عجله و دامنه و درخواست راز، هیچ کدام با روان تر شدن متن از بین نمی روند. ریسک دوم این است که از مدل بپرسید «این پیام فیشینگ است؟». مدل جواب می دهد و جوابش مطمئن به نظر می رسد، در حالی که هیچ لینکی را باز نکرده و هیچ دامنه ای را بررسی نکرده؛ بدتر اینکه دامنه های شبیه در داده آموزشی با اصل قاطی می شوند. ریسک سوم مربوط به خود شماست: پیام مشکوکی که برایتان آمده معمولا پر از اطلاعات واقعی است، از نام مشتری تا مبلغ فاکتور، و گذاشتنش در یک چت عمومی یعنی فرستادن همان اطلاعات به یک شرکت دیگر؛ اینکه محتوا نگه داشته شود یا به آموزش برود، به پلن و تنظیمات همان سرویس بستگی دارد و خود شرکت ها نوشته اند، از جمله صفحه حریم خصوصی گوگل برای اپ های جمنای.
منبع ها: Google: Gemini Apps privacy Where you can use the Gemini web app Anthropic supported countries
حد این توصیه
چهار سوال این درس برای کمپین های انبوه ساخته شده اند و همان جا هم بیشترین اثر را دارند. جایی که کم می آورند، حمله هدفمند است: پیامی که نام پروژه واقعی شما را می داند، به وقت درست می رسد، و از حساب واقعی یک همکار که خودش قربانی شده فرستاده می شود. آن پیام هر چهار سوال را رد می کند، چون همه چیزش درست است. تنها چیزی که در آن حالت باقی می ماند، عادت تایید از راه دوم است پیش از هر جابه جایی پول یا هر تغییر شماره حساب. مرز دوم، ابزارهاست: هشدارهای مرورگر و فیلترهای اسپم بر پایه فهرست های شناخته شده کار می کنند و یک صفحه ای که یک ساعت پیش ساخته شده هنوز در هیچ فهرستی نیست، پس نبودن هشدار هیچ چیزی را ثابت نمی کند. و مرز سوم: این درس یک نفر را محافظت می کند، نه یک سازمان را؛ آنجا آموزش تیم و یک مسیر گزارش دادن که کسی را شرمنده نکند، از هر تنظیم فنی مهم تر است.
از تجربه خود ما
ما هفت دامنه را روی همین سرور اداره می کنیم و هر هفت تا را خودمان برای فرستادن ایمیل تنظیم کرده ایم. در ۲۰۲۶-۰۹-۰۷ هر سه رکورد را روی هر هفت دامنه از DNS عمومی خواندیم و هر سه روی هر هفت تا موجود بود. چیزی که این کار به ما یاد داد، دقیقا همان جمله ای است که در بخش چهارم این درس نوشتیم: راه انداختن این سه رکورد، سه رکورد DNS و یک بعدازظهر کار است. کسی که یک دامنه شبیه ثبت می کند هم دقیقا همین سه رکورد را می گذارد و از فردا نامه هایش با pass کامل می رسند. یک نکته دوم هم از همین بررسی درآمد که خودمان را هم شامل می شود: سیاست DMARC هفت دامنه ما یکسان نیست. سه تا روی quarantine اند، یکی روی reject، و سه تا هنوز روی none، یعنی «فقط گزارش بده و کاری نکن». دلیلش هم بهانه نیست، یک تصمیم است: بردن یک دامنه از none به reject بدون خواندن گزارش ها، ریسک انداختن ایمیل های واقعی خودمان را دارد. پس این رکوردها یک پیچ اند که صاحب دامنه می چرخاند، نه یک مهر تایید که کسی به او داده باشد. هر خواننده ای می تواند همین را روی دامنه ما و روی دامنه بانک خودش با یک دستور dig ببیند.
سوال هایی که واقعا پرسیده می شوند
فقط لینک را باز کردم و چیزی وارد نکردم؛ اتفاقی افتاده؟
در بیشتر موارد نه. صفحه ای که فقط باز شده و چیزی از شما نگرفته، معمولا کاری نکرده جز اینکه بداند لینک باز شده. دو حالت استثناست: اگر بعد از باز شدن، فایلی دانلود و اجرا شده باشد، یا اگر مرورگر و سیستم عاملتان مدت هاست به روزرسانی نشده باشند. اگر هیچ کدام نیست، صفحه را ببندید و ادامه بدهید.
پیامک از همان شماره همیشگی بانک آمده؛ باز هم ممکن است جعلی باشد؟
نام یا شماره ای که روی صفحه گوشی می بینید، مدرک نیست و ما هم ادعا نمی کنیم دقیقا در چه شرایطی جعل می شود، چون خودمان اندازه اش نگرفته ایم. چیزی که مستقل از این بحث درست می ماند این است: هیچ وقت از داخل یک پیامک به بانک نروید. اپ بانک یا سایتش را خودتان باز کنید؛ اگر واقعا مشکلی هست، همان جا هم نوشته شده.
آنتی ویروس یا هشدار مرورگر جلوی فیشینگ را نمی گیرد؟
بخشی را می گیرند و آن بخش هم ارزشمند است، ولی هر دو بر پایه فهرست های آدرس های شناخته شده کار می کنند. یک صفحه فیشینگ که همین امروز ساخته شده، تا وقتی کسی گزارشش نکند در هیچ فهرستی نیست. یعنی هشدار دیدن یک نشانه محکم است، ولی هشدار ندیدن هیچ چیزی را ثابت نمی کند.